شعر و شاعر میان عشق و انقلاب

شباهت هلدرلین با نیچه و کلایست

منقدین لیبرال غرب مدعی هستند که موضوع تمام ادبیات جهان، عشق و یا مرگ است. پایان غم انگیز زندگی تراژدیک هلدرلین، شاعر آلمانی،فرهنگ دوستان را بیاد زندگی نیچه و خودکشی کلایست، نمایشنامه نویس دیگر آلمانی می اندازد. نیچه نیز جنون گرفت و مثل کلایست خودکشی کرد. هلدرلین که بین سالهای 1843- 1770 زندگی نمود، از سال 1806 در وضعیت جنون بسر برد، یعنی نیمی از عمر خود را در پرستاری خانواده یک نجار، که هوادار آثارش بود، گذراند .

می توان گفت که زندگی سرگردان هلدرلین میان عشق و انقلاب و جنون گذشت. وی در جوانی معلم خانگی اشراف زادگان بود. او در آنجا عاشق مادر یکی از شاگردانش شد. به روایتی بیماری روانی او معلول مرگ نابهنگام آن زن اشرافی جوان بود، گرچه وی یکبار به هلدرلین توصیه کرده بود که میان عشق به معشوق و عشق به انسانیت، دومی را انتخاب کند .

هلدرلین یکی از مهمترین شاعران انقلاب بورژوایی آلمان است. گرچه او بشکل رسمی از سال 1806 در وضعیت جنون و بیماری روانی بسر برد. هلدرلین زمانیکه دانشجوی رشته الهیات بود هوادار ایده های انقلاب فرانسه شد و در نامه ای در سال 1792 به خواهرش نوشت" برای انقلاب فرانسه که مدافع حقوق بشر است، دعا کن ! " .

گرچه احتمالا مرگ "سوزهته" موجب جنون هلدرلین شد طبق اسناد بجا مانده او از سال 1798 هوادار انقلاب فرانسه بود. علت دیگر ضعف روانی وی سرخورده گی از آن بود که انقلاب فرانسه نتوانست در آلمان موجب رفرم سیاسی یا انقلاب اجتماعی شود. امروزه در بیوگرافی هلدرلین اشاره میشود که او در زندگی معمولی و خصوصی اش، آدمی شکست خورده بود. زمانی که او معلم خانگی اشرافزادگان و سرایدار و مسئول اداره خانواده آنان بود، با وی همچون یک حیوان اهلی خانگی رفتار می کردند. گرچه هلدرلین خود را شاعر دوره انقلاب کبیر فرانسه می دانست .

از او با عناوین " شاعر زمان انقلاب، و آوازه خوان خلق هم یاد شدە است ". هلدرلین 19 ساله بود که شاهد انقلاب فرانسه شد. در دوئلی که میان او و مادرش صورت گرفت، او پیروز شد، چون مادرش میخواست که هلدرلین یک روحانی مسیحی شود، اما هلدرلین می خواست که شاعر انقلاب گردد.

امروزه اشاره میشود که در شعر هلدرلین زبان آلمانی به نقطه اوج خود رسید. ستتیک شعر او انسانگرایانه است. شعرش زندگی است چون رئالیستی و این جهانی است. او انسان، میهن، وطن، طبیعت، انقلاب و هنر را به شعر آورد. جهانبینی هلدرلین، ایده آل های انسانی یونان باستان بودند. از جمله اشعاری که در این رابطه سرود دارای عنوانهای - سرود آزادی، انسان، رودخانه نکار، غروب آفتاب، هنر پارسن، دیوتیما، هیپریون، و خطاب به آلمانی ها هستند .

هلدرلین را میتوان شاعر رنج جهان، شاعر عشق و طبیعت، انسان و جامعه، انقلاب و فرهنگ دانست. گرچه او را نماینده کلاسیسم می دانند، اما شعرهایش ملهم از آغاز دوران رمانتیک و ایده آلیسم است. به زبانی دیگر اینکه نمی توان او را به هیچ جریان ادبی منتسب کرد، اصالت شعر او را نشان میدهد. اشعار روشنگرانە انتقادی و جهان وطنی او متاثر از دوستی، آزادیخواهی، عشق، زیبایی، الهام و انساندوستی و آیندە باوری، است .

پیرامون آثار هلدرلین میگویند، شعر او در دوران گذر و زمان بحران، برای انسان تکیه گاهی است همچون صخره. هلدرلین بعنوان شاعر کلاسیک صد سال بعد از مرگش مورد توجه قرار گرفت. او میخواست وطن اش را بە شکل انقلابی نوگرا کند و خواهان روابط اجتماعی انقلابی در آلمان بود. پایان تراژدیک زندگی او در آنجاست که آثارش در زمان حیات مورد توجه قرار نگرفتند. فقدان این هماهنگی در زندگی را دلیل دیگری برای جنون او میدانند.

رمان مشهور و شاعرانه او"هیپریون"از سال 1799، اثری است کلاسیک پیرامون عشق، طبیعت، انقلاب و وطن. از جمله آثار دیگر او - دیوتیما، شغل شاعری، جشن قبرستانی، و مرگ امپدوکلس، هستند. از سال 1900 شعر او با کمک نقد و معرفی ریلکه و هرمان هسه، مشهور شد .

دانشجویان زمان هلدرلین هوادار فلسفه کانت و انقلاب فرانسه بودند. بعضی از اشعار او تقلیدی است از شعر شیلر، شاعر معروف دیگر آلمانی. در ادبیات کلاسیک اروپایی به تحسین از فرهنگ و شعر یونان باستان می پرداختند. رمان هیپریون او به موضوع انقلاب می پردازد. هلدرلین از نظر فلسفی و استتیک زیر تاثیر افلاتون، اسپینوزا، هردر، شیلر، نوالیس، کانت و هگل بود. او در جوانی در کلاسهای درس فیشته شرکت نمود. هلدرلین کوشید از طریق ترجمه، اصالت فرهنگ یونانی را به خوانندگان معرفی نماید. ماهیت دانش استتیک آنزمان متکی به فلسفه، هنر، و دین بود .

هلدرلین زمانی که دانشجوی الهیات بود با هگل و شلینگ شخصا آشنا شد. علت نا آرامی های روانی او در سالهای جوانی را تضاد میان تصور انقلابی ایدەآل وی کە منشا شان یونان باستان و ایدە های ژاکوبونی در دوران انقلاب فرانسە بود، با نظم اجتماعی فئو دالی ولایت گرایاانە حاکم آلمان، در دورە حیات وی می دانند. او در زمان جنگ روسیه و عثمانی ، خواهان آزادی یونان از زیر سلطه ترکهای عثمانی بود. جامعه ایده آل او جامعە یونان باستان بود .و دلیل آن بە زعم نویسندە، وجود وحدت آهنگینی بود کە در شعر یونان میان انسان و طبیعت وجود داشت.

 

تماس-               Nushad@web.de

 

افزودن نظر جدید