مردم شرافتمند وکلای دادگستری را تنها نگذارید (۱۱)

آزادیخواهان

هم میهنان

همکاران

روز ٢٤ ژانويه برنامه اى به ابتكار عفو بين الملل وكانون وكلاى دادگسترى نورنبرگ در روز جهانی " وکلای در خطر" تحت عنوان  "وکیل بدون حقوق" در آن شهر بر گزار مى شود. در اين نشست به عنوان نمونه به وضعيت خطرناك همكار بيمار، در بند و دلير ما آقاى عبدالفتاح سلطانى وكيل پايه يك دادگسترى نيز خواهند پرداخت.

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=64631

شرايط آقاى عبدالفتاح سلطانى نمونه اى است از قوانين حاكم بر تمام وكلاى " بدون حقوق " ايران. در اكتبر ٢٠١٢، آقاى سلطانى از طرف اتحاديه جهانى كانون هاى وكلاى دادگسترى به حق صاحب عنوان " وكيل جسور وشجاع " شناخته شده است. ماه گذشته نيز اتحاديه جهانى وكلا، همكار " بدون حقوق " و "در خطر" ما خانم نسرين ستوده وكيل پايه يك دادگسترى وعضو كانون وكلاى دادگسترى مركز را به عنوان عضو افتخارى خود برگزيد.            

ما دوماه پيش اعلام كرده بوديم كه  "وكلاى ايرانى به تنهائى قادر به دفع شر نيستند. خانه ما در آتش است. دفاع از استقلال كانون وكلا فقط يك امر حرفه اى نيست مقوله اى است انسانى و ملى ، ما نيازمند همراهى شما هستيم ."

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=32745

ما وكلاى "بدون حقوق " و در خطر ايرانى با سپاس فراوان، از اين ابتكار استقبال مى كنيم .ما نيازمند تقويت نقاط اتحاد بين دهها هزار" وكيل بدون حقوق " ايرانى هستيم. همبستگى جهانى و پشتيبانى و دفاع از حق حيات ما و استمرار فعاليت ما در دفاع از ملت مى تواند با تجهيز افكار عمومى و رسانه هاى جمعى بر پيشگيرى از نابودى تمامى حقوق و دستاوردهاى ايرانيان كمك كند.

در تاريخ حقوق ايران نام سيدعبداللطيف شوشترى شناخته شده است. او دويست و پانزده سال بيش (١٨٠٠ميلادى) اولين بار در سفرنامه خود به فوائد " مسلوب الاختيار " كردن شاهان انگليس برداخت. در مقام ستايش از محاكم مستقل نوشت " از جمله قوانين اين فرقه اين است كه كسى را بر كسى تسلطى نيست. پادشاه يا امرا اگر بخواهند بر زيردستان زيادتى كنند و آن شخص در محكمه شكايت كند هر دو را در محكمه ايستاده نگهدارند و امرشان را فيصل دهند..."    

وكلا و حقوقدانان ايرانى به سهم خود براى اعتلاى حيثيت انسانى، و ارتقاى حقوق و دفاع از آزاديهاى اساسى ملت ايران تلاش كرده و مى كنند.

از جمله اسلاف گرانقدرما، ميرزا يوسف مستشارالدوله تبريزى هفتاد سال پس از سيد عبداللطيف شوشترى(١٨٧٠ميلادى) با تاليف كتابجه قانون كه ملهم از " از اعلاميه حقوق بشر و شهروندى فرانسه " بود ميراث حقوقى انقلاب فرانسه را  در ١٤٥ سال پيش به ادبيات سياسى ميهن ما وارد كرد.تا تاكيد كند كه " منشا قدرت دولت ملت است ..."    

ميرزا يوسف مستشارالدوله تبريزى كه وزير دادگسترى عصر ناصرالدين شاه بود بارها وسالها زندانى شد و بهاى آرمان گرائى خود را پرداخت و بالاخره " چندان زجر و آزارش دادند وكتابچه [ قانون] را بر سرش كوبيدند كه قدرت بينائى خود را از دست داد و پس از مدتها شكنجه و اسارت در بیماری وتنگدستى روى در نقاب كشيد. " - از تاريخ بيدارى ايرانيان-

اين قبيل تلاشهاى روشنگرانه بالاخره به جنبش و قانون اساسى مشروطيت منتهى شد. تا حقوق مكتسبه ملت ايران را در تاريخ ثبت كنند كه " قواى مملكت ناشى از ملت است..."   "و ديوان عدالت عظمى و محاكم عدليه مرجع رسمى تظلمات هستند "  از اصول٢٦و ٧١- متمم قانون اساسى مصوب ١٢٨٦- .

در چنين شرايطى تاريخى و حقوقى  همراه با محاكم عرفى، نطفه هاى كانون وكلا بسته شد. هر چند بعد ها با ايجاد محاكم اختصاصى و نظامى موجبات ضعف و ناتوانى دادگسترى وحرفه وكالت فراهم آمد اما وكلا از پاى در نيامدند.

