حکومت ايران، زمينه ساز جنايت اسيدپاشی است!


گروه های فشار در روزهای گذشته در اصفهان به صورت چند زن اسيد پاشيدند. صبح امروز هم سرنشين یک موتور دو ترکه سوار به سمت ٣ دختر در خیابان شیخ صدوق اصفهان اسید پاشید که یک نفر از آنها به خاطر پاشیده شدن اسید در قفسه سینه و انحراف اتومبیل قربانیان، جان باخت و دو نفر دیگر راهی بیمارستان شدند. گفته می شود تعداد زنان قربانی در اصفهان به ۱۴ نفر رسیده است.
 

از چند ماه قبل حرکت سازمان يافته ای به عنوان مبارزه با بی حجابی شروع شده است: تصميم گروه انصار حزب الله برای اعزام موتورسواران به خيابان ها، دعوت برخی ائمه جماعت به فرا رفتن از تذکر لسانی در "امر به معروف و نهی از منکر" و سرانجام تصويب کليات طرح "امر به معروف و نهی از منکر" در مجلس. برپايه اين طرح ارگانی بر بالای سه قوه کشور تشکيل می شود که کار "امر به معروف و نهی از منکر" را سازمان خواهد داد. اين طرح با مخالفت دولت روحانی مواجه شده است. اما صرف ابراز مخالفت کافی نیست. روحانی به عنوان رئیس جمهور، برای پیشگیری از این طرح، که با قانون اساسی خود جمهوری اسلامی هم مغايرت دارد، دارای وظیفه است. 

جناياتی چون اسیدپاشی به زنان بی‌دفاع، نه اولین مورد در حکومت ايران بوده و نه آخرین آن خواهد بود. تصویب " قانون امر به معرف و نهی از منکر" در مجلس شورای اسلامی چراغ سبزی برای انجام این جنایات هولناک است. جنايتکاران در پناه حکومت اسلامی قرار دارند و در اعماق آن جای گرفته اند. تا کنون گروه های فشار به جنايات متعدد دست زده اند اما از مجازات در امان مانده اند. آن ها بدون واهمه از محکوميت و بازداشت به جنايات خود ادامه می دهند. سوختن و متلاشی شدن چشم و چهره زنان، برای حکومت  اسلامی مسئله  ای نيست. آنچه اهميت دارد چادر به سرکردن زنان و تحميل حجاب اسلامی به زنان کشورمان است. 

ما با قربانيان و خانواده آن ها ابراز همدردی کرده و اقدام جنايت کارانه اسيدپاشی را شديدا محکوم می کنيم و خواهان اطلاع رسانی در مورد اين جنايت، برچيدن بساط گروه های فشار و پاسخگوئی فرمانده ناجا و وزير کشور هستيم. لازم است دولت روحانی که ادعای دفاع از حقوق شهروندی را دارد، ضمن محکوم کردن این جنايت کميسيون ويژه ای برای پيگيری آن تشکيل دهد، عاملان جنايت را شناسائی و به مردم معرفی کرده و فعاليت گروه های فشار را غيرقانونی اعلام نمايد. ما از فعالين سياسی و مدنی می خواهيم که در برابر این جنایت هولناک ساکت ننشینند و به اشکال مقتضی نسبت به آن اعتراض نمايند.            

هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

٢٩ مهرماه ١٣٩٣ (٢١ اکتبر ٢٠١٤)

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

نقش فرهنگ و درآمیختگی آن با شریعت دینی در ایران و جنایتی بنام اسید پاشی .

