سوسیالیسم بدون دمکراسی ممکن نیست!

گفت وگوی شهروند با بهروز خلیق

19 بهمن 1392 سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت، 43 ساله شد. 19 بهمن 1349 سازمان چریک های فدایی خلق ایران با قیام سیاهکل مبارزات مسلحانه ی خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد.

این سازمان در جریان انقلاب ۱۳۵۷ و مدت‌ها بعد از انقلاب پرهوادارترین جریان سیاسی چپ ایران بود که از نیروی مردمی و توده‌ای چشم‌گیری برخوردار بود. پس از انقلاب 1357 بر سر «مبارزه مسلحانه» درون سازمان چریک های فدایی خلق اختلاف نظر و انشعاب پیش آمد که منجر به تشکیل دو سازمان اقلیت و اکثریت شد. سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به پشتیبانی از انقلاب، مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و به حمایت از خط ضد امپریالیستی رهبری انقلاب پرداخت و به حزب توده ایران نزدیک شد. با این حال بخش عظیمی از نیروهای هر دو سازمان اقلیت و اکثریت در سال ۶۷ در اعدام‌های جمعی اعدام شدند و بسیاری از فعالان هم با تبعیدی ناخواسته به خارج از ایران پناهنده شدند.*

بهروز خليق از نيمه دوم سال ۴۰ به فعاليت سياسی روی آورد، در اعتصاب بزرگ دانشگاه تبريز شرکت داشت و جزو هسته اصلی گروه سياسی ای بود که در زمستان سال ۱۳۴۷به ابتکار بهروز ارمغانی تشکيل شد. بهزاد کريمی، مجيد عبدالرحيم‏پور، محمدرضا حدادپور و ابراهيم خليق جزو اين گروه بودند.

او در سال ۱۳۵۰ به مدت شش ماه و در مردادماه سال ۱۳۵۳ برای چهار سال بازداشت شد. سومين بازداشت او در سی فروردين سال ۱۳۵۸ در ستاد سازمان در آبادان بود که بعد از چهل روز آزاد شد. او در سال ۱۳۵۹ به عضويت کميته مرکزی و سپس در سال ۱۳۶۱ به عضويت هيئت سياسی درآمد. از انقلاب بدين سو او مسئوليت‏های متعددی در سازمان در حوزه سياسی، سازماندهی و نظری داشته است.

بهروز خليق مسئول هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدایيان خلق ايران (اکثريت) برای شرکت و سخنرانی در جشن چهل و سومین سال تأسیس این سازمان، از اروپا به تورنتو آمده بود. هفته ی گذشته، در دفتر شهروند پای صحبت هایش نشستیم تا از مواضع جدید سازمان در قبال مسائل روز ایران آگاه شویم.

 

در سخنرانی فوریه سال گذشته در تورنتو از همه دعوت کردید به حزب جدید چپ شکل دهند، تا بتواند در صحنه ی سیاسی کشور تاثیرگذار باشد. سرانجام این دعوت به کجا کشید؟ آیا “نقشه ی راه برای ایجاد تشکل بزرگ چپ” تهیه شد؟

ـ ما نقشه ی راه معینی تدوین کردیم و به تائید جریاناتی که در این پروژه شرکت دارند رساندیم. این بار هم بخش قابل توجهی از فعالان چپ مستقل هم همراه شدند و این پروژه دارد پیش می رود. اخیرا، حدود سه ماه قبل، هم کنفرانسی دو روزه در کلن داشتیم، چند پنل داشت حول مسائل کلی چپ بود، اینکه چپ چیست و چه درکی از سوسیالیسم دارید. در آنجا تعداد زیادی شرکت داشتند. تعدادی به عنوان سخنران بودند و تعداد زیادی هم در بحث و گفت وگوها مشارکت داشتند و اظهارنظر می کردند. در مجموع کنفرانس موفقیت آمیزی بود و ارزیابی شرکت کنندگان مثبت بود.

یک کنفرانس هم خواهیم داشت که حول مسائل استراتژی خواهد بود و سومین کنفرانس حول مسائل برنامه ای است.

