جنگهای کثیف: جنگهای پنهان آمریکا

گفتگو با Jeremy Scahill خبرنگار و کارگردان آمریکایی
ترجمه از: 
رضا کاویانی

این خبرنگار و کارگران در مورد حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی (پهپادها) و عملیات پنهانی نیروهای آمریکایی و همچنین در افشاگری پرونده های NSA چهره ای شناخته شده است. او همچنین کتاب "جنگهای کثیف" را انتشار داده است که بدنبال این کتاب، فیلم جنگهای کثیف نیز در سال ٢٠١٤ در کشور آلمان به نمایش در خواهد آمد. او در این فیلم توضیح می دهد که چگونه هنگام تحقیق در مورد یک پرونده کشتار مردم افغانستان توسط نیروهای آمریکایی، با یک گروه ویژه امنیتی آمرکایی بر خورد می کند. این گروه مرتبط با نیروهای ویژه (Jsoc ) است که در تمام دنیا عملیات پنهان نیروهای آمریکایی را پیش می برند. وی که خود با مجله سیاسی" ناسیون" همکاری دارد، می خواهد با "گلن گرینوالد"روزنامه نگار انگلیسی در روزنامه گاردین ( افشاگر پرونده NSA ) و خانم "لاورا پویتراس" کارگردان فیلمهای گزارشی و تحقیقی، و همچنین با همکاری ( پیر امید یار - بنیانگزار ایرانی تبار Ebay ) یک صفحه اینترنتی روزنامه نگاری با سرمایه ٢٥٠ میلیون دلار بسازد. او در حال حاضر همراه با "گلن گرینوالد" در مورد نقش NSA در جنگ های پنهان آمریکا تحقیق می کند.

 

س- وقتی که هر کس پرونده NSA و گزارش Amnesty را در مورد جنگ پهپاد ها می خواند و کتاب شما را در مورد عملیات Jsoc هم خوانده باشد این سوال پیش می آید: آیا اوباما نمی خواهد جلوی عملیات پنهانی دولت بوش را بگیرد؟

ج- اوه! در آغاز دوره ریاست جمهوری اش در یک سخنرانی گفت: آمریکا شکنجه را محکوم می کند، کوانتانامو بسته خواهد شد و برنامه های سازمان سیا ادامه نخواهد داشت. اما هر وقت سازمانهای حقوق بشر در مورد سیاست های امنیتی آمریکا سوال می کنند، این جواب به آنها داده می شود که نمیشود همه اسرار و اطلاعات را به همه نشان داد، چون برای سیاست های پنهانی دولت مهم هستند. اوباما این کار ها و عملیات پنهانی را تماما زیر نظر خودش گرفته است.

س- بعد از " واتر گیت "، پارلمان آمریکا حجم بزرگی از کار های پنهانی دولت آمریکا را ممنوع کرد.

ج- فقط برای رسوایی" واتر گیت" نبود، سیا در اوایل دهه ٥٠، آغاز به فعالیت کرد، یکی از کارهای اولیه اش سرنگونی دولت"یاکوبو آربنز" در گواتمالا بود، با وجودی که او از طریق انتخابات آزاد به قدرت رسیده بود. این آغاز یک دوره بود، آمریکا در شیلی دولت سالوادر آلنده را از قدرت سرنگون کرد و ژنرال پینوشه را جانشین او کرد. آنها با کمک های مالی به گروههای ضد دولتی ومسلح کردن آنها در امور داخلی دیگر کشور ها پا به میدان گذاشتند. سناتور فرانک چرچ، کمیته ای را بنیان گذاشت تا هم از عملیات پنهانی سیاست خارجی آمریکا و هم از شکار و تعقیب روزنامه نگران و سیاستمداران داخل آمریکا جلو گیری کند. آن دوره، دوره خیلی کثیفی بود، به همین دلیل من هم اسم این کتاب و فیلم خود را " جنگ های کثیف " گذاشتم. بویژه این که ما داریم دوباره به همان زمانها بر می گریم.

