حکومت اسلامی، فعلا با رقبایش سازش کرد اما با مردم آزاده ایران چه خواهد کرد؟

حکومت اسلامی ایران، و کشورهای عضو گروه ۱+۵ که در سومین دور از مذاکرات خود از زمان روی کار آمدن دولت آخوند حسن روحانی در ژنو گرد هم آمده بودند، پس از پنج روز گفتگو سرانجام روز یک ‌شنبه، سوم آذر ۱۳۹۲ برابر با 24 نوامبر 2013، بر سر پرونده هسته ‌ای ایران به توافق رسیدند.

این که فضای جنگی و تشنج و محاصره اقتصادی کم و کم تر شود به نفع جامعه ایران است. چرا که زندگی مردم کمی آرام تر و هم چنین زمینه مبارزه با حکومت، نسبتا مناسبت تر می گردد.

در چنین فضایی، اولین سئوال از سران حکومت اسلامی ایران، این است که چرا تاکنون میلیاردها دلار از درآمدهای کشور را از کانال های نهان و آشکار صرف دست یابی به سلاح های اتمی کرده اید؟ اکنون چه اتفاقی افتاده است که بر سر توافق با رقبایتان به همدیگر تبریک می گویید؟ کجا را تسخیر کرده اید؟ چه دستاوردی را برای جامعه ایران به ارمغان آورده اید که این چنین ذوق شده از رهبر و روحانی گرفته تا رفسنجانی و خاتمی و رییس مجلس و غیره به همدیگر تبریک می گویید؟! آیا غیر از این است که این سیاست شما و همه سیاست های تاکنونی تان، مملکت را به قهقرا برده و اکثریت شهروندان کشور را در معرض خطرات مختلف به ویژه گرانی و تورم، بی کاری و فقر فزاینده قرار داده اید؟ غیر از این است که جوانان کشور را حتا به فروش کلیه هایشان نیز وادار کرده اید؟! و...

همین سیاست های وحشیانه تان سبب شده است که آسیب های اجتماعی در جامعه ایران، خط قرمزها را پشت سر بگذارند و به مراحل خطرناکی برسند. هم اکنون به اقرار مسئولین حکومتی بیماری ها و ناراحتی های روحی و روانی، دامن 20 میلیون ایرانی را گرفته و بزهکاری، زورگیری، تن فروشی، اعتیاد، طلاق، فرار از خانه، ترک تحصیل کودکان، خودکشی و... زندگی را بر اکثریت خانواده ایرانی تباه و تیره و تار کرده است.

سران حکومت اسلامی ایران، در حال حاضر از موضع ضعف و زبونی پرچم سفید را در مقابل اتحادیه اروپا و شیطان بزرگ (آمریکا) بالا برده اند. اما در داخل کشور، هم چنان به وحشی گری هایشان با سرکوب سیستماتیک زنان و جوانان در خیابان ها، شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، تهدید و زندان و دستگیری فعالین جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویی و فعالین عرصه های اجتماعی و غیره در جامعه ادامه می دهند.

در شرایط حاضر، یکی از چالشهای مهم اقتصادی که دولت حسن روحانی با آن روبرو است نرخ بالای بيکاری به‌ویژه در میان جوانان است. به گفته وزیر اقتصاد، نامساعد بودن فضای فعالیت‌های اقتصادی و عدم اشتغال‌ زایی در کنار توسعه زیاد آموزش عالی باعث شد تا جوانانی که بطور متعارف وارد بازار کار می‌شدند مسیر تحصیلات در آموزش عالی را با امید دستیابی به شرایط بهتر شغلی انتخاب کنند و ورود خود را به بازار کار به عقب بیندازند.

خبرگزاری مهر هم روز شنبه ۲۶ مهر ماه 1392، از هشدار حسن روحانی نسبت به لزوم حل مشکل بی کاری و مواجه شدن کشور با پدیده بی کاری جوانان تحصیل ‌کرده خبر داد و به نقل از رییس جمهور نوشت: تا زمانی که مشکل بی کاری در کشور حل و فصل نشود، هیچ یک از تصمیمات فرهنگی امکان تحقق نخواهد داشت.

چند روز پیش نیز علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه از قول رییس مرکز آمار ایران اعلام کرد که در بهترین حالت تنها سالانه ۷۵ هزار فرصت جدید شغلی در سال ‌های گذشته ایجاد شده که جمع ۸ سال ریاست‌ جمهوری احمدی ‌نژاد در خوشبینانه‌ترین حالت ۶۰۰ هزار شغل می ‌شود. او، گفت: «نرخ بيکاری در فاصله ۸ سال گذشته افزایش و بر تعداد بی کاران هم افزوده شده است.»