تا الان خوشبختانه ارگان هایی که برای پیشبرد این پروژه لازم بود شکل گرفته. یک سری گروه های کاری هست و آنها دارند کار خودشان را پیش می برند و این کنفرانس ها را تدارک می بینند.

 

چه گروه ها و سازمان هایی در این کنفرانس شرکت داشتند؟

ـ سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و دیگر شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران به عنوان سه جریان سیاسی شرکت دارند ولی کنشگران چپ که به صورت منفرد فعالیت می کنند از کشورهای مختلف بودند از آلمان، هلند، بلژیک، فرانسه و … با این پروژه همکاری می کنند و در گروه های کاری شرکت دارند.

 

حزب دمکرات و کومه له شرکت نداشتند؟

ـ حزب دمکرات و کومه له چون جریان های منطقه ای هستند نه سراسری، در این پروژه همراه نیستند، زیرا آن چه که پیش برده می شود یک جریان سراسری خواهد بود. اما حضور این دو حزب در امر مسئله ی اتحادها موضوع دیگری ست. این پروژه برای این است که بخشی از چپ که گرایش معینی را پیش گرفته بتوانند در یک سازمان واحد باهم متشکل شوند و کار خودشان را ادامه دهند.

 

جدا از دستاوردهایی که این روند داشت، آیا از انتقادها هم می توانید برایمان بگویید؟

ـ انتقادها به جهت کندی حرکت وجود دارد. مشکلات اینکه هنوز ما جریان هایی که سوابق متفاوتی دارند و خواه ناخواه در یک پروسه هستند که همراه می شوند و از هم شناخت پیدا می کنند و یا پیشداوری هایی که وجود دارد تضعیف می شود و تأثیرات خودش را می گذارد. ما به این خاطر که می خواهیم تبیین جدیدی از چپ داشته باشیم، از چپ رادیکال و گروه هایی که بودند، فاصله گرفتیم. خود تبیین چپ که چگونه تعریفش می کنیم و چه درکی از سوسیالیسم داریم، چه رابطه ای بین جامعه خودمان با سوسیالیسم می بینیم، اینها مسائل جدی ست که باید روی آن کار شود. بخشی از آن انجام گرفته ولی هنوز کافی نیست.

 

اینها در کنفرانس اول بررسی شد، آیا به نتیجه ای رسیدید؟

ـ ما نمی خواهیم الان به نتیجه برسیم، می خواهیم بیشتر بحث ها را باز کنیم، بحث ها ادامه پیدا کند، بعد از یک پروسه ای به تدوین آن منشور مشترک دست خواهیم زد. منشوری که از این مجموعه ی بحث ها گرفته می شود و آن منشور هست که خواه ناخواه باید تلاش کنیم همه حول آن گرد بیایند و آن منشور در کنگره ی واحدی که برگزار می شود، مورد تائید قرار گیرد.

 

پس هنوز معلوم نیست که درکتان از چپ چیست و سوسیالیسم موردنظرتان چیست؟

ـ در آن منشور خواهیم گفت. اینکه ما امروز چپ را چگونه تعریف می کنیم. قبلا عمدتا چپ با عدالت اجتماعی تعریف می شد، اینکه الان درکی که ما داریم، این است که آزادی را از عدالت اجتماعی نمی شود جدا کرد و این دو در پیوند باهم هستند. این چپ الان هم از آزادی دفاع می کند و هم از عدالت اجتماعی، همینطور هم از دمکراسی دفاع می کند هم از سوسیالیسم و به این باور دارد که سوسیالیسم بدون دمکراسی نمی تواند وجود داشته باشد. بر بستر دمکراسی است که سوسیالیسم شکل می گیرد. اینها یکی از جنبه هاست که در تعریف ما نسبت به چپ مطرح هست، جنبه های دیگری هم وجود دارد.

