"کار" در دوران شروع اصلاحات

مصاحبه با رفیق فواد تابان

سوال یک- شما در چه تاریخی سردبیر نشریه کار بوديد و نشريه به چه صورتی اداره میشد؟

تابان: فکر می کنم بعداز کنگره ی سوم مسئوليت سردبيری نشريه ی کار را بر عهده گرفتم و تا کنگره ی ششم که از شورای مرکزی کنار رفتم در اين مسئوليت بودم. در آن دوران نشريه ی کار دارای يک سردبير و يک هيات تحريريه بود. نشريه ی کار دو هفته يک بار منتشر می شد. در هفته هايی که نشريه منتشر می شد. جلسه ی تحريريه روزهای پنجشنبه در دفتر نشريه ی کار در شهر کلن تشکيل می شد و روی سرمقاله – تيتر يک و مطالب اصلی - بحث و تصميم گيری می شد. روزهای جمعه، شنبه و يکشنبه – غالبا تا دير وقت – کار تهيه ی مطالب، و صفحه بندی نشريه به اتمام می رسيد. صبح روز دوشنبه نشريه به چاپخانه می رفت و عصر همان روز در دفتر کار توسط گروه توزيع، توزيع می شد.

از نظر فنی و صفحه بندی کار سخت بود. مطالب تايپ می شد و به صورت دستی در برگه های «آ – سه» صفه بندی می شد. بعدتر يک دستگاه چاپگر «آ – سه» خريداری شد و توانستيم با استفاده از برنامه ی فارسی «زرنگار» تمام کار صفحه بندی را به صورت کامپيوتری انجام بدهيم که اين از نظر پيشرفت فنی يک گام بزرگی به شمار می رود و فشار بر بخش فنی کار را به مقدار زيادی کم کرد.

سوال دو- وضعیت سیاسی کشور در دوره سردبیری شما، چگونه بود؟ در آن وضعیت نشریه کار به چه شکلی و با چه تیراژی انتشار می یافت( بصورت هفتگی، دو هفته یک بار، ماهانه، آنلاین)؟ خوانندگان نشریه چه کسانی بودند؟

تابان: همان طور که گفتم به صورت دو هفته يک بار توزيع می شد. از تيراژ آن در آن دوران الان اطلاعی در خاطرم نمانده است. دوره ای که من سردبيری نشريه ی کار را بر عهده داشتم مصادف با دومين دوره ی رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی، دوم خرداد و آغاز رياست جمهوری محمد خاتمی و حوادث مربوط به قيام دانشجويی در سال 78 بود. طبيعی بود که در اين زمان ها بحث های داغ و تندی در هيات تحريريه ی نشريه ی کار صورت بگيرد و صورت می گرفت. تحريريه کار در مجموع موضع انتقادی و راديکال نسبت به وقايع 2 خرداد و خود آقای خاتمی داشت. ما حملات او به نيروهای مخالف جمهوری اسلامی را پاسخ می داديم. از جمله يکی از اظهارات او که گفته بود دست مخالفين به خون آلوده است را با يک يادداشت سياسی تحت عنوان «دستان چه کسی به خون آلوده است؟» پاسخ داديم. اين موضع گيری ها در خود سازمان هم با مخالفت و اعتراض روبرو می شد. من الان می توانم ادعا کنم که در آن دوران نشريه ی کار يک خط جدا از اصلاح طلبی که همه چيز را در خود می بلعيد را دنبال می کرد.

تا آن جا که يادم می آيد. در انتخابات رياست جمهوری سال 80 که شورای مرکزی سازمان تصميم به حمايت از آقای خاتمی گرفت و او برای دومين بار به رياست جمهوری برگزيده شد، من ديگر سردبير نشريه ی کار نبودم و در شورا هم حضور نداشتم.