همكار بزرگ ما، انديشمند، مورخ و نويسنده معروف احمد كسروى كه به شيوه خود در نوشته هايش به مبارزه با خرافات رفت و براى مبارزه با مفاسد ادارى از تجربيات حرفه اى خود بهره  برد را با فتواى روحانیت و اغماض جنايتكارانه "مأمورين " ابتدا با گلوله هاى تپانجه، چاقو و سنگ مجروح كردند - ٨  ارديبهشت ١٣٢٤- سينه، كتف، بيشانى، بالاى سر، گوش، گردن، زانو، ران، انگشت، دست او را مجروح مى كنند. البته گلوله اى هم  فاصله دنده هفتم وهشتم او زخمى كرده بود. نواب صفوى رهبر فدائيان اسلام شخصاً با تپانجه در اين جنايت شركت مستقيم داشت. هفته بعد كسروى مردم را در جريان مى گذارد " شهربانى مى خواهد قضيه را لوث كند." - روزنامه ايران، ١٤ ارديبهشت ١٣٢٤

 او روز ٨ اسفند همان سال وزير دادگسترى وقت را از دسيسه چينى های فرماندار نظامى در باره شايعه "سوزاندن قرآن " توسط او با خبر مى كند. بالاخره به "حكم دادگاه شرع " كه هيچگونه اعتبار و موقعيت قانونى نداشت او را متهم مى كنند و بر صندلى اتهام مى نشانند. روز ٢٠ اسفند ساعت يازده در كاخ دادگسترى و در برابر بازپرس شعبه ٧ دادسرای تهران "حكم دادگاه شرع " توسط "مسلمانان " اجرا مى شود. 

كسروى را كه نيمه كشته از حمله ٨ ارديبهشت جان به در برده بود  با ٢٨ زخم عميق ناشى از گلوله و ضربات كارد همراه منشى او آقاى حدادپور به قتل مى رسانند. اين ها رهبران اخلاقى و تاريخى نظام ولايت فقيه هستند که قساوت آنان عليه آزادى بيان را حدود هفتاد سال بعد درعمل جنايتكارانه قاتلان  "شارلى ابدو " در پايتخت فرانسه به نمايش جهانيان گذاشت.

نيم قرن پس از انكه كتاب  "قانون " ميرزا يوسف را بر سرش كوبيدند تا كور شد، كسروى را در تهران به قتل رساندند.

اين جنايات شعله آزادي خواهى را خاموش نكرد. تلاش وكلا بالاخره با پشتيبانى قاضى برجسته و وزير خوشنام دادگسترى مرحوم لطفى والبته آرمان خواهى مصدق در ٧ اسفند ١٣٣١ به بار نشست. قانون استقلال كانون وكلا را مظهر حيثيت ايرانيان، مصدق، با استفاده از لايحه قانونى اعطاى اختيارات تصويب كرد. بعد از تسلط نظاميان  بر کشور، به خانه لطفى حمله كردند. پيرمرد را آنقدر زدند که به بستر رفت و برنخاست و جهان را ترك كرد. هر چند دولتهاى كودتا با لغو قوانين مصدق دشمنى خود را با آزادى ملت عملاً به اثبات رساندند اما قانون استقلال كانون كاملا از بين نرفت.

وكلا با امكانات محدودى كه در اختيار داشتند و در محدوده تنگ قوانين موجود تا جائى كه ممكن بود وظائف خود را انجام دادند. كانون در جريان مبارزات آزاديخواهانه مردم بالاخره در دو سال پايان سلطنت شاه به نوعى "مرجع تظلمات عمومى " شد. وكلا و حقوقدانان هر كجا بودند، در حد ممكن وظيفه وجدانى و حرفه اى خود را به انجام رساندند. كانون وكلا مركز و محل گردهمائى از آديخواهان و دادخواهان از همه خانواده هاى سياسى و فكر ى بود.

روز ٧ اسفند ١٣٥٧ وقتى آقای خمينى در ديدار با وكلا ى دادگسترى با صراحت تمام دستاوردهاى تاريخى ايرانيان را آماج تجاوز آشكار خود قرار داد و به شيوه پدر فكرى اش شيخ فضل الله نورى فتوا داد كه " دادگسترى بايد از شرع اسلام استفاده كند " بلافاصله پاسخ خود را گرفتً كه " استقرار حاكميت واقعى مردم محتواى كليه قيام ها  و جنبش هائى است كه ملت قهرمان ما از صد سال بيش تاكنون نهال آنرا با خون بهترين و دليرترين فرزندانش آبيارى كرد..." بيانيه استقلال كانون وكلا - اسفند ١٣٥٧.

در چنين فضائى است كه اعضاى هيات مديره با حمايت همكاران و مردم علناً به مقابله مدنى با ارتجاع هار مى پردازند.

تشكيل كنگره سراسرى وكلا در تهران و سمينار خواسته هاى ملت از قانون اساسى توسط جمعيت حقوقدانان ثابت كرد كه وكلا و حقوقدانان ايرانى آماده انجام وظيفه وجدانى خود در برابر مردم ايران هستند. پس از حملات به حقوق زنان بود كه آنان روز ١٨- اسفند ٥٧- براى بيان تظلم به كانون آمدند. زنان حقوقدان از قضاوت محروم شدند. قانون حمايت خانواده را قانوناً و عملاً لغو و محدوديت قانونى سن ازدواج كودكان را "اسلامى" كردند.