 

از نظر شما دمکراسی چیست؟

ـ دمکراسی بیشتر به ساختارهای حکومتی برمی گردد، اینکه برخلاف نگاهی که قبلا وجود داشت که مسئله دمکراسی را عمدتا خصلت طبقاتی می دهد، آن دمکراسی انتخاباتی که در کشورهای غربی هست، آن را به عنوان دمکراسی بورژوازی قلمداد می کرد…

 

الان دیگر آن را دمکراسی بورژوازی قلمداد نمی کنید؟

ـ الان دیدی که ما داریم، بیشتر به جنبه ی خصلت جهانی دمکراسی معتقدیم. باور ما این است که فعلا تجربه ی بشریت ساختار مناسب تر که مبتنی بر دمکراسی باشد نشان نداده است. بر بستر دمکراسی ست که هر چه وسیع تر می تواند حقوق مردم تأمین شود. هر چه وسیع تر آن ارزش هایی که ما برای سوسیالیسم معتقدیم، بر بستر آن می تواند شکل بگیرد. وگرنه اگر بدون دخالت مردم باشد، بدون امکان انتخاب که از طرف مردم به طور واقعی صورت بگیرد، نمی شود آن ارزش ها را پیاده کرد. به جای این که سوسیالیسم ساخته شود، آن تجربه ی منفی که وجود داشت، کشورهای توتالیتر ساخته شد. بنابراین ما عمیقا به پلورالیزم حزبی معتقدیم، نه اینکه یک حزب واحد وجود داشته باشد. تمام گرایشات سیاسی در جامعه باید حق حضور داشته باشند. انتخابات دمکراتیک برگزار شود و هر حزبی که رای مردم را توانست جلب کند، در قدرت قرار بگیرد. همینطور رای مردم نباید رای تزئینی باشد، آن سیستمی که در  کشور اتحاد شوروی یا کشورهای مشابه وجود داشت، بالاترین مشارکت بود، اما در حقیقت آن کاندیداهایی که حزب از قبل تعیین می کرد، به شکل فرمالیته به آن ها رای داده می شد. امکان این که مردم حکومت را نقد کنند و آنهایی که نتوانستند برنامه ها را پیش ببرند، و مطالبات و خواسته های مردم را تأمین کنند، تغییر دهند و حزب جدیدی بر سر کار بیاید.

 

پس در دمکراسی که شما گفتید، انتخابات و تکثر احزاب، دو پایه ی اساسی اند. بسیاری اما دمکراسی را حکومت اکثریت می نامند، نظر شما چیست؟

ـ دمکراسی یک جنبه اش مسئله ی اکثریت هست، ولی یک جنبه ی جدی تر و مهمترش این است که حقوق اقلیت تأمین شود. زیر پوشش اینکه اکثریت این نظر را دارد پس اقلیت باید ساکت شود و یا امکان نشر عقایدش را نداشته باشد، درست نیست. حقوق اقلیت باید به طور کامل تأمین شود که امکان جابجایی وجود داشته باشد.

 

و از نظر شما در ایران امروز، چه کسانی اقلیت نامیده می شوند؟

ـ اقلیت های ملی ـ قومی، مذهبی، سکولارها، همجنس گرایان و … در ایران حقوق اقلیت های مذهبی به طور گسترده نقض می شود. حقوق اقلیت های ملی ـ قومی نقض می شود و نمی توانند به زبان خودشان تحصیل کنند و یا حقوق دیگرشان، جمهوری اسلامی پایه اش براساس نقض حقوق اقلیت ها پی ریزی شده است.

ما در عرصه های مختلف معتقدیم که باید برابری حقوقی تأمین شود و این بی حقوقی برطرف شود. برابری حقوق زن و مرد، برابری حقوق ملی و …

 

موضع حزب شما در انتخابات چه بود و نظرتان درباره ی سیاست اعتدال و تعدیل حسن روحانی چیست؟

