نعمت پور: کوبانی در معادلە سیاست جهانی مقدمتاً یک مسئلە سیاسی است


رزمندگان کرد از خانه و کاشانه خود در مقابل نيروهای مرگ آفرين داعش دفاع می کنند. اما دولت های بزرگ و دولت های منطقه نظاره گر هستند. دولت امريکا به چند مورد بمباران مواضع داعش اکتفا کرده است که چندان کارساز نبوده است. پيروزی داعش احتمالا به فاجعه بزرگ منجر خواهد شد. چرا دولت ها چنين بی تفاوت هستند؟

بە نظر من متاسفانە مسئلە کوبانی در معادلە سیاست جهانی قبل از اینکە یک مسئلە انسانی باشد، یک مسئلە سیاسی است و بنابراین دولتها از موضع منافع خود بە این مسئلە نگاە می کنند. واقعیت این است کە بعلت پیچیدگیهای خاص سیاسی در سوریە و منطقە، بعد فاجعە انسانی کوبانی باعث آن نشدە است کە دولتها بخواهند صرفا و یا عمدتا از زاویە حقوق بشری بە آن نگاە کنند، و بنابراین خودشان را برای یک دخالت بە اصطلاح بشردوستانە در آن آمادە کنند. علیرغم هشدارهای دبیرکل سازمان ملل و تعدادی از کشورها، بعلت نفوذ و قدرت خاص کشورهای معینی در معادلات سیاست جهانی، این هشدارها عملا نمی توانند بە یک عمل مشخص سیاسی و یا نظامی فرابرویند، و این باز متاسفانە نشان می دهد کە چقدر اصل حقوق بشر در نظام کنونی کشورها و سیستم جهانی تابع منافع سیاسی است.

اما همزمان باید گفت کە موضع کشورها در این مورد یکسان نیست. کشورهای معینی کە در تضعیف اپوزیسیون نظام سیاسی سوریە منافع دارند، در مورد اصل دخالت بنفع کوبانی موضع دیگری داشتند و دارند، اما نقش و نفوذ آنان آنقدر برجستە نیست کە بتوانند در ارگانهای بین المللی کاری صورت دهند، هرچند کە بخشی از این کشورها در زمینە حقوق بشری در درون کشورهای خود از مشکلات جدی برخوردارند، و کارنامە خوبی ارائە ندادەاند.

بە نظر من علیرغم هیاهوهائی کە در مورد از بین بردن داعش برپامی شوند، اما قصد و نیت اصلی مدعیان آن نە از بین بردن داعش، بلکە رام کردن آن می باشد. تا زمانی کە سیاست اصلی در سوریە در جهت اسقاط رژیم اسد قرار دارد، نابودی داعش برای این بازیگران، سیاست معقولی نمی باشد، زیرا کە این بمنزلە تقویت رژیم بعث سوریە است. بنابراین، این طیف هنوز بە داعش نیاز دارند و داعش باید کماکان قادر بە پیشبرد نقش خود در تحولات درون سوریە باشد.

همچنین در مورد کلمە "بی تفاوت" کە شما در سئوالتان مطرح کردەاید، بگذارید بگویم کە من زیاد موافق این کلمە نیستم، زیرا کە نە تنها بی تفاوت نیستند بلکە برعکس دارند فعالانە هم عمل می کنند، اما این فعالانە عمل کردن دارای ابعاد دیگریست. بگذارید موضوع را کمی بیشتر بشکافیم: داعش عملا علیرغم همە بمبارانها نە تنها قدرت عملش را از دست ندادە است، بلکە کماکان از قدرت تعرضی کافی برخوردار است، ثانیا ابرقدرت اصلی دنیا صراحتا گفتە کە کوبانی در مرکز سیاستهای آنان قرار ندارد، کە این یعنی فعالانە عمل کردن در جهت عکس منافع این شهر کوچک مرکزی.