ربیعی، اوایل آبان ماه نیز طی سخنانی در دانشگاه صنعتی شریف، گفته بود: «هم اکنون نرخ بی کاری در برخی از شهر‌ها به بالای ۴۰ درصد رسیده است و بر اساس آمارهای ارایه شده در شورای عالی اشتغال، نرخ بيکاری جوانان ۲۶ درصد است.» ربیعی، با اشاره به نرخ دوازده و دو دهم درصدی بيکاری کل کشور، تاکید داشت: «امروز نرخ بی کاری جوانان بیش از ۲ برابر نرخ بيکاری کل کشور است.»

علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و دارایی دولت روحانی اعلام کرده است که در آینده نزدیک تعداد متقاضیان کار به 5/8 میلیون نفر خواهد رسید. و این در حالی است که هم اکنون نرخ تورم بنا به آمارهای دولتی به بیش از 40 درصد رسیده و دست مزد ها، حتا کفاف 10 روز مخارج زندگی مزدبگیران را تامین نمی کند. اقتصاد ایران رشد منفی 5/5 درصدی را تجربه می کند و حداقل در آینده نزدیک، هیچ چشم انداز روشنی در برابر کارگران و به طور کلی اکثریت عظیم مردم وجود ندارد.

اعتماد، 10 مهر 92، نوشت «وضعيت نابسامان توليد، عرضه و صادرات خودروسازان ايرانی. توليد انواع خودرو در 5 ماه ابتدای سال 92 با افت 5/44 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل... رسيده است... بر اساس آمار گمرک ايران، صادرات خودروی کشور در حال صفر شدن است... وتعداد خودروهای سواری صادر شده از کشور با افت شديد 34/94 درصدی گواهی است بر از دست رفتن بازار خودروسازی ايران.»

ابتکار، 17 مهر 92: قطب لبنيات کشور در کما، واحدهای لبنی شهرستان سراب يکی بعد از ديگری تعطيل می شود. اين تعطيلی ها، فرصت های شغلی در اين شهرستان را يکی پس از ديگری می سوزاند و بدهی اين کارخانجات به بانک ها به احتمال زياد، اين واحدها را به توقيف کامل توسط بانک ها بکشاند»

روحانی با شعار «تدبیر و امید»، بر سر کار آمد. در حالی که تشدید سرکوب زنان در خیابان ها توسط گشت ارشاد و نیروی انتظامی و امر به معروف و نهی از منکر، نگاهی به افزایش آمار اعدام ها، نشان دهنده عمق سیاست های روحانی در عمل و علیه مردم ایران است.

وقتی شاهد اعدام ۱۶ زندانی بلوچ در زاهدان می شویم که به تصریح محمد مرزیه دادستان عمومی و انقلاب زاهدان تنها یک حرکت «مقابله به مثل» و در «پاسخ» به حمله مسلحانه‌  به دست کسانی بوده که تنها یک روز قبلش به مرزبانان ایرانی در شهرستان سراوان صورت گرفته بود و منجر  به کشته شدن ۱۴ تن از مرزبانان و زخمی شدن تعداد دیگری از آنان شده بود. یعنی قبل از این که به این واقعه رسیدگی شود، حکومت اسلامی انتقام گیری صرف و  کور انجام داده و افراد زندانی و محروم از هرگونه  موازین دادرسی عادلانه  را اعدام کرده است.

اعدام زندانیان سیاسی دیگری، منجمله دو نفر از فعالان سیاسی به نام های حبیب الله گلپری پور در ارومیه و رضا اسماعیلی (مامده) در سلماس به «اتهام» محاربه و همکاری با احزاب سیاسی کرد.

همه نشان از این امر دارند که از کلیت حکومت اسلامی ایران، نه تنها هیچ انتظار دادخواهی و دادرسی نبایستی داشت، بلکه باید بر سرنگونی این حکومت جهل و جنایت و ترور تاکید کرد.

گزارش دو روز پیش روحانی، نشان داد که وعده‌های او و همکاران نزدیکش در مورد «ایجاد تغییرات در اوضاع معیشت مردم طی صد روزه نخست دولت یازدهم» و «رعایت حقوق بشر»، صرفا به اعلام آمار و ارقام اقتصادی در رابطه با دولت سابق و هم چنین برجسته کردن توافق با گروه پنج به علاوه یک، محدود مانده است. آنچه که واقعیت دارد و می توان با  ارقام دقیق نشان داد، اين است که سرکوب زنان و جوانان در خیابان ها و اعدام های روزمره است.

