ادبیات، نویسنده میان مارکسیسم و اگزیستنسیالیسم

Nushad@web.de


آلفرد آندرش، نویسنده چپگرای آلمانی بین سالهای 1980- 1914 زندگی کرد. او 18 ساله بود که وارد سازمان جوانان حزب کمونیست شد و مسئول بخش جوانان جنوب استان بایرن گردید. در سال 1933 از طرف گشتاپو دستگیر و چند ماهی در اردوگاه های فاشیسم زندانی شد. بعد از آزادی به سبب اعتراض به بی عملی و دست به مبارزه مسلحانه نزدن حزب کمونیست علیه فاشیسم از آن حزب جدا شد و مبلغ نظرات اگزیستنسیالیستی آزادی فرد در مقابل رفاه جمع گردید.

او در جوانی شغل کتابفروشی را یاد گرفته بود. در زمان جنگ سرباز ارتش فاشیسم شد ولی در سال 1944 از ارتش مستقر در ایتالیا فرار کرد. او بعدها اظهار تاسف نمود که چرا در جنگ داخلی اسپانیا به هواداری از جمهوریخواهان وارد مبارزه علیه فاشیسم ایتالیا نگردید. آندرش، سرخورده از حزب کمونیست آلمان به پیروی از روزولت معتقد به 4 نوع آزادی بود: آزادی بیان، آزادی دین و مرام، آزادی از ترس، و آزادی از فقر و نیاز.

آندرش در زمان زندان نیروهای متفین در آمریکا به نشر مجله "صدا" و بعد از آزادی به نشر مجله "متن و علامت" در آلمان بعد از جنگ پرداخت. او از پایه گزاران گروه ادبی 47 بود، ولی بعد از مدتی آن را به بهانه محفلی برای تجارت و کسب سود از طریق کتاب، و نه ابزاری ادبی برای مبارزه و انتقاد اجتماعی، ترک کرد. آلفرد آندرش یکی از موتورهای کوشش ادبی در جو فرهنگی آلمان بعد از جنگ بود و در رسانه ها فعال شد.

او سرانجام از سال 1972 به عنوان اعتراض به سیاست و فرهنگ آلمان غربی تبعه سوئیس شد و موضعی حاشیه نشین و انزواجویانه انتخاب کرد. منقدین چپ بر این باورند که او بعد از جدایی از حزب کمونیست از موضع اگزیستنسیالیسم مذهبی به نقد فاشیسم آلمان پرداخت.

سبک داستانسرایی مدرن او متکی به سبک همینگوی و سبک ادبی خانم گرترود اشتاین است. آندرش از نظر استتک و عقاید سیاسی به ولفگانک کوئپن نزدیک است. نثر رمانهای او همراه است با تصویرسازی امپرسیونیستی. او می گفت روایت و داستانسرایی یعنی تفکر در وضعیت شرطی. آندرش در آثارش به تشریح انسان می پردازد و نه به تفسیر او. وی طرفدار سبک ادبی غیراستعاری است. در رمانهای او زنان بیشتر از مردان موفق به ساختار خودآزادی می شوند.

آندرش خوهان سنتزی از آزادی و سوسیالیسم بود و می گفت استتیک مقاومت، مقاومت استتیک است. به نظر او خواندن و مطالعه یعنی عمل و تفکر. او در آثارش نوستالژی آزادی انسانها را مطرح می کند. آثار پایانی آندرش از نظر سیاسی مدعی مسئولیت انسانی و اجتماعی اند. موضوع مرکزی آثار آندرش تزلزل و شکاکی روشنفکرانه را نشان می دهند که زیر فشار حوادث سیاسی همیشه باید تصمیم بگیرند و موضع گیری کنند. قهرمانان رمانهای او ایستادگی در مقابل قدرتهای قوی مانند فاشیسم و استالینیسم را تبلیغ می کنند.

یکی از شعارهای ادبی آندرش آزادی از زیر حاکمیت دولت است. او می گفت که هیچ نویسنده ای نباید با دولت و کلیسا و حزب حاکم همکاری کند. برای او هومانیسم مهمتر از مسئولیت ادبی سیاسی حزبی است. خیلی از آثار او پیرامون فرارهای منجر به شکست اند. او می گفت که فرار گاهی همردیف نجات است. آثار او پر است از دیالکتیک که شامل تضاد میان جمع و فرد است. او می نویسد که فردیت وسیله ای است برای نزدیک شدن به حقیقت و ادبیات امکان عظیمی است برای نزدیک شدن به واقعیت.

برای آندرش حیثیت روشنفکران مانند نویسندگان هم در رادیکال بودن استتیک فردی آنان و هم در شرکت در کل و همدردی با ضعفا و حاشیه نشینان است. وی با تکیه بر فلسفه اکزیستنسیالیستی اش می گفت که تفکر پیرامون آزادی عمل فردی و تصمیم مستقل فردی مهم است.

آندرش در نیمه دوم قرن گذشته و بعد از پایان فاشیسم در آلمان به معرفی نویسندگان ناشناخته غربی مانند رئالیستهای آمریکایی از جمله همینگوی و فاکنر و اگزیستنسیالیستهای فرانسوی مانند کامو و سارتر پرداخت. او خود را مانند آرنو شمیت نویسنده ای تنها و به حاشیه رانده شده می دانست. او همچون هاینریش بول در کشورهای سوسیالیستی سابق خوانندگان زیادی داشت چون او مسئولیت مستقیم اخلاقی و سیاسی مبارزه را هیچ گاه فراموش نکرد.

آندرش مشوق نویسندگان جوانی مانند خانم باخمن و انسنبرگر و آرنو شمیت بود. هومانیسم او مخالف سرکوب فکری و سیاسی است. او می گفت که آزادی مربوط می شود به فرار از روابطی که در آن فرد رنج می برد ولی این کوشش هیچ گاه فرار از واقعیت نیست بلکه همیشه راهی بسوی واقعیت است. بقول خودش او همیشه مشوق پارتیزانهای مبارز غیرحزبی است.

آندرش غیر از رمان و شعر و داستان، خالق تعدادی نمایشنامه رادیویی، مقاله، سفرنامه و ترجمه نیز است. از جمله آثار او "زنگبار یا آخرین دلیل"، "سرخها"، "آلبالوهای آزادی"، "زمستان"، "دیوارهای خونین"، "ادبیات آلمانی در تصمیم"، "فرار از زیر پرچم"، "پیاده روی در شمال"، "افراهیم"، "از یک زمستان رومی"، "عاشق نیم سایه ها"، "پدر یک قاتل"، "گم شدنم در ولایت" و "ناراحت نباشید آسمان آبی" اند. مجموعه آثار 15 جلدی او در سال 1979 منتشر شد.

افزودن نظر جدید