و نیز بە عنوان آخرین جملە باید گفت کە سیاست دولت ترکیە در مورد کوبانی، هستە مرکزی سیاست آن دولتهائی را تشکیل می دهد کە می توانند بە این فاجعە پایان دهند.

 

کوبانی در مرز سوريه و ترکيه قرار دارد. چرا دولت ترکيه نظاره گر کشتار مردم کوبانی به دست داعش است؟ چرا ترکيه مانع کمک رسانی به کوبانی ها می شود؟

 ترکیە هیچوقت نمی تواند شاهد قدرت گرفتن و تثبیت قدرتی در کنار مرزهای خود باشد کە اولا از لحاظ هویتی کردی باشد و ثانیا بە پ کاکا نزدیک باشد. این برای آنها یعنی تهدید امنیتی، برهم زدن ثبات سیاسی در ترکیە و تقویت جانب کردی در پروسە صلحی کە ظاهرا دولت این کشور در درون کشور خود از سالها پیش شروع کردە است.

همچنین ثبات قدرت کردها در مرحلە فعلی و در شرایط کنونی سوریە بمنزلە تضعیف اپوزیسیون سوری مورد حمایت آنهاست (کردها بخشی از این نیرو نیستند و عملا از آنها فاصلە گرفتەاند)، و نیز از طرف دیگر بە معنای تقویت رژیم اسد می باشد. از یاد نبریم کە پ کاکا از یک رابطە تاریخی با رژیم سوریە بهرەمند می باشد، و هم اکنون در مناطقی در داخل این کشور در سطحی معین با نیروهای سوری همکاریهای معین دارند. رژیم ترکیە تلاش بسیاری کرد و البتە هنوز هم می کند کە کردهای سوریە را بدرون حوزە سیاست خود بکشاند و آنان را بە نیروئی در بازی سیاسی خود تبدیل کند، امری کە با مقاومت روبرو شد. در واقع کردها دارند تاوان این استقلال عمل خود از رژیم ترکیە را پس می دهند.

و از یاد نبریم کە ترکیە خود یکی از نیروهای اصلی ایجاد و تقویت داعش است، و بنابراین چگونە می تواند خود، بە ضد خود از طریق کمک رسانی بە کوبانیها تبدیل شود. 

 

نظر شما نسبت به چنبش اعتراضی که در سطح جهان در دفاع از کوبانی شکل گرفته است، چيست؟

خوشبختانە علیرغم همە رفتارهای ضد اخلاقی در سیاست جهانی نسبت بە فاجعە کوبانی، ما شاهد آن هستیم کە مردم، احزاب و نهادهای مدنی و مترقی و چپ در سراسر جهان رویە دیگری را پیشە کردەاند، رویەای کە نشان می دهد هنوز مردمند کە پایە اصڵی دفاع از ارزشهای انسانی و اخلاقی را تشکیل می دهند. دنیای سیبرنتیک و شبکەهای اجتماعی، یک ارادە واحد را در مقابل این فاجعە شکل دادەاند. ارادەای کە بە حضور در خیابانها منجر شد. بە نظر من این اعتراضهای جهانی حتی در صورت شکست مقاومت کوبانیها، از لحاظ شکل برآمد، گستردگی آن و اصرار مردم بر مقاومت در مقابل فاشیسم مذهبی کە متاسفانە رگی در سکولاریسم پست مدرن دنیای پیشرفتە دارد، تاثیرات عمیقی بر جای خواهد گذاشت، و برگی دیگر بر این آزمون سترگ خواهد افزود.