سوال سه- از زمان دوره ای که شما سردبیر بودید تا امروز چه تحوالاتی در نشریه ایجاد شده است؟ ارزیابی شما نسبت به این تغییرات چیست؟

تابان: تحولات ايجاد شده در اين مقطع را البته بايد سردبيران و دست اندرکاران بعدی توضيح بدهند. من فقط از دور ناظر بر اين تحولات هستم و از همين دور حدس می زنم که «کار» متاسفانه نتوانسته پا به پای زمان پيش برود و تحول پيدا کند و به همين جهت هم نقش آن متاسفانه رو به کاهش بوده است.

سوال چهار- آیا در دوره ای که شما سردبیر نشریه کار بودید در اشاعه مواضع سازمان در میان مردم چقدر موفق شدید؟

تابان: در دوران سردبيری من و اصولا بعد از سرکوب سازمان و مخفی شدن آن، ارتباطی به شکل گسترده بين کار و «مردم» وجود نداشته است. در سال های مورد بحث مخاطبين نشريه ی کار اصولا ايرانيان خارج از کشور بودند. يکی از دغدغه های من – که حتی يک بار به استعفای کوتاه مدتی از سردبيری کار و عضويت در شورا انجاميد – اين بود که چطور میشود نشريه ی کار را به داخل کشور رساند. در اين زمينه متاسفانه تلاش زيادی نمی شد. در آن دوران مثل امروز ارتباطات گسترده نبود، اينترنت هنوز وجود نداشت و به همين جهت رساندن کار به دست علاقمندان در ايران مشکلات خودش را داشت و سازماندهی هايی می طلبيد که انجام نمی شد.

ما در جريان قيام دانشجويی سال 78 قدم هايی در اين راه برداشتيم. از جمله چند شماره ی فوق العاده نشريه کار تهيه کرديم در چهار صفحه ی کوچک (قطع آ چهار) و آن ها را از طريق فکس به مراکزی که فکر می کرديم مناسب است، از جمله هيات تحريريه ی روزنامه ها و جاهايی مثل دفتر تحکيم وحدت و بعضی از انجمن های اسلامی که شماره های آن ها را تهيه کرده بوديم، فکس می کرديم. در همان دوران بعد از پايان صفحه بندی هر شماره ی نشريه ی کار در همان دير وقت يکشنبه يک نسخه ی کوچک خلاصه از مواضع مهم نشريه تهيه می کرديم و باز از طريق فکس به ايران می فرستاديم که البته کار بسيار سخت و پردردسری بود.

با اين حال مخاطبين اصلی کار عمدتا در خارج از کشور بودند. در آن دوره دو روزنامه در خارج از کشور با هم رقابت میکردند. يکی کيهان لندن بود که هفتگی بيرون می آمد و امکانات بيشتری داشت و ديگری نشريه ی کار بود. حکومت هم کيهان هوايی را داشت. «بازار» در خارج از کشور در آن دوران عمدتا بين اين سه نشريه تقسيم می شد. با توجه به همين مقايسه است که می گويم امروز در مقايسه با دوران ما، «کار» حوزه نفوذ و ميزان تاثيرگذاری خود را به ميزان زيادی از دست داده است.

سوال پنج- در شرایط امروز انتشار نشریه حزبی تا چه حدی ضروری است؟ امروز در عصر ارتباطات، نشریات حزبی لازم است چه سیمایی داشته باشند؟

تابان: اين سوال در واقع متوجه ناکامی هايی است که من پيشتر به آن اشاره کردم. به نظر من دوران نشريات حزبی به شکلی که ما قبلا داشته ايم با تحولات امروز جهان و پيدايش اينترنت و فعاليت آنلاين سپری شده است. نشريه ی حزبی به دليل محدوديت هايی که در کار آن ايجاد می شود قادر به رقابت در عصر اينترنت و فعاليت آنلاين نيست و ضرورتی هم ندارد. الان اعلاميه ها و مواضع هر سازمانی در چندين وب سايت مختلف می تواند منتشر شود، قبلا اين طور نبود و جايی برای طرح مواضع سازمانی وجود نداشت و به همين جهت ارگان حزبی لازم بود. الان ديگر اين محدوديت ها از بين رفته و ارگان های حزبی چندان ضروری به نظر نمی رسند.

