زن ایرانی در قاب تصویر خویش

 

بحث پیرامون زنان غالباَ بنیان های مشخصی دارد که مسئله شناسی عمومی از آن نشات می گیرد. در کنار موضوعاتی مثل «توانمندسازی»، «اشتغال»، «جامعه پذیری»، «سلامت و بهداشت»، «جایگاه سیاسی و اجتماعی» و بسیاری از موضوعات دیگر، یکی از محورهای کانونی گفتمانهای زنان را می توان «تصویر زن» برشمرد. با توجه به این واقعیت که تحولات وسیع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و بالاخره تکنولوژی در ابعاد ملی و بین المللی  سبب ایجاد تحول و دگرگونی در مفاهیم می شود دور از انتظار نیست که شاهد دگرگونی در مفهوم «تصویر زن» نیز باشیم. اتفاقاَ شاید دگرگونی مفهوم «تصویر زن» در تاریخ یکی از شگفت انگیزترین این دگرگونیها باشد که جای بحث فراوان و گسترده دارد؛ [بحثی] که پیش از این در جامعه ما بسیار مطرح شده، اما هم اکنون نیز ادامه دارد. خیلی کلی و خلاصه به نظر می رسد در قرن اخیر هنگامی که «تصویر زن» از معنای صرف «قیافه» تهی گشت و ابعاد اجتماعی  سیاسی به خود گرفت به یکی از محورهای بحثهای زنان روشنفکر ایرانی تبدیل شد. یعنی هنگامی که زنان تصمیم گرفتند تصویرشان در اجتماع نه تنها صرفا قیافه فردفرد انها نباشد بلکه معنایی بر این «تصویر» بار کنند که بازتابنده مطالبات آزادی خواهانه و برابری خواهانه اجتماعی و سیاسی آنان باشد. به عبارت دیگر، به نظر می رسد درست بر خلاف معنای ابتدایی تصویر، غرض آنان از یافتن تصویر شایسته، به انتزاعی ترین شکل ممکن، برخورداری از جایگاهی برابر با مردان بوده است.

خیلی روشن است که زنان روشنفکر و پژوهشگر و یا فعالان اجتماعی هنگامی که از تصویر زن سخن می گویند «قیافه» آنها را مد نظر ندارند و اگر دیگران نیز چنین برداشتی از آن بکنند اتفاقا احتمالا به نظرشان شدیدا توهین آمیز خواهد آمد. اما این مفهوم نیز مثل تمام مفاهیم دیگر، به دگرگونی خود ادامه می دهد و در عرصه های مختلف هم ممکن است معانی دگرگونه ای به خود بگیرد. به عنوان مثال در عرصه سینما، هنر (به خصوص نقاشی) و سیاست و اجتماع ممکن است همچون کلمات دیگر بار مفهومی گوناگون داشته باشد. به نظر می رسد آنچه مهم است این است که ما از کلمات کجا و چگونه استفاده می کنیم و مبتنی بر همین به کارگیری چه تأثیری می گذاریم یا می پذیریم. در این میان، ناآگاهی از کلمات و بار معنایی آنها یا آشنا نبودن با مفاهیم و کاربردهایی که می توانند در گفتمان ها بیابند، سبب بدفهمی ها و نارساییها در انتقال منظور و در حالت بدتر پدید آمدن معضلات و گره ها و به دنبال آن سوءتعبیرها و سوءتفاهمها می گردد. به نظر می رسد در شرایطی که کلمات بار معنایی متضاد با آنچه می خواهیم می یابند، تنها راهی که می ماند این است که اگر نمی توانیم با توضیح بیشتر القای معنی کنیم، به گونه ای که کلمه همان معنی را که خودمان می خواهیم بدهد، دست کم می توانیم از آن استفاده نکنیم. کلمات دیگری استفاده کنیم یا این که معنای مورد نظر خودمان را قبلا روشن و صریح بیان کنیم. به عنوان مثال، در شرایطی که از «تصویر زن» صرفا «قیافه» و «وضع ظاهر» و «حجاب و پوشش» زن دریافت می شود می توان با کلمات دیگر و یا توضیح معنا انتقال منظور کرد.