ـ ما در انتخابات شرکت نکردیم ولی موضع ما دعوت به تحریم و عدم شرکت نبود. آن انتخاباتی که پیش رفت در حدی که خاتمی و رفسنجانی را هم نتوانستند تحمل کنند و فقط ترکیبی چیدند که مردم از بین آنها انتخاب کنند، ما نسبت به آن نوع انتخابات اعتراض داشتیم. دیگر اینکه روحانی برنامه ای که می خواست پیش ببرد، در وجوهی با آن اختلاف جدی داشتیم. برخلاف اصلاح طلبان که مسئله ی توسعه سیاسی در اولیتشان بود، روحانی توسعه ی سیاسی در اولویتش نبود، تنها چیزی که می خواست این بود که فضای امنیتی شکسته شود بعد هم یک تغییراتی صورت بگیرد و نهادهای صنفی بتوانند شکل بگیرند و در عمل هم این گونه عمل می کند. همچنین در عرصه ی اقتصادی هم با برنامه ای که ما معتقدیم باید در ایران پیش برود، فاصله اش بسیار است. به این دلایل ما در انتخابات شرکت نکردیم ولی مردم را هم به عدم شرکت دعوت نکردیم.

در رابطه با دولت روحانی، با شناختی که ما کلا از خود روحانی و از جریانی که روحانی از درون آن آمده، داریم می دانیم که اینها برنامه های محدودی را برای جامعه ی ما دارند و آن اولویت هایی را هم که روحانی مطرح کرده در مورد حل پروژه ی هسته ای و اقتصادی و بعد هم سیاسی، با برنامه ی ما همخوانی ندارد، گرچه ما عمیقا اعتقاد داشتیم که مهمترین مسئله کشور در شرایط کنونی حل بحران اقتصادی است و کاهش تنش ایران و غرب که باهم پیوند خورده است.

در مورد پروژه ی هسته ای گام های خوبی برداشته شده، ما هم از اینکه در این جهت  گام هایی برداشته شده و خطر جنگ رفع شده و بخشی از تحریم ها برداشته شده، این ها را در جهت منافع ملی می دانیم و با آن برخورد مثبت داریم. ولی این را می دانیم که اینها کافی نیست، و می دانیم که در رابطه با مسائل سیاسی و فشارهایی که روی مردم هست، باید توجه جدی صورت بگیرد و نقدهای ما در این زمینه است. از زمانی که روحانی روی کار آمده، تعداد اعدام ها بالا رفته، از آن طرف هم در یک دوره ای وزارت اطلاعات به دلیل درگیری های درونی از فعالیت هایش کاسته شد و سازمان اطلاعات سپاه به میدان آمد و شروع کرد به دستگیری ها. الان وزارت اطلاعات هم فعال شده و باز هم حمله به فعالان سیاسی ادامه پیدا کرده و فشارها تشدید شده، در حالی که روحانی وعده داده بود که فضای امنیتی را بردارد. همچنین در رابطه با زندانیان سیاسی و حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد هم کاری صورت نگرفته، نقد ما در این زمینه همچنان سر جایش هست. آقای روحانی آمد دو وزارتخانه کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی را عملا داد دست محافظه کارها و عملکرد آنها هم معلوم است به چه صورتی است. در وزارت ارشاد، جنتی برخلاف وزارت کشور یک سری اقداماتی را شروع کرده بود ولی مواجه شد با تقابل جدی راست های افراطی و همینطور خود خامنه ای که جلویش را گرفتند و الان معاونی را که در عرصه ی کتاب برگزیده، کسی ست که در دوران احمدی نژاد هم او بوده. یک امیدهایی در رابطه با انتشار کتاب و سینما و تئاتر به وجود آمده بود، اما الان باز تحت فشارهایی که از سوی افراطیون صورت می گیرد، وزارت ارشاد هم عقب نشینی کرده است.

 

مسائل و مشکلات بسیاری در ایران امروز وجود دارد، از نظر شما مهمترین این مشکل ها چیست؟ و حل کدام در اولویت قرار دارد؟(بحران اقتصادی و معیشت، مسئله ملیت ها، آزادی بیان، زنان و کودکان، اعتیاد، جوانان، حقوق باورمندان سایر مذاهب، مسئله هسته ای و…)