اسیدپاشی حمله‌ای است که نه به قصد قتل، بلکه معمولا برای انتقام و نابودگی زندگی اجتماعی و آینده قربانی انجام می‌شود.اسیدپاشی در کشورهایی که از نظر توسعه اجتماعی و اقتصادی در وضعیت خوبی نیستند و شکاف جنسیتی و خشونت علیه زنان و کودکان در آنها زیاد است بیشتر دیده می‌شود اما وقتی این عقب مانده گی با شریعت دینی یکی میشود میتوان به راحتی حتی با فتوای این و آن مرجع نامشخص مذهبی شکل جنایت آمیز تر بخود بگیرد که معجونی میشود از فرهنگ لات منشانه عقب مانده قیصری بل روابط عاشقانه شکست خورده و تا تعصب های مذهبی ؟! بخصوص که در جامعه ی ما دولت یک منشا دینی دارد و میتواند در پشت امر به معروف نهی از منکر به اینگونه جنایات دست زد و جامعه را بسمت ناامنی و هرج و مرج برد ، در واقع هر شخص و گروهی و هر فرد مرجعی برای خود قانون میشود و جای قانون مدون مدنی را قانون شریعت گرایانه و فتوای این روحانی و رهبر مذهبی تا حزب الله ، انصار حزب الله و نهی از منکر تا جاهل و باندهای محل حتی بصورت انتقام شخصی میگیرد ، البته در این میان جامعه هم بی تقصیر نیست و چه بسا با سکوت و عدم بر خورد با باندهای متعدد مذهبی و خودسر و چه بسا صد در صد در ارتباط با مراجع تقلید خود عامل قدرت گیری این جماعت عقب مانده داعشی در جامعه ایران شده اند ، ما هنوز از تیغ کشی بر چهره و دست و پای دختران و پسران را مکانهای عمومی از سوی ارگانهای چون انصار حزب الله و یا حزب الله های که ناموس دین را در خطر میدید را از یاد نبرده ایم و اکنون شهر اصفهان با اسید پاشی نشان از ترسی دارد که بر جان مافیای قدرت و مراجع مذهبی افتاده است !اسیدپاشی به روی زنان ایران که بر اساس تلقی رهبران این کشور "بی حجاب" یا "بدحجاب" معرفی می شوند از دهۀ 1360 در جمهوری اسلامی ایران مرسوم و یکی از اشکال ارعاب نه فقط زنان، بلکه کل جامعه در مواقعی بوده که در آنها نظام اسلامی ایران خود را در تنگنا و تهدید احساس کرده است. در تاریخ 150 سال اخیر ایران اسید پاشی چه با شکل وشمایل مذهبی و چه با تعصب های عقب مانده شخصی همیشه جا پای داشت ولی نقش فتوا ها و نظرات مذهبی جایگاه ویژه ای در اینگونه حرکات بغایت عقب مانده داشته ؟! انجا که دین قدرت مدار میشود و فتوا جای قانون را میگیرد پیدایش باندهای مختلف مذهبی جای شگفتی ندارد و جای تعجب هم نیست که اینگونه حرکات زورمدارنه به دستگاهی طویل مذهبی و مافیای در ارتباط نباشند و ناامنی را جایگزین امنیت میکند که تا چند زمانی در قدرت بمانند و بدون پیدا شدن هویت اصلی عاملین اینگونه جنایات سرنخ را بسمت دشمن واهی برسانند!!! و باز هم جای تعجب نخواهد بود که علیرغم اینکه در برخی موارد مانند برخورد با فعالان سیاسی و یا متهمین سایبری، افراد با سرعت خیره‌کننده‌ای بازداشت می‌شوند اما حدود یکماه پس از آغاز اسیدپاشی به صورت زنان در اصفهان فردی در این رابطه شناسایی و یا بازداشت نشده است و دادستان اصفهان تنها از وجود سرنخهایی در این رابطه خبر داده است ؟؟؟؟؟!!!!! سرنخ ها باید در بیت رهبری ، و مراجع تقلید و قانونی بنام شریعت اسلامیست جستجو کرد اما نه با این نیروی انتظامی که خود به این و آن باندهای مذهبی مافیای در ارتباط است و برای ماست مالی گردن قضایای اسید پاشی سر بیگناهی را بنام مجرم بالای دار ببرند ؟؟؟؟!!

آخوند ها ( روحانیت و مغان ) از آسمان نیامده اند ؟!

اعدام ها ی مختلف ، شکنجه ها ، اسید پاشی ها ریشه در تاریخ اجتماعی مان دارد .

یادم میاید در دوران نوجوانی از کسی سوالی کردم حالا که شاه رفت چه میشود ؟ او گفت همه چیز درست میشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و درست نشد که نشد !!!؟؟؟..........