نهایتا با سلام و صلوات، صد روز دولت روحانی هم به سر آمد و بر اساس سایت روحانی سنج، از مجموع ۴۶ وعده داده شده توسط روحانی تنها ۴ وعده آن تحقق یافته است. روحانی، می ‌گوید خزانه کشور خالی است، کسری بودجه دولت در سال جاری در خوشبینانه ترین حالت حدود نود هزار میلیارد تومان پیش بینی می شود، بدهی دولت پیرامون پانصد هزار میلیارد تومان نوسان می‌کند، سپاه شش میلیون نفری بيکاران می ‌تواند در آینده بسیار نزدیک با سرازیر شدن موج فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها به بازار کار به دو برابر برسد، اکثر کارخانه‌ها تعطیل و نیمه تعطیل هستند، کشاورزی در چنان وضعیتی است که ایران مجبور است در سال جاری هفت میلیون تن گندم وارد کند.

روحانی، در گزارشی که از صد روز کاری دولت خود ارائه کرد، بخشی را نیز به میراث دولت گذشته اختصاص داد. او با بیان این که «دولت نهم و دهم در هشت سال گذشته پولدارترین دولت بوده است»، گفت: «حداقل در بخش درآمدهای نفتی، درآمد نفتی ما حدود ۶۰۰ میلیارد دلار بوده که این رقم بی‌سابقه است.» روحانی، اضافه کرد: «دولتی که پولدارترین دولت بوده، متاسفانه بدهکارترین دولت نیز بوده است و من در همین راستا چند رقم از بدهی‌های دولت گذشته را بیان می‌کنم. مثلا بدهی دولت به سیستم بانکی در روزی که ما دولت را تحویل گرفتیم، بیش از ۷۴ هزار میلیارد تومان بوده است. بدهی دولت به صندوق تامین اجتماعی و بازنشستگی، ۶۰ هزار میلیارد تومان بوده است. در ادامه باید بگویم بدهی دولت به پیمان کاران و بخش ‌های مختلف و خصوصی نیز حدود ۵۵ هزار میلیارد تومان بوده و کل این رقم بسیار بالاتر از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است.»

 او، خبر داد: «در هشت سال گذشته در سفرهای استانی تعهداتی که داده شد، ۲۱۱ هزار میلیارد تومان است که از این تعهدات فقط ۳۲ درصد انجام و اجرا شده است و ۶۸ درصد برای دولت‌های بعد باقی مانده است.»

در چنین شرایطی، حسن روحانی در توصیف اوضاع اقتصادی کشور از کلمه «دهشتناک» استفاده می ‌کند، به ویژه از آن رو که به دلیل تضییقات ناشی از تحریم اقتصادی، بخش بسیار بزرگی از پل‌های ارتباطی کشور با اقتصاد جهانی فرو ریخته، صادرات نفت به نزدیک یک سوم آن چه بود کاهش یافته و حتی دریافت ما به ازای همین مقدار نفت صادراتی نیز دشوار و دشوارتر شده است.

ناگفته نماند که روحانی، در این گزارش خود به مردم، یادش رفت که بگوید قانون ضدانسانی و وحشیانه ازدواج با فرزندخواندگان را تایید و برای اجرا ابلاغ کرده است. این «قانون» ضدانسانی، ابتدا در تاریخ 31 شهریور ماه 1392 - 22 سپتامبر 2013، در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ 10 مهر ماه - 9 اکتبر2013 نیز به تایید شورای نگهبان رسیده بود، تا این که سرانجام در تاریخ اول آبان ماه 1392 - 23 اکتبر 2013، از سوی رییس جمهور حکومت اسلامی، برای اجرا ابلاغ گردید.

این «قانون» وحشیانه و کودک ستیز به پدرخوانده ها امکان می دهد تا بتوانند با دختر خوانده های خود ازدواج کنند. در واقع حکومت اسلامی، به اصطلاح با این قانون وحشیانه خود، تجاوز به کودکان پناه گرفته در خانواده ها را رسمیت داد.