ـ آن چیزی که بر اثر سیاست هایی که احمدی نژاد پیش برد و بر اثر تحریم، مسئله ی اقتصادی در این دوره تبدیل شد به مسئله ی اصلی جامعه که پیوند پیدا می کرد با مسئله ی پروژه ی هسته ای، همچنان هم مسئله ی اقتصادی در رأس مسائل مردم است. مسئله تورم در حد 40درصد، مسئله بیکاری در رقم بالا بین جوانان و فارغ التحصیلان که خودشان اعلام کرده اند 24 درصد فارغ التحصیلان بیکار هستند، این مشکل بزرگی است. این فشار سنگینی را روی مردم می آورد. روحانی تیم قوی و کارشناسی را سر کار آورد که بیشترشان وزیر بودند و تجربه داشتند، ولی اندکی توانسته اند تورم را کنترل کنند و هنوز گشایش جدی دیده نمی شود. این گشایش یک طرفش بستگی به توافق نهایی پروژه ی هسته ای دارد و برداشته شدن تحریم ها، و همینطور در داخل کشور بتوانند برنامه ی معینی داشته باشند، هنوز برنامه ی کلانی که ارائه کنند و بگویند براساس این برنامه بحران اقتصادی را مهار می کنند، مشاهده نمی شود. تنها مکانیزم هایی را به کار گرفته اند که از شتاب تورم بکاهند، و سیاستی در پیش ندارند که بر رکود و تورم غلبه کنند.

بخصوص در مورد وضعیت واحدهای تولیدی که در دوره ی احمدی نژاد به شدت تخریب شده بود و تعداد زیادی از واحدهای تولیدی تعطیل شدند و یا از ظرفیتشان کاسته شد و کارگران را اخراج کردند، هنوز تکانی در این واحدهای تولیدی دیده نمی شود. هنوز تحت فشار هستند، چه تهیه مواد اولیه که برمی گردد به تحریم ها و چه آنچه که برمی گردد به داخل کشور و تأمین اعتبار از سوی بانک ها.

ضمن اینکه حامل های انرژی هم وقتی قیمت شان بالا می رود، هزینه ی تولید را هم بالا می برد، در دوران احمدی نژاد هم کمکی به واحدهای تولیدی صورت نگرفت، الان هم همینطور است، برای همین آنها نتوانسته اند بحران را پشت سر بگذارند و وضع تولید سروسامان پیدا کند. در مجموع می شود گفت هنوز مسئله ی اصلی مردم ما، مسئله ی اقتصادی ست.

 

در حرف هایتان به تحریم ها اشاره کردید که اگر برداشته شوند، گشایش اقتصادی به وجود می آید. بسیاری اعتقاد دارند که تحریم ها به رژیم فشار آورده و نه به مردم، و آنچه که وضعیت مردم را وخیم کرده، ناکارآمدی و سوءمدیریت رژیم جمهوری اسلامی است. نظر شما چیست؟

ـ کلا اقتصاد ایران متکی بر درآمد نفت است و وقتی که درآمد نفت کم می شود، طبعا در تمام وجوه اقتصادی ایران تأثیر می گذارد و تقریبا اقتصاد ایران را به فلج کشاند، وقتی تورم بالا می رود و واحدهای تولیدی می خوابد، تمام اینها به مردم فشار می آورد. وقتی تورم شد 40درصد، ارزش آن چیزهایی که مردم دارند، 40 درصد کاسته می شود، و فکر کنید هر سال چنین وضعی باشد، مردم به کجا می رسند. وقتی قیمت کالا اینقدر بالا می رود این فشار مستقیم روی مردم است ولی در عین حال حکومت هم تحت فشار قرار می گیرد. ولی از تحریم ها فقط گروه های ویژه ای که از رانت برخوردارند و امکانات حکومتی و دولتی دستشان هست، بیشترین بهره را می گیرند مثل بابک زنجانی ها که در طی مدت کوتاهی به ثروت های عظیمی دست پیدا کرده. از این افراد کم نیستند که از تحریم ها بیشترین سود را بردند ولی بیشترین زیان را مردم بردند. دیدید که این سبد کالایی که دولت روحانی می خواست توزیع کند، چه صف هایی مردم برای این چند قلم کالا بسته بودند.