رئيس و دو نايب رئيس و اعضای هیئت مدیره از جمله آقایان نزيه، دكتر متين دفترى، صارم الدین صادق وزیری، علی شاهنده، انواری و ... مجبور به زندگی مخفی شده و بالاخره ناگزير به تبعید رفتند. آنانی که به تبعید نرفتند زندانی شدند.

بعد از مخفی شدن شادروان نزیه، جناب عبدالحمید اردلان به ریاست کانون وکلا انتخاب شد. او را به رندان بردند، شکنجه دادند، وقتی آزادش کردند که در شرف مرگ بود و در خانه اش فوت کرد. دکتر دامغانی عضو دیگر هیئت مدیره هم سالها در زندان بود. وکلای بسیاری را بدون حق دفاع کشتند، نوری، منوچهر مسعودی، خاکسار، قائم مقامی، دکتر ضیا مدرس، دکتر امینی، دکتر مجذوب وووووو  از آن جمله اند.

يكى از اولين "طعمه ها و لقمه ها"  وكيل شرافتمند دادكسترى آقاى هوشنك عيسى بيگلو بود. 

http://darichehzard.blogspot.no/2015/01/10.html

او كه در زندان هاى شاه دفاعيه هاى همبندان خود را فراهم مى آورد ٤ ماه بعد از رسيدن آقای خمينى به قدرت با همان ددمنشى وسبعيتى كه با كسروى رفتار كردند به قصد قتل  او را با ١٧- ضربه چاقو لت و پار كردند و استخوانهايش را شكستند. او تا آخرين نفس، سى و شش سال در تبعيد خدمتگزار پناهندگان ايرانى ومدافع حقوق ملت ايران بود. ما در طى قريب ١٥٠- سال گذشته  به ٤- نمونه از فرزندان آذربايجان، ميرزا يوسف، كسروى، نزيه و عيسى بيگلو اشاره كرديم. از اين نمونه ها در "همه خاك ايران " وجود داشته و دارد.

نام بردن ازهمه وكلائى كه به دلائل گوناگون به قتل رسيدند، شكنجه و زندانى شدند، به تبعيد رفتند در اين نوشته امكان ندارد. رژيم جمهورى اسلامى كانون هاى وكلا ى موازى ساخت. به مدت ١٧ سال با انتساب مدیر دولتی، كانون وکلا را توسط همدستان خود "مديريت " كرد. هزاران نفر را در ايران  بدون داشتن حق دفاع كشتند و صدها هزار نفر را به زندان كشاندند.

هم اكنون هزاران ايرانى در زندان ساكن دالان هاى مرگ هستند.

دست متجاوز  جنايتكاران  "اسلامى " سراسر جهان را بر گرفته است. در ميان صدها قربانى ترورهاى برون مرزى نام حقوقدانان و وكلائى مثل عبدالرحمان برومند، دكترشابور بختيار، كاظم رجوى و رضا مظلومان وووو به چشم مى خورد.

اينك با ابطال پروانه وكالت خانم نسرين ستوده، زجركش كردن وكلائى كه در زندان نيازمند خدمات بهداشتى و درمانى ويژه هستند. تحت تعقيب قرار دادن و محكوميت وكلائى كه به وظيفه وجدانى و قانونى خود قيام مى كنند و بدتر از همه با آخرين دست پخت رژیم اسلامی، يعنى تدوين قانون جامع وكالت، مى روند كه تير خلاص را به سر كانون و رسالت وكالت خالى كنند.

ما از همه احزاب، سنديكاها، رسانه ها، شخصيت هاى ايرانى كمك مى خواهيم تا بهر نحو كه مى دانند و مى توانند به مقابله با نابودى كهنسال ترين بخش جامعه مدنى ايران بپردازند. وكلاى ايرانى بدون پشتيبانى شما در تجهيز افكارعمومى و بسيج افكار بين المللى قادر به رفع شر نيستند. ما نياز به كمك همه جانبه داريم.

آزاديخواهان

هموطنان

همكاران

در اين روزهاى سياه، براى حفظ حيثيت انسانى، حق دفاع، حكومت قانون و دستاوردهاى حقوقى بيش از دو قرن مردم به هميارى همگى نيازمنديم. امید است هموطنانی که امکان حضور در برنامه ٢٤ ژانويه در نورنبرگ را دارند، صدای مظلومیت ملت "بی حقوق" ایران باشند و به سرکوب " وکلای در خطر ایران اعتراض کنند.        

مردم شرافتمند وكلا را تنها نگذاريد.

پانزدهم ژانویه دو هزار و پانزده         

احمد عرفانی وکیل پایه یک دادگستری

محمدرضا روحانی وکیل پایه یک دادگستری

 مناف عماری وکیل پایه یک دادگستری

 منیژه حبشی وکیل پایه یک دادگستری  

افزودن نظر جدید