روز سه شنبه پنجم آذر ماه، یعنی روزی که حسن روحانی درباره عملکرد صد روزه دولتش گزارش می داد، حکم اعدام ۱۰ تن از زندانیان در زندان قزل حصار، به اجرا درآمد. بنا به گزارشات، این اعدام گروهی بعد از آن انجام گرفت که روز قبل ۱۱ زندانی از زندان قزل حصار و یک زندانی از زندان قرچک ورامین جهت اجرای حکم اعدام به سلول ‌های انفرادی زندان قزل‌ حصار منتقل شده بودند. در پی اعدام 11 تن از این 12 زندانی انتقال یافته به سلول های مرگ در زندان قزل حصار، ۱۸۰۰ زندانی در واحد ۲ این زندان دست به اعتصاب غذا زدند. تمام زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده بودند از واحد ۲ زندان که مختص زندانیان محکوم به اعدام است بوده و در پی انتقال همبندیان شان به سلول انفرادی، کلیه زندانیان این واحد دست به اعتصاب غذا زدند. این زندانیان که در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند بعد از اعلام اعتصاب جیره غذای دولتی را دریافت نکرده و غذایی که از فروشگاه تهیه کرده بودند را به نگهبانی زندان تحویل دادند. گفته می شود که در این واحد ۳ هزار زندانی زیر حکم اعدام به سر می ‌برند. زندانیان اعتصابی خواهان رسیدگی مجدد به اتهامات شان و لغو احکام اعدام هستند. بنا به گزارش واحد مرکزی خبر، در روز چهارشنبه نیز چهار زندانی در بندرعباس به دار آویخته شدند. این ها در حالی است که بنا به گزارش مراجع حقوق بشری در دوره 100 روز ه دولت «تدبیر و امید» روحانی بیش از 360 تن از زندانیان اعدام شده اند.

هم چنین حدود 48 ساعت پس از گزارش روحانی، یعنی پنج شنبه 7 آذر ماه 1392، احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی، پیش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به حضور خود در گیلان، با هدف تهدید مردم و به وجود آوردن فضای رعب و وحشت بیش تر در جامعه، گفت: «طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی هم چنان به قوت خود باقی بوده و توسط نیروی انتظامی اجرا می ‌شود.»

او، افزود: «شورایی در این زمینه تشکیل شده که به صورت سیستمی ‌تر به اجرای طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی پرداخته می‌شود.»

در ماه ها و هفته های اخیر، جامعه ایران و جهان شاهد موج جدیدی از تشدید خشونت و خون ریزی و قتل در کشور در قالب افزایش صدور حکم های اعدام و انتقام گیری های شنیع، به دست آدم کشان حکومت اسلامی بود. وحشی گری هایی که هم چنان ادامه دارد.

در چنین شرایطی، باید به سران و جناح های حکومت اسلامی، گوشزد کرد که دیر یا زود این مردم خشمگین به خیابان ها خواهند ریخت و دودمان تان را به آتش خواهند کشید! بنابراین، تصور نکنید که با رقبای تان سازش کرده اید اکنون می توانید با زور مردم را نیز به سازش با خودتان بکشانید. اگر چنین تصوری در پس کله های شماست دور بریزید. چرا که این مردم، سی و پنج سال است خون دل خورده اند و همه بدبختی ها از جنگ و سانسور و سرکوب گرفته تا قتل عام عزیزان شان و فقر و فلاکت اقتصادی و غیره را تحمل کرده اند اما اکنون نفرت شان از کلیت حکومت جهل و جنایت اسلامی تان، به اوج رسیده است. از این رو، اکثریت مردم ایران سخت به دنبال فرصت مناسبی می گردند تا این حکومت جانی را نیز به همان زباله دانی بفرستند که سی و پنج سال پیش حکومت پهلوی را فرستادند. هم اکنون اکثریت مردم ایران از سرکوب و سانسور، شکنجه و اعدام، تجاوز و ترور، آپارتاید جنسی و به خصوص از ایدئولوژی تنفرآمیز اسلامی تان حال شان به هم می خورد و دل شان می خواهد یک جا خدا و قرآن و پیامبر و امام تان را نیز برای همیشه به گور بسپارند تا بوی تعفن شان بیش از این کسی را مسموم و آلوده نکند.

در حالی سران و مقامات حکومت اسلامی، موج تازه ای از سرکوب ها و اعدام ها را راه انداخته اند که در مذاکرات هسته ایشان با گروه پنج به علاوه یک در ژنو، در مقابل قدرت های غربی پرچم سفید خود را بالا برده و زانو زده اند. خامنه ای با تایید علنی این توافقات و با نوشتن نامه ای به روحانی، رسما و علنا جام زهر را سر کشیده است. مدیرکل آژانس بین ‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد که ایران از این نهاد ناظر سازمان ملل به منظور بازدید از نیروگاه اتمی آب سنگین اراک برای روز ۱۷ آذر 1392 - ۸ دسامبر 2013، دعوت کرده است.

