جنگ و عواقب آن در ادبیات

به مناسبت مرگ زیگفرید لنس نویسنده آلمانی
Nushad@web.de

 

زیگفرید لنس نویسنده آلمانی هفته پیش در سن 88 سالگی در گذشت. او همچون گونتر گراس و هاینریش بول و مارتین والسر یکی از مهمترین نویسندگان آلمان بعد از جنگ جهانی دوم است. لنس در شرق آلمان دوره پروس در ولایت زیبای مازور در لهستان امروزی در سال 1926 بدنیا آمد و در دانشگاه به تحصیل فلسفه و ادبیات انگلیسی و ادبیات آلمانی پرداخت. او در سال 1952 عضور گروه مشهور ادبی 47 شد و مانند گراس در تبلیغات انتخاباتی حزب سوسیال دمکرات برای کاندیدا شدن ویلی برانت سالها فعال بود.

لنس از معروف ترین نویسندگان آلمان در داخل و خارج از کشور است. او نویسنده ای است پرکار و خالق آثار بیشمار در ژانرهای رمان، داستان کوتاه، داستان بلند، نمایشنامه نویسی رادیویی و مقالات ادبی و اجتماعی و سیاسی است. وی در پایان جنگ در سال 1945 شخصا شاهد فرار و مهاجرت مردم از شرق آلمان از طریق دریای شمال به غرب بود. او در آثارش به هرج و مرج اجتماعی بعد از جنگ می پردازد. سبک آثارش رئالیستی و انتقادی - اجتماعی است.

لنس از نظر روش ادبی زیر تأثیر فاکنر و داستایوسکی است. او نویسنده ای محبوب و پرخواننده است که به مسائل فردی و اجتماعی روزانه انسانها می پردازد. در داستان های کوتاه روشی سنتی معتدل دارد. در این گونه آثار او تفکرات اگزیستنسیالیستی دهه 50 قرن 20 و شکاکی رواقی همینگوی دیده می شوند. لنس در شرح و توصیف مناظر طبیعی ولایت و وطنش مازور در شرق آلمان زیر تأثیر فونتان و ویلهلم راب است.

لنس یکی از پرخواننده ترین نویسندگان زمان حال و دوره بعد از جنگ جهانی دوم است. او می گفت ادبیات و شغل نویسندگی باید در خدمت بیداری وجدان اجتماعی باشد. وی از موضع هومانیسم بورژوایی و با کمک رئالیسم بدون تعارف برخوردی جدی با روح فاشیسم و عواقب ناگوار آن کرد. لنس در دهه های 50 و 60 قرن گذشته زیر تأثیر مکتب اگزیستنسیالیسم فرانسوی بود. او در خدمت تفکر هومانیستی خواننده را با سئوال و موضوع اخلاق روبرو می کند. آثارش مشغولیتی انتقادی با زمان حال و گذشته آلمان اند. او نویسنده موفق مکتب روایتی و داستانسرایی است و بقول نیما می گفت "ادبیات باید آب در لانه مورچگان بریزد."

لنس نویسنده ای است مسئول و سیاسی و معترف به افکار سوسیال دمکراسی. او ادبیات را حافظه جمعی یک خلق می داند. وی هنرمند و استاد زبان در سبک واقعگرایی اجتماعی است. لنس به موضوعات بعد از جنگ مانند خشونت و ویرانی و اخراج و راندن مردم و سوء استفاده از شور و شوق و احساسات مردم و کشتن بی هدف آنان در جنگ می پردازد. او به موضوع اختلاف نسلها در زمان جنبش دانشجویی سال 68 میلادی نیز اشاره می کند.

لنس در آغاز زیر تأثیر سبک سمبولیسم بود و به موضوعات و مسائل فراریان و مهاجران جنگی می پرداخت. از دیگر موضوعات آثار او تنهایی اگزیستنسیالیستی انسان مدرن و درد و رنج انسان و گناه و تقصیر و مقاومت در زمان رایش سوم و عکس العمل انسان در شرایط مرزی و جدل وجدان در شرایط دیکتاتوری و مسائل روانی انسان است.

لنس می پرسد: چرا "روح و فرهنگ آلمانی" که این چنین قرنها در تاریخ مورد تشویق و تحسین قرار گرفت، در قرن 20 پذیرای فاشیسم شد؟ او می گوید چرا نسل پیشین آلمانی می کوشد تا گذشته فاشیستی خود را از نظر روانی سانسور و پاک و انکار کند؟ در پایان او به مسائل کارگران مهاجر خارجی و ورزش و خشونت جوانان و بحران هویت انسانها پرداخت. گلچین بخشی از آثارش به دو دسته ادبیات جدی و ادبیات طنزگونه تقسیم میشود. وی بخاطر آثار بیشمار و فعالیتهای اجتماعی اش برنده جوایز مختلفی از جمله جوایز گوته و توماس مان و جایزه صلح کتابفروشی های آلمان شد.

از جمله آثار او "شاهین ها در هوا"، "ساعت درس آلمانی"، "زلیخای ظریف و لطیف"، "موزه وطنی"، "معلم زندگی"، "گپ شهری"، "عبور اینشتین از رودخانه الب"، "نان و بازی"، "ارثیه آنس"، "روح میرابل"، "پایان جنگ"، "دختر صربی"، "میدان اکسرسی"، "مهمان حصاری"، "فرضیاتی در باره آینده ادبیات"، "داستان سیرک این چنین بود"، "تمسخر شکارچی"، "اعترافات یک فروشنده بازار سیاه"، "کشتی آتشی"، "مردی در توفان"، "از دست دادن"، "لود میلا"، "دوئل با سایه"، نمایشنامه های "زمان بی تقصیران"، "صورت"، "جشن جهانی"، مجموعه مقاله های ادبی و سیاسی، و دو مجموعه داستان کوتاه اند.

رمان "شاهین ها در هوا" تحت تأثیر اگزیستنسیالیسم فرانسوی در دهه 50 قرن بیست نوشته شده است. کتاب "زلیخای لطیف" توانایی او را در داستان کوتاه نویسی زیر تأثیر همینگوی نشان می دهد. این کتاب خاطرات دوران کودکی او از ولایتش مازور در شرق آلمان پیش از جنگ جهانی دوم است که اکنون در کشور لهستان واقع شده است.

از جمله انتقاداتی که به لنس می شود این است که او در آثارش به ضعفهای ایدئولوژیک و اشتباهات سیاسی اشاره نمی کند گرچه او ماموریت ادبی خود را یک وظیفه اخلاقی می دید و می گفت که انسان نمی تواند از مسئولیت نسبت به همنوعانش شانه خالی کند.

افزودن نظر جدید