همين الان همين نشريه ی کار «آنلاين» چه چيزش حزبی است؟ اعلاميه های سازمان را که سايت های ديگر هم منتشر می کنند. می ماند «يادداشت های سياسی» يا «سرمقاله» که هر روزنامه ی ديگری هم دارد و می تواند داشته باشد. باقی مطالب اين نشريه مطلقا «حزبی» نيست و هر سايتی را که باز می کنيد آن ها و يا مشابه شان را می توانيد ببيند. به نظر من «ارگان حزبی» در اين شرايط کارکرد خود را از دست داده است. نيازهای داخلی تشکيلات را می توان با  يک «خبرنامه ی داخلی» برطرف کرد. نويسندگان حزبی بايد آزاد باشند که در نشريات غيرحزبی فعاليت داشته باشند. اين نشريات هم تمايلشان به اين يا آن جريان در طول زمان مشخص می شود، اما نبايد حزبی بشوند.

من اين ايده را چند بار در زمانی که در سازمان فعال بودم مطرح کردم. حتی با انتشار «اخبار روز» کوشيدم که نمونه ی عملی آن را هم ارائه بدهم. متاسفانه در سازمان بنا به دلايل زياد به اين ايده ها توجه نشد. من فکر نمی کنم که نشريه ی کار – ضمن احترام به همه ی تلاش های دست اندرکاران آن-، توانسته باشد مسيری رو به رشدی را طی کند.

سوال شش- چندين سال است که نشريه کار به صورت "کار آنلاين" در آمده است. با توجه به تجربیاتی که در دوره سردبیری نشریه داشتید چه توصیە های برای بهتر شدن نشریە کارآنلاین دارید؟ 

تابان: من حرف هايم را در صحبت های قبلی گفتم. اما اگر قرار است نشريه ی کار آنلاين به همين شکل باقی بماند به هر حال بايد تکليف خود را روشن کند که يک وب سايت خبری – سيآسی است، يک ارگان حزبی است، يک جُنگ تعريف نشده از نظريات مختلف است؟ برای آن که يک وب سايت خبری سياسی باشد، بايد بتواند حداقل در عرصه ی وب سايت های خبری از نظر سرعت و دقت در ارائه ی اخبار با ديگر وب سايت ها رقابت کند. به اين مسايل احتمالا گردانندگان اين وب سايت بهتر می توانند پاسخ بدهند که مثلا چند درصد از مراجعين برای اطلاع از اخبار به «کار آنلاين» مراجعه می کنند؟ اصلا چه ميزان از مراجعين به سايت سازمانی و چه ميزان غيرسازمانی هستند. با دانستن اطلاعاتی از اين دست است که می توان در مورد آينده ی «کار آنلاين» تصميم گرفت. اما در يک کلام من فکر می کنم که وب سايت های خبری سياسی که کنترل حزبی بر آن ها وجود ندارد امروز بهتر می توانند نيازهای جناح های سياسی و از جمله جنبش چپ کشور ما را برآورده کنند.

«کار آنلاين» امروز در هر وضعيتی که باشد ادامه ی تلاشی است که از سی و پنج سال پيش شروع شده است. برای تداوم انتشار «کار» در طول اين سی و پنج سال زحمات زيادی کشيده شده و جان های بزرگی از دست رفته است. من نسبت به همه ی دست اندرکاران نشريه ی کار که به خاطر افشای استبداد جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده، صدمه ديده و دچار مشکلات شده اند و ديگرانی که در اين راه زحمت کشيده اند، از سردبيران تا نوجوانانی که در روزها و سال های دورتر نشريه ی کار را در زير تهاجم بی امان حزب الهی در سر چهارراه ها و در خيابان ها و کوچه و پس کوچه ها به دست مردم می رساندند تا بذر آزادی و استقلال را در ميهن ما بارور سازند، ادای احترام می کنم.

افزودن نظر جدید