 

جمهوری اسلامی چه سياستی در مورد کوبانی پيش برده است؟ چرا جمهوری دو سياست متفاوت نسبت به اقليم کردستان عراق و کوبانی در پيش گرفته است؟

بە نظر من سیاست جمهوری اسلامی در مورد کوبانی و یا اصلا بطور کلی در مورد کردهای سوریە از همان اوائل شروع بحران سوریە، یک سیاست همراهی با کردها و تقویت آنها بودە است. جمهوری اسلامی از پتانسیل موجود کردهای آنجا در فاصلە گرفتن از اپوزیسیون سوریە آگاە بود، و از همان ابتدا با آن تماس گرفت. ما در همان زمان هم می شنیدیم کە جمهوری اسلامی عملا بە صالح مسلم گفتە بود کە آنان موافق خودمختاری کردهای سوریە هستند، اما با جدائی اکیدا مخالفند. خوب این سیاست کە البتە کاملا با سیاست این دولت در مورد کردهای داخل ایران متفاوت بود، برگ جدیدی را از نوع برخورد ایران در منطقە می گشود. جمهوری اسلامی با این سیاست در واقع می خواست مانع بزرگتر شدن جبهە اپوزیسیون سوری بشود، و بدین ترتیب بر سر راە پیشروی بیشتر رقبای اصلی خود در منطقە جلوگیری بعمل بیاورد. می دانید، در سیاست خیلی مهم است کە بتوان پتانسیلهای طرف مقابل را از همان ابتدا تضعیف کرد، این بویژە در کوتاە مدت هنگامی کە رقیب از لحاظ روانی مسلط است و دارد بشدت پیشروی می کند اهمیت بسیار دارد، زیرا کە فرصت می آفریند.

دشوار است کە موافقت جمهوری اسلامی با خودمختاری کردها در سوریە را بە یک تغییر در هویت جمهوری اسلامی تعبیر کرد (تغییر هویتی بیشتر در مسائل داخلی بە تغییر هویتی تعبیر می شود)، اما واقعیت این است کە این یک تغییر سیاسی بود، و یا بهتر بگوئیم تغییر در سیاست، کە بسیار عمل گرایانە (پراگماتیستی) بود. همیشە تغییر در سیاست خارجی برای رژیمهای دیکتاتور بسیار آسانتر بودە است (حال بگذریم از احتمال تاثیرات آتی آن بر سیاستهای داخلی، کە خود مطلبی دیگر می طلبد).

در رابطە با دو سیاست متفاوت باید عرض کنم کە من فکر نمی کنم جمهوری اسلامی در اساس دو سیاست متفاوت نسبت بە اقلیم و کوبانی داشتە است. در این مورد باید بە اختلافات دو کشور سوریە و عراق توجە نشان داد:

ـ در عراق بعلت همسایە بودن، جمهوری اسلامی از امکانات حضور بیشتری برخوردار است،

ـ رژیم عراق قرابت بیشتری با رژیم ایران دارد،

ـ سابقە ارتباط جمهوری اسلامی با نیروهای کرد عراقی بسیار بیشتر است،

ـ بحران سوریە یک بحران ناگهانی بود،

ـ هماهنگیهای نظامی میان ایران و کردهای عراق از استحکام بیشتری برخوردار است،

ـ مناطق کردنشین در سوریە با ترکیە مرز مشترک دارند،

ـ ترکیە بە عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو دارای توان نفوذ و قدرت زیادی در سوریە می باشد،

ـ ایران باید با توجە بە حساسیت ترکیە، در مورد نوع و گستردگی همکاری با کردهای سوریە محتاط باشد،

ـ مناطق کردنشین سوریە (لااقل مناطقی کە در آن کانتونها دائر شدەاند)، مناطق بهم پیوستەای نیستند،

ـ این مناطق عملا در محاصرە داعش هستند، بویژە کوبانی،

بنابراین امکانات ایران برای کمک رسانی بە کوبانی در بهترین حالت بسیار ناچیز است. من فکر می کنم اگر امکانات اجازە می داد، جمهوری اسلامی مایل بە ایفای همان نقش در مناطق کردنشین سوریە بود کە در کردستان عراق در مقابل داعش ایفا کرد. و چنانکە در ابتدا عرض کردم، ایفای این نقش بیشتر یک عمق استراتژیک دارد.

افزودن نظر جدید