اما همگان می دانند حکومتی که پایه ها و زیرساخت های اقتصادی اش با بحران و ورشکستگی روبرو شده است ناتوان تر از آن است که کوچک ترین بهبودی در شرایط زندگی کارگران و محرومان جامعه به وجود آورد؛ حکومتی که با بحران و ورشکستگی ایدئولوژیکی روبرو است و بخشی از مردم از دین و خدا و پیامبر و امام و قرآن آن نفرت دارند؛ حکومتی که از ترس اعتصابات کارگران و خیزش محرومان و گرسنگان در مقابل رقبایش زانو زده است؛ روشن است که چنین حکومتی، با تشدید سرکوب و وحشی گری و زندان و شکنجه و اعدام خودش را سر پا نگاه دارد.

روحانی و کل دستگاه سرکوب حکومت اسلامی، وقتی در تنگنای انزاوای بین المللی و تحریم های اقتصادی، قرار دارند و نگران اعتصابات کارگران و دانشجویان و شورش های اجتماعی در سراسر کشور هستند به «دیپلماسی و سازش با رقبایشان» پناه می برند و اسم رمز آن را نیز «منافع ملی» و اهداف «ملی» می گذارند؟! کدام اهداف و منافع ملی؟!

فرض کنید حکومت اسلامی و گروه پنج به علاوه یک و دولت آمریکا، به توافقاتی جدی تر از این برسند. سرانجام بخشی از ثروت های مسدود شده ایران در بانک های خارجی به خزانه حکومت اسلامی برگردد و سرمایه گذاری خارجی نیز در ایران آغاز شود در چنین موقعیتی چه چیزی عاید کارگران و محرومان جامعه خواهد شد؟ بی تردید جز سرکوب و بی حقوقی و استثمار شدید، چیز دیگری عاید آنان نخواهد شد. بنابراین، نباید کسی منتظر کاهش بی حقوقی ها و جنایت های روحانی و هم فکرانش بماند.

البته ناگفته نماند این سازش حکومت اسلامی با گروه پنج به علاوه یک، بسیار شکننده است. زیرا از یک سو، گرایشاتی در داخل حکومت اسلامی ایران، اتحادیه اروپا، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی وجود دارد که بدون جنگ و خونریزی و تشنج آرام نمی گیرند از این رو، همواره بر طبل جنگ و خشونت می کوبند. از سوی دیگر، تا آن جا که به جامعه ایران برمی گردد اکثریت مردم ایران کشور، از حکومت اسلامی نفرت دارند، کم ترین اهمیتی نیز به سیاست های این حکومت در سطح داخلی و بین المللی نمی دهند و تمام دغدغه شان برکناری کلیت آن است. به علاوه این که تحولات سوریه و لبنان و حمایت های مداوم حکومت اسلامی از حکومت سوریه و حزب الله لبنان و دیگر گروه های تروریستی اسلامی در سطح منطقه و جهان می تواند تمامی معادلات و سازش های اخیر را بر هم بزند. در چنین شرایطی، سئوال مهم این است که حکومت اسلامی، فعلا با رقبایش سازش کرد اما با مردم آزاده ایران چه خواهد کرد؟!

در سی و پنج سال گذشته، مردم ایران نه از سر طرفداری از دولت و سیاست های جهانی آمریکا، بلکه از سر مخالفت با حکومت اسلامی و از موضع ضدسرمایه داری، به مساله تماس و گفتگوی حکومت اسلامی و دولت آمریکا نگاه کرده اند. اکثریت مردم ایران، نه برای حکومت اسلامی و دولت آمریکا هورا می کشند و نه اهمیتی به این رابطه و دوستی آن ها می دهند. مردم تلاش می کنند از فرصت ایجاد شده به دنبال هر واقعه ای، خواسته ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را مطرح کنند و در جهت تحقق آن ها بکوشند. مطالباتی که با سیاست ها و منافع حکومت اسلامی و دولت آمریکا و هم پیمنانان آن ها، در تضاد کامل است. یعنی امر اکثریت مردم ایران، آزادی، برابری و رهائی از هرگونه سانسور و اختناق، آپارتاید جنسی، کودک آزاری، گرانی و فقر و بيکاری است!

پنج شنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ - بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۳

افزودن نظر جدید