 

س- چه کسانی به تخریب دست یافته ها اقدام می کنند؟ 

ج- شخصیت های مانند دیک چینی و رونالد رامزفلد. از نظر آنها کمیته فرانک چرچ یک نقطه مهم تاریخی بود که سیاست امنیتی آمریکا را ضعیف کرده بود. بنظر آنها این اشتباه بزرگی بود که قانون حمایت از حقوق بشر بتواند امنیت دولت آمرکا را تحت فشار بگذارد و کنگره اجازه داشته باشد از سازمان سیا بخواهد تا به کابینه در مورد عملیات های پنهان گزارش دهد. به همین خاطر در تمام مدت کارشان سعی کردند همه چیز را که کمیته فرانک چرچ بنا نهاده بود، منحل کنند.

 

س- آیا موفق شدند؟

ج- بله، در سپتامبر ٢٠١٢ بوش، چینی و رامزفلد از مدت ها پیش خودشان را آمده کرده بودند که از چنین فرصتی استفاده کنند. که برنامه های خودشان را که هیچوقت امکان پیشبرد آنها وجود نداشت، پیش ببرند. جواز های بدون حد و مرز و کنترل برای استفاده از نیروهای ارتشی و قوانین امنیتی " پاتریوت "این قدرت را به آنها داد تا یک جنگ جهانی را بوجود بیاورند. به همین خاطر است این همه افکار خشن، تند رو و عجیب و قریب بوجود آمده است.

 

س- آیا آنها واقعا فرصت طلب بودند؟

ج- بله. یک گروه واقعا وجود دشت که اسمش " القاعده " بود و هواپیما ها را به ساختمان های دو قلو زد. دیک چینی که خودش برجهای دو قلو را منفجر نکرده است. وقتی کسی پرونده های اولیه نئوکنزرواتیوها را بخواند، برنامه ای برای صد سال آینده آمریکا در آن نوشته شده است که چگونه باید از این بحرانها استفاده کرد. چون بدون این نقطه ها مثل واقعه "پرلهاور - حمله ژاپن به خاک آمریکا "، امکان اجرای این قوانین در آمریکا خیلی سخت خواهد بود.

 

س- آیا اوباما نگفته بود که می خواهد به دوره نئوکنزرواتیوها پایان دهد؟

ج- بله. ولی وقتی که آدم به برنامه استراتژیک اوباما در دوره اول ریاست جمهوری اش نگاه کند و به شخصیت هایی که دور و برش بودند دقت نماید، از همان موقع هم می توانست بفهمد که او آدمی مبارزه طلب است. ما در حال حاضر یک برنده صلح نوبل داریم که درس قانون اساسی خوانده است و هر کاری که می کند به تاریک ترین نکته های دوران بوش - چینی ادامه می دهد. من فکر می کنم که دیک چینی در قایق ماهیگیری اش در " ویومینگ " نشسته است و در درون خودش خوشحال است و برایش اهمیتی ندارد که چه کسی از جمهوریخواهان رییس جمهور آینده آمریکا خواهد شد، چون او هم می تواند آنچه که او می خواهد انجام دهد.

 

س- آیا می توانید بگویید که نیروهای آمریکایی در چه تعدادی ازکشورها فعال هستند؟ 

ج- گرچه این را بطور دقیق کسی نمیتواند بگوید،. ولی می توان گفت که نیروهای Jsoc آمریکا معمولا تقریبا بین صد تا صد و بیست کشور در حال فعالیت هستند.

 

س- با عملیات های نظامی؟

ج- به این مفهوم نیست که در هر ١٢٠ کشور دارند مردم آنها را می کشند، خیلی وقتها این ها برنامه های آموزشی هستند. مثلا یک برنامه دسته جمعی با ارتش فیلیپین یا با نیروهای اندونزی که به این کشور ها کمک کنند تا بتوانند با تروریست ها بجنگند. ولی خیلی وقتها نیروهای آمریکایی خودشان از آنها جدا می شوند تا به شکار شخصیت های بخصوص بروند. بعضی وقتها هم به عنوان دیپلمات به مسافرت می روند. مثل این پرونده آلمان.

 

س- کدام پرونده؟

ج- در سال ٢٠٠٦ بود که یک تیم از جاسوس های سازمان سیا و اعضاء شرکت امنیتی " بلاک واتر " به آلمان آمدند. بدون این که به دولت و سفارت آمریکا اطلاع داده شود. حتی رییس سازمان سیا در آلمان هم نمی دانست.