اگر به تاریخ ایران باستان بنگریم میبینیم که مغان و روحانیت آن دوران همیشه در کنار شاهزاده گان جایگاه ویژه ی در جامعه کهن ایرانی داشتند و صد البته رابطه مردم و دستگاه طویل روحانیت هیچگاه دور از هم نبوده و چه بسا در کنار هم و با هم و مورد احترام مردم میبودند ، از آغاز پیدایش نخستین پادشاهی پارس، تا اشغال سرزمینهای تحت سلطه‌ی ساسانیان به‌ وسیله‌ی اعراب، مغان زردشتی و مغان مهری، روحانیان آن زمان، که ‌پیشینیان همین قشر آخوند فعلی بودند، با استفاده‌ از نفوذ مذهبی خود، یکی از کاستهای اصلی حاکمیت را تشکیل میدادند و با روی کار آمدن صفویان و در زمان شاه‌ اسماعیل صفوی، شیعه‌گری روندی به‌ خود گرفت که‌ اکنون ما شاهد ادامه‌ی آن هستیم. روحانیون شیعه‌ کم کم به‌ ستون اصلی قدرت تبدیل شدند. آنان با ترویج خرافات، تحمیق توده‌ها و امام و امامزاده‌ تراشی برای سوء‌استفاده‌ی مالی متولیان که‌ همان آخوندها بودند کار را به‌ آنجا رساندند که‌ برای مسلمانان شیعه‌ مذهب هم این یاوه‌های خرافی اصل پذیرفته‌شده‌ی بی چون و چرا شدند و هم شکل قانون را گرفت که باید اجرا میشد ؟. از آن جمله دسته‌های سینه‌زنی د‌ر ماه‌ محرم به‌ وجود آوردند و با پرده‌ خوانی و تعزیه‌خوانی در مورد کربلا و شهادت حسین به‌ شیوه‌ای جدید مردم را از نقش خود آگاه کردند و صد البته مردم هم در اوج ندانستن به دانستن های آخوند جماعت رو آورد و هر مشکلی را که داشت در دادگاه او جستجو میگردند ، از طلاق و ازدواج تا دعوا و بیماری، دیه بریدن دست و پای مجرم ووو ووووو ، ...حل مشکلات شخصی و اجتماعی را مردم در دستگاه روحانیت میدند حتی در زمان حکومت پهلوی و با سیستم قضای بظاهر مدرن شاه باز نقش روحانیت (آخوند ) از بین نرفت و چه بسا قدرت هم گرفت و باز نقش این جماعت طفیلی آخوند در میان مردم و حمایت مردم از این جماعت بیشتر هم شد ؟! حال در دوران جمهوری اسلامی و نقش و حضور حاکمیت صد در صد روحانیت (آخوند ) چطور میتوانیم مشکلات موجود را که یک پای آن را مردم تشکیل میدادند و میدهند را بر طرف کنیم ؟ اعدام ها ی مختلف ، شکنجه ها ، اسید پاشی ها ریشه در تاریخ اجتماعی مان دارد ! تا مردم به یک رنسانس و تغییر فرهنگی نرسند تا خود را از این دستگاه طویل روحانیت و فرهنگ امام حسینی دور نکنند نمیتوان از پایان بربریت اسید پاشی و اعدام در جامعه رسید ؟ فرهنگ آغشته به خرافات مذهبی را باید درو ریخت و تاریخ مدون جدیدی را برای جامعه ایران نوشت که مذهب جایکاهی در هیچ جای جامعه نداشته باشد و تعیین کننده این تغییر هم مردم هستند و اینمردم هستند که باید بخواهند تغییر کنند و فرهنگ نو و جدیدی را برای خود و آینده گان رقم نزند و گرنه اسید پاشی ، اعدام و جماعت آخوند تا قرنها در تاریخ ایران باقی خواهند ماند . !؟؟؟

رفقا من عمل ضدانسانی اسیدپاشی ذیل هر علت را محکوم می کنم؛ خواه علت این عمل زشت و چندش آور هرچه نامیده شود بهرحال غیرقابل دفاع است. اما اینکه این عمل توسط حاکمیت یا حکومت جمهوری اسلامی انجام شده است بعید به نظر می رسد. در شرائطی که جمهوری اسلامی بیش از هر چیز نیاز به امنیت دارد فکر نکنم از ضریب هوش سیاسی پائینی برخوردار شده باشد که به دست خود امنیت جامعه را مخدوش نماید زیرا بقا هر رژیم در گرو توان برقراری امنیت می باشد.