توافق ايران و امريکا، روزنه صلح


بالاخره قرار توافق اصولی بين ايران و امريکا (و گروه1+5) بدست آمد. بايد همه ما نفس راحتی بکشيم. هنوز خطر رفع نشده است و بايد سه ماه چانه زنی و ريسکهای ريز و درشت را پشت سر بگذاريم تا توافق اصولی کنونی به توافقی دائمی تبديل شود. هنوز نيروهای مختلفی با اين قرار موقتی مسئله دارند. در يک طرف اين صف کشی اسرائيل، همراه جناح ماجراجو و جنگ طلب امريکا، با جناح راست حاکميت ايران قرار دارند و در طرف ديگر جناح معتدل امريکا به رهبری اوباما، به همراه جناح اصلاح طلب حاکميت ايران قرار گرفته اند.

عليرغم مشکلات موجود و تهديدهای سناتورهای امريکائی و هم صداهای ايرانيشان مثلا در نشريه کيهان، بايد گفت که پايه های صلح ايران و امريکا پی ريزی شده است.

اوباما دست جناح جنگ طلب را در حنا گذاشته است. او می گويد سالهای دراز ايران را تحت فشار قرار داديم و باز هم موفق به توسعه صنايع اتمی خود شدند. به همين دليل توافق کنونی بهترين آلترناتيو موجود است. او به دست راستی ها می گويد راه بهتری برای جلوگيری از توسعه صنايع اتمی ايران نداريم. يا اين قرارداد را امضا می کنيم و توسعه اتمی ايران را کنترل می کنيم و يا هم بايد با ايران وارد جنگ شويم. اما جنگ، خط قرمزی است که در امريکا طرفدار ندارد. اکثريت امريکائيها مخالف جنگ با ايران هستند.

برطبق اين قرارداد فعاليتهای اتمی ايران محدود می شوند ولی حق ايران در اين زمينه به رسميت شناخته می شود و پس از دوره ده تا پانزده سال، محدوديتهای مورد توافق هم به پايان می رسند. علاوه بر مخارج مستقيم پايه گذاری صنايع اتمی، ايران بيش از صد ميليارد دلارخسارت مناقشه کنونی را تحمل کرده است. اميد داشته باشيم که ضرر باز هم بيشتری از اين ناحيه دامن ما را نگيرد.

اين توافق تنها به وسيله اصلاح طلبان قابل دسترسی بود و اميد است که با برداشته شدن تحريمهای کمرشکن اقتصادی وضع زندگی مردم بهتر شود. اين موفقيت، دستاورد رياست جمهوری روحانی است. اگر راستگرايان نتوانند چوب لای چرخ صلح حاصله بگذارند توافق با امريکا بزرگترين و ملموس ترين موفقيت رياست جمهوری روحانی بشمار خواهد رفت. اصلاح طلبان با کمی جرات بيشتر از دوره خاتمی عمل کردند و دستاورد خوبی هم جايزه گرفتند.

ولی بزرگترو مهمتراز اينها تغييرات مثبتی است که در جو عمومی جامعه به وجود خواهد آمد. لولوی توطئه های شيطان بزرگ براترين حربه و توجيه رژيم در محدود کردن آزادی های مردم بوده است. بدون اين حربه فشار مردم برای کسب آزادی های بيشتر شانس بيشتر و بهتری خواهد داشت. نيروهائی که زندگی خود را به شمشير جنگ مديون بودند با حربه صلح بی سلاح می شوند.

اما از زاويه بين المللی، مهمترين اثر اين توافق در نظام جديدی است که در خاورميانه سر بر می آورد. توافق ايران و امريکا مسلما شامل زمينه هائی جدا از مسئله هسته ای است که "به تفاهم" رسيده اند و يا حتی قرار و مدار جدی ای گذاشته اند که فعلا علنی نمی شود. جزئيات اين" تفاهمات " نا گفته باقی می مانند ولی جدا از ابعاد آنها، روشن است که نوعی قبول تحولات در نيروبندی منطقه ای را در بر دارد. نظم موجود خاورميانه که پس از جنگ اول جهانی برپا شده بود بهم می خورد. شايد بهتر است بگوئيم اين توافق شروع برهم خوردن نظم قديم و جا افتادن نظمی جديد است، فرايندی که مسلما با خون و آتش، درد و رنج فراوان همراه خواهد بود ولی نظم نوينی خواهد بود.

مجيد سيادت

4 آوريل 2015

افزودن نظر جدید