 

س- این برنامه ها چطوری اجرا می شود؟

ج- این یک نمونه از برنامه: پیدا کردن، نگهداشتن و تمام کردن است. هدف را پیدا می کنند، محل را شناسایی می کنند و کار را تمام می کنند. دو قسمت اول این برنامه را خودشان در آلمان تمام کرده بودند. آنها شخصیت مورد نظر( فروشنده آلمانی - سوریه ای تبار بنام مامون دارکازانلی) را درشهرهامبورگ پیدا کرده و منتظر حکم بودند تا او را بکشند، اما وقتی مسولین بالای سازمان سیا از آن مطلع شدند، این عملیات را منحل کردند. اما تا چقدر از این گونه عملیات اجرا یا خنثی می شود کسی نمی داند.

 

س- این کارها از طرف گروه "دادگاه حقوق بشر" حمایت می شود؟

ج- در آمریکا وقتی به این قانون اهمیت می گذارند که به نفع خودشان باشد. البته فرق هم می کند که کسی در افغانستان علیه تروریست ها و نیرو های رقیب بجنگد یا این که در یمن و یا در پاکستان. اما در افغانستان به هر حال یک جنگ است و مهم نیست که آدم چه جوری فکر می کند، هر چقدرهم اخلاقی فکر کند در این کشور جنگ است و قانون آمریکا از آن حمایت می کند وهیچکس نمیتواند آمریکا را به دادگاه بکشاند. آمریکا این دادگاه را به رسمیت نمی شناسد.

 

س- در کنگره و سنای آمریکا کمیته هایی هستند که این عملیات را کنترل کنند؟

ج- اگر هر سیاستمدار آمریکایی در انظار عمومی بگوید که خواستار شناسایی دادگاه حقوق بشر از طرف آمریکا است، به پایان عمر سیاسی خودش حکم داده است. نه دموکراتها و نه جمهوریخواهان هیچکدامشان از آن صحبت نمیکنند. مگر این که آنها یک کشور دیگر را بخواهند مورد فشار و انتقاد قرار بدهند. آنها به اینگونه قوانین احترام نمیگذارند، تنها چیزی که مهم است قانون اساسی آمریکاست.

 

س- آیا تا کنون بررسی شده است که چرا شهروندان آمریکا در کشورهای خارجی توسط پهپاد های آمریکایی کشته شده اند؟

ج- چند نفر از سناتور ها سعی کردند از اوباما جواب سوالهایشان را بگیرند که چطور بعضی ها به این لیستهای کشته ها اضافه می شوند و بویژه چطوری از آن لیست حذف می شوند بدون این که توسط پهپاد ها کشته شوند. تا کنون جوابی به این سناتور ها داده نشده است.

 

س- چند شهروند آمریکایی در عملیات پهپاد ها کشته شده اند؟

ج- تعداد دقیق را کسی نمیداند، ولی آقای اوباما گفته است: چهار شهروند آمریکا توسط پهپاد های آمریکایی کشته شده اند. اسم هایشان: انوار ال - اولاکی، یک امام تند رو همراه یک آمریکایی پاکستانی بنام سمیرخان که سردبیر مجله انگلیسی زبان " القاعده "بود. در ١٥ اکتبر ٢٠١١ پسر ١٦ ساله اولاکی بنام عبدالرحمن نیز در یمن توسط حمله یک پهپاد آمریکایی کشته شد.

 

س- دلیلی وجود دارد که چرا آنها کشته شده اند؟

ج- دلیلی که برای کشتن این پسر جوان آوردند از جمله جالبی استفاده کردند: آنها گفتند که وی هدف بخصو ص نبوده، چون دو نوع حمله وجود دارد. یکی حمله شخصی است که حمله مستقیم می باشد مثل حمله به انوار ال - اولاکی یا بیت الله بحسود ( رهبر مذهبی در وزیرستان پاکستان )که منجر به مرگ آنها شد. و دیگر حمله های غیر مستقیم، هدف شخصیت هایی هستند که هویت آنها کاملا روشن نمیباشد.

 

س- این شخصیتها چه کسانی هستند؟

ج- برای این حمله های غیر مستقیم آمریکا در یمن و پاکستان از سال ٢٠٠٨ فعالیت می کند. وقتی که در بعضی از قسمتهای این کشور ها یک مردی از سن کافی برای مسلح شدن بر خوردار است و با یک گروه دیگر آشنا می شود به عنوان یک هدف معمولی حساب می شود. حتی وقتی ندانند که این مردان در ارگانیزاسیونهای تروریستی فعالیت دارند یا نه.