 

با تمام این ها، آینده ی ایران را تا انتخابات بعدی ریاست جمهوری چگونه می بینید؟

ـ قبل از انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس است. مجلس الان دست اصولگرایان است و یکی از نهادهایی که سد و مانع است و نمی گذارد برنامه ها پیش برود، حتی در مورد همین برنامه ی هسته ای هم دست به خرابکاری می زند و مانع می شود، مجلس است و آن نیروهایی که تعلق به جبهه ی پایداری دارند و در مجلس هستند. آنها فشار زیادی به روحانی می آورند. تعداد دفعاتی که وزرای دولت روحانی را کشانده اند به مجلس بی سابقه است. وزیر ارشاد می رود جایی یک سخنرانی می کند و مثلا یک حرف مثبت در رابطه با کاهش سانسور می زند، آنها می کشانند به مجلس که جواب بدهد. برای همین انتخابات مجلس اهمیت زیادی دارد که چقدر فضا باز شود، نه اینکه نیروهای اپوزیسیون، بلکه همان اصلاح طلبان، یا طرفداران خود روحانی، کارگزاران یا حزب اعتدال و توسعه، بتوانند در مجلس نماینده ی بیشتری داشته باشند و یا بخشی از این افراطیون از مجلس حذف شوند. اگر شورای نگهبان همه را حذف نکند، این امکان وجود دارد تغییراتی در ترکیب موجود مجلس به وجود بیاید، برای همین اصلاح طلبان خیز برداشته اند برای این انتخابات.

یک واقعیت وجود دارد در مورد چشم انداز، باید گفت که آنچنان روشن نیست، به جهت اینکه خود روحانی و تیمش کسانی نیستند که بخواهند به مردم مراجعه کنند و بخواهند مردم را به نوعی بسیج کنند و یا موانع سازمان یابی مردم را بر گروه های مختلف اجتماعی بردارند و بتواند نیرویی از پایین شکل بگیرد و بر بالا اعمال فشار کند و برنامه ها را پیش ببرد. روحانی تا الان نشان داده که چنین آدمی نیست و چنین برنامه ای ندارد.  از آن طرف هم در حکومت، نیروی مخالف، راست افراطی خیلی قوی هستند از فرماندهان سپاه، تا ارگان های امنیتی و قضایی و دفتر خامنه ای همه نیروهایی هستند که در مقابل همین حد برنامه های روحانی هم ایستاده اند. الان هم چشم اندازی که دیده شود روحانی بتواند به ابتکاراتی دست بزند و موانع را بردارد، مشاهده نمی شود. بخصوص برخلاف سال 76 که آن موقع خود افراطی ها و خود خامنه ای ها آمادگی نداشتند و یک سال طول کشید تا توانستند نیروهایشان را سازمان بدهند و جلوی دولت بایستند، این بار هم سپاه قدرتمند است، هم مجلس دستشان هست، هم موقعیت خامنه ای تقویت شده، و الان از موضع قدرت به میدان آمده اند. بلافاصله هم بعد از یکی دو ماه می بینید که چقدر فعال شده اند. حتی در پروژه ی هسته ای از یک طرف خامنه ای روحانی را جلو می اندازد و به نرمش قهرمانانه اشاره می کند و از طرف دیگر می گوید، من که خوشبین نیستم به این مذاکرات. فردا هم این پروژه پیش نرود خامنه ای می گوید من که گفته بودم و آمریکا نمی گذارد. از آن طرف هم می خواهد نیروی افراطی را هم حفظ کند و پشت خودش داشته باشد برای همین دوگانه برخورد می کند.