در همین ارتباط، در گفتگوی مهمی که به ابتکار مجله اندیشه پویا در شماره نوروزی آن توسط امنه شیرافکن با الهه کولایی، شهین دخت مولاوردی و اذر تشکر صورت گرفته، مسئله «تصویر زن» مورد توجه قرار گرفته است. در مقدمه این بحث امده که «اندیشه پویا با برگزاری میزگردی قصد داشت تا از دل روایت سه زن، تصویر درستی از زنان ایرانی در جامعه امروز ارائه دهد.» (ص 40) می توانیم به طور قطع و یقین باور داشته باشیم این زنان هنگامی که دور هم می نشینند قصد تمسخر خودشان و زنان دیگر را ندارند و هنگامی که از «تصویر درست زن» سخن می گویند، چنان که از متن بحث نیز بر می آید، مرادشان جایگاه مناسب و درخور و نقشی شایسته برای زنان ایرانی در اجتماع شان است. ولی متاسفانه از سوی دیگر شاهدیم که در بسیاری از لایه های اجتماعی جامعه مان- حتی غیر از حاکمیت زن ستیز و یا «زن ناباور»- لایه های عامتری که با مفهوم امروزین «تصویر زن» آشنا نبوده اند، از «تصویر زن» در وهله اول، همان معنای ابتدایی یعنی «قیافه» و «نوع لباس» را برداشت می کنند. متاسفانه ناآگاهی مردم عام از تلاشهای اجتماعی و سیاسی زنان و نقش مهم آنان در توسعه و پیشرفتهای اجتماعی امروز دستمایه ای شده برای کسانی که همواره اولویت شان گل آلود کردن آبها برای بهره جوییهای شخصی است. چیزی که حتما خواسته بیشتر فعالان زنان نیست و اکثر آنها در خواست جلوگیری از این سوءاستفاده ها شریک خواهند بود.

در این جا شاید گفته شود که این بحث در میان نخبگان درگرفته و در مجله ای روشنفکری نیز به چاپ رسیده است. اما مسئله این است که علیرغم این موضوع، این بحثها نه تنها دلالت عام می یابند بلکه اصلا حوزه عمل و تصمیم گیری این نخبگان نیز اتفاقاَ لایه های مردم عادی و عوام است. موضوع «تصویر زن» نیز در اجتماع  ما بحثی بسیار فراگیرتر از نخبگان و روشنفکران است؛ چیزی است که در متن اجتماع جریان دارد و به همین دلیل است که لزوم هماهنگی مسئولان اجرایی با زبان مردم احساس می شود.

شاید اگر از عمق این بدفهمی آگاه باشیم، از این کلمه استفاده نکنیم یا دست کم در مقالات و گفتگوها و بحثهای خود توضیح کافی برای خوانندگان بدهیم. هنوز هم آگاهی سازی اجتماعی در مورد مسائل و معضلات گوناگون زنان، از جمله مبارزه با همین بدفهمی ها و سوءاستفاده های اجتماعی، می تواند از اولویتهای آگاهانه زنان در مبارزات برابری خواهانه قرار بگیرد. بی توجهی به این مسائل فرهنگی (در این جا زبانی) به طور قطع و بر اساس تجربه، به بیهوده شدن تلاشها و فعالیتها منجر می شود و سبب می شود بیشتر زنان احتمالا نتوانند از این همه تلاش صادقانه که می کنند نتیجه دلخواه را بگیرند و یا با موانع فرساینده روبه رو شوند.

مشکل کلمه «تصویر» حتی اگر خیلی خوشبینانه بخواهیم فکر کنیم که معنایش به طرز توهین آمیزی به «قیافه و نوع پوشش و لباس» زنان در گفتمان عمومی و عملکردهای سیاسی دولتمردان تقلیل نیافته است، دست کم به مفهومی «متصلب» تبدیل شده و به نظر می رسد در گفتمانهای زنانی که نمی خواهند موضوع حجاب را با مسائل حقوقی و قانونی مخلوط کنند، به بن بست رسیده است. برای بیرون آمدن از این بن بست شاید دست کم همان کلمه «نقش» بهتر باشد. زیرا که «نقش» بیشتر متکی به شرایط و موقعیت است و بار معنایی عملگرایانه تری دارد، یعنی با عمل بیشتر عجین است؛ در حالی که «تصویر» در ذهن ما ایرانیها بیشتر حالتی ایستا و متصلب دارد و کمتر انعطاف پذیر است. به احتمال، هنگامی که زنان خواستار نقش بهتری در جامعه بشوند این فعالیتهای برابری خواهانه آنها را خیلی گویاتر بیان می کند تا این که خواستار «تصویر» بهتری برای خود شوند.

منبع: 
مدرسه فمینیستی
بخش: 

افزودن نظر جدید