 

س- حتی وقتی این مردان اسلحه نداشته باشند یا این که در نزدیکی تروریستها نباشند؟

ج- حتی اگر در این شرایط باشند. بهمین خاطر برای خیلی ها مناطق مختلف در پاکستان خطرناک است، مراسم عروسی، خاکسپاری و یا بازیهای فوتبال. حتی "ناتو " هم مراسم عروسی را بمباران کرده است. بهمین خاطر امکان دارد پسر ال - اولاکی هم در یکی از این حمله های غیر مستقیم کشته شده باشد.

 

س- برای این قضیه مدارک رسمی لازم وجود دارد؟

ج- اوباما از شنیدن این خبر خیلی ناراحت شده بود از این که این پسر بچه کشته شده بود. و دستور داده بود در این مورد بررسی انجام گیرد. ولی کاخ سفید و سازمان امنیت کشور حاضر نیستند که بپذیرند و تایید کنند که این بررسی انجام گرفته است.

 

س- کی اعلام شد که یک پسر ١٦ ساله کشته شده است؟

ج- اول بطور گمنام از داخل دولت اعلام شد که آن پسر ٢١ ساله بوده و در یک تجمع اعضاء القاعده شرکت کرده بود. ولی خانواده او شناسنامه او را که در سال ١٩٩٥ در کلرادو آمریکا بدنیا آمده بود در اختیارعموم گذاشتند. بهمین دلیل می بایست سن اعلام شده را به عقب می کشیدند!، بعد گفته شد او در یک انفجار کشته شده است. چون در کنار یکی از شخصیتهای القاعده بنام ابراهیم البنا نشسته بود. اما بعدا معلوم شد که ابراهیم البنا زنده است. هیچکدام از این داستانها درست نبودند، بعلاوه این که دولت یمن در خیلی مواقع به آمریکاییها اطلاعات اشتباه می دهد. بعضی وقتها می گویند این یا آن شخصیت در ارتباط با القاعده است و بعد از حمله پهپاد های آمریکائی معلوم می شود که یک سیاستمدار محلی کشته شده است که برای دولت دردسر ساز بود.

 

س- آیا می شود حساب کرد که پسر ال اولاکی به خاطر این دلایل کشته نشده است؟

ج- خودشان این درب را باز می گذارند، وقتی از سخنگوی قبلی دولت اوباما - روبرت گیبس سوال شد او گفت: او باید پدر وظیفه شناس تری می داشت، با این وجود که پسرش سه سال بود که پدرش را ندیده بود و با پدر بزرگ و مادربزرگش که آنها هم آدمهای معمولی بودند زندگی می کرد.

 

س- نفر چهارم آمریکایی که توسط پهپاد های آمریکا کشته شده که بود؟

ج- کنعان محمد ٢٣ ساله و یهود بود. علیه او تنها یک شکایت و حکم به دلیل تروریستی وجود دارد. همچنین کمال درویش هم یک شهروند آمریکایی بود که در سال ٢٠٠٢ در زمان دولت بوش در یمن توسط حمله پهپاد های آمریکایی کشته شد اینها تنها مورد هایی هستند که ما از آنها خبر داریم. من یک کتاب در چند صد صفحه در باره این مسائل نوشته ام و فکر می کنم اطلاعات ما خیلی کمتر از آنچیزی است که واقع شده است.

 

س- نقش NSA در این عملیات پنهان چیست؟

ج- NSA در همه قسمتهای این جنگ های کثیف آمریکا یک نقش مهم و اساسی و قدرتمند دارد. از زیر نظر گرفتن تا کشتن افراد. NSA یکی از مهمترین قسمتهای ماشین کشتار آمریکاست و به این ماشین عظیم، سازمان سیا، نیروهای ویژه، جاسوسهای محلی، فیلترهای مخابراتی و اینترنت نیز اضافه می شوند.

 

س- بصورت عملی چه جوری دیده می شود؟

ج- من با" گلن گرینوالد "در باره این موضوع کار می کنم، بهمین دلیل نمیتوانم اطلاعات زیادی بیرون بدهم.