 

خوب تکلیف مردم و بخصوص جوانان چیست که با امیدی رفتند و رای دادند. بعضی از آنها می گویند از دولت روحانی انتقاد نکنیم تا در مقابل تندروها تضعیف نشود، بعضی می گویند اگر از همین حالا مطالباتمان را مطرح نکنیم، بعدا فضا بسته تر می شود و امکانی برایمان باقی نمی گذارند. نظر شما چیست؟

ـ درست است. در انتخابات هم این گرایش وجود داشت با تجربه ای که بعد از انتخابات مردم گرفته بودند، نرفتند خواسته ها و مطالبات گسترده را مطرح کنند و به خواسته های محدود اکتفا کردند، به جهت اینکه فضا برای پیشبرد برنامه های روحانی وجود داشته باشد، اما عملا امیدهایی که مردم به روحانی بسته بودند، به تدریج از آن امیدها کاسته می شود و مردم می بینند که روحانی آن طور که قاطع بیاید در میدان نیست، و در مقابل فشار افراطیون نمی ایستد، و هر چه جلوتر می رود، فضا منفی و منفی تر می شود، ولی آن چیزی که هست کوچکترین فضایی که وجود داشته باشد باید از آن استفاده کرد.  مثلا پیش نویس حقوق شهروندی را که روحانی منتشر کرد، فعالان جنبش سبز نشست هایی داشتند و نقدهای خود را بر آن نوشتند، یعنی از این کمترین فضا برای ابراز انتقاداتشان استفاده می کنند. الان در همین نشریاتی که در حال حاضر منتشر می شود، بحث ها و مطالبی منتشر می شود که در دوره ی احمدی نژاد امکانش نبود. همینطور امکان نشست برای فعالان حتی در خانه های شخصی شان نبود، ولی الان بهتر شده است. باید از این فضاها استفاده کرد.

در خارج از کشور هم باید این سیاست را پیش برد، آنجا که دولت روحانی کار مثبتی انجام می دهد، مثل پروژه ی هسته ای، باید مثبت تلقی کرد، ولی سیاست های نادرست، عدم ایستادگی در مقابل راست افراطی و تعلل در پیشبرد برنامه هایش را به صورت جدی نقد کرد.

 

* در معرفی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) از دانشنامه ی ویکیپدیا استفاده شده است.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

توضیح کوچکی در باره وحدت چپ در مقابل گفته های رفیق خلیق .... باید عنوان کنم که چپ سنتی از نو قدیم م.ل ( البته با احترام و ارزش گذاری از مبارزاتشان ) در شرایط فعلی و با در نظر گرفتن رشد جوامع و پیشرفت تکنولوژی و پیدایش روابط جدید و گوناگون اجتماعی با عدم تطابق خویش با شرایط نو و فعلی میتواند یک تک صدای تنهای شود بر بستری از تحولات در دنیای رو به جلو حاضر ، وحدت نیروهای چپ دموکرات میتواند با نگرشی نو و پویا و استفاده از تجربیات گذشته که متاسفانه جوابگوی همان دوران هم نبوده پایه ریز یک جریان مستحکم چپ جمهوری خواه سوسیال دموکراتیک شوند ، وجود نیروهای مختلف جمهوری خواهی که از بستر چپ دیروزی و با نگاهی تغییر یافته امروزی در کنار هم و یا جدا از هم به فعالیت مشغول هستند هنوز نتوانستند جوابگوی مثبتی برای شرایط فعلی شوند و چه بسا درگیر مشکلات خود هستند و هنوز مشکل تعریف هویتی و درونی با خود دارنذ چون جمهوری خواهی نمیتواند تمام تعریف از هویت این نحله های جمهوری خواه مختلف باشد . از این رو چپ توده ای سنتی دیروزی باید امروزی فکر کند و با تطبیق کردن خود با شرایط قرن 21 باید گذشته خویش با تمام پیروزی ها و شکست ها به تاریخ بسپارد تا چراغی شود برای نو سازی امروزی ، با تاریخ گذشته و تفکرات ایدولوژیکی نمیتوان با تحولات کنونی به مجادله پرداخت و راه حل مشکلات نشان داد ، جامعه فعلی ایران با تمام واپسگرایی حکومتی حاکم نگاه به جلو دارد از این رو در کنار دیگر جریانات مختلف جامعه ایران نیازی مبرم به چپی دارد که آزاد اندیش ، دموکرات و امروزی باشد چپی باشد که در کنار جمهور خواهی تعلقات سوسیال دموکراتیک را هم به جامعه نشان دهد و باور مندانه با زمان نگاه به نو شدن و نو سازی داشته باشد وگرنه کسی که با زمان نرود با زمان میرود.