 

س- تفاوت کار سازمان سیا و NSA چیست؟ 

ج- سازمان سیا دارای دو قسمت است یک بخش آن داده ها را آنالیز می کند از اطلاعات استفاده می کند و از منابع آنها کمک می گیرد و حفاظت و سر پرستی می کند. در قسمت دیگر با نیروهای موازی با ارتش و نیروهای مسلح ( غیر ارتشی ) کار می کند. آنها افراد مسلحی هستند که می روند آدمها را می کشند، گرچه خودشان این کشتار ها و حذف فیزیکی مخالفین را قتل نمیدانند، آنها با ارتشهای موازی و گروه های مزدور همکاری می کنند. NSA ارتش موازی ندارد، آنها فقط کارمند هایی دارند که در کشور های دیگر منابعی را پایه گذاری می کنند تا به تور آنها وارد شوند. آنها خیلی خوب با سازمان سیا همکاری می کنند، جالب این است که Jsoc دارد به سیا شبیه تر می شود و سیا به Jsoc. به همین دلیل در ١٢ سال پیش در بین آنها اختلاف بوجود آمد.

 

س- به دلیل این که اهداف متفاوتی دارند؟

ج- هر کدامشان یک لیست کشتار ویژه خودشان را دارند، کسانی هستند که در هر دو لیست کشتار آنها هستند. بعضی وقتها سیا با یک نفر از خبر چینها رابطه گرفته است ولی توسط Jsoc کشته شده است.

 

س- چگونه این مسابقه بین آنها بوجود آمده است؟

ج- دیک چینی و رونالد رامزفلد این دستگاههای باورنکردنی اطلاعتی را در میان نیروهای ارتشی درست کردند. بطور تاریخی این طوری بود که سازمان سیا با نیروهای ویژه ارتش برای عملیاتهای مختلف همکاری می کرد، ولی رامزفلد از این شکل خوشش نمی آمد. او نمی خواست سیا نیروهای او را کنترل کند. به همین خاطر سیا خود را از طریق نیروهای ویژه موازی خارج از ارتش قدرتمند کرد.

 

س- آخرین عملیات مشترک سیا و Jsoc در زمان نه چندان گذشته چه بود؟

ج- لیبی، مثلا در بنغازی. داستان از این قرار بود که نمایش فیلم " بی گناهی مسلمانان " تظاهرات و حمله های مسلحانه به کنسولگری آمریکا را در پی داشت و در همان موقع هم سفیرآمریکا Chris Stevens در لیبی کشته شد. من از امکانات اطلاعاتی خودم در نیروهای ویژه فهمیدم که در دور و بر بنغازی عملیات پنهان و قتلهای دقیقی از طرف سیا و Jsoc صورت می گیرد. این در واقع یک جنگ بین نیروهای آمریکایی و گروههای جهادی بود. و حمله به کنسولگری آمریکا بخشی از این جنگ بود.

 

س- همه چیز در سایه تظاهرات ملی نبود؟

ج- در لیبی تظاهرات ملی نبود، یک عملیات برای تعو یض دولت بود و آن هم حمله های هوایی بودند که رژیم قذافی را از هم پاشیدند. البته او یک جنایتکار بی رحم و ضد دموکراسی بود و بهتر بود به یک دادگاه کشیده می شد. درست مثل بشاراسد در سوریه.

 

س- جایی که امکان دارد نقطه بعدی حمله آمریکا باشد کجاست؟

ج- آمریکاییها دستکاریها و خرابکاریهایشان را خیلی وقت است که شروع کرده اند. درست مثل روسیه، ایران، حزب الله و قطر. سیا خیلی وقت است که آنجاست و به مخالفین با پول و اسلحه کمک می کند.

 

س- کدام مخالفین؟

ج- من فکر می کنم که خود آمریکا نمیداند در آنجا به کی کمک می کند. بعضی گروها واقعا خواستار یک رژیم دموکرات هستند ولی گروههایی هم از جهادی های کشورهای دیگری مثل چچن، عراق، عربستان، پاکستان و... هستند. اینها نشانگر بازگشت به عقب هستند. به این مفهوم که یک سری از برنامه ها را شروع بکنی و بعد کنترل آنها را از دست بدهی. مثل جهادی ها در افغانستان. ما برای شکنجه ها و کشتار مردم توسط پهپادها و... باید هزینه های سنگینی بپردازیم. ما داریم به یک نسل کاملا جوان مسلمان یاد می دهیم تا از ما متنفر باشند. نه فقط از آمریکا، بلکه همه کشورهای ناتو می توانند هدف انتقام قرار گیرند.

منبع: 
Süddeutsche Zeitung

افزودن نظر جدید