پیام هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

روزهای پایانی فروردین، چهلمین سالگرد ترور فداییان خلق، بیژن جزنی، حسن ضیا ظریفی، سعید (مشعوف) کلانتری، عزیز سرمدی، محمد چوپان زاده، عباس سورکی و احمد جلیل افشار به همراه مجاهدان خلق، مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذوالانوار است. مسئولیت قتل زندانیان بی دفاعی که شماری از آنها در آستانه پایان دوره محکومیت خود بودند، هنوز پس از چهل سال بر گردن مقامات رژیم شاه سنگینی می کند. دروغ بزرگ آنها در این باره که گویا زندانیان در حال فرار کشته شده اند، و سکوت تقریبا همه مقامات رژیم سلطنتی در مورد این دروغ، بر مسئولیت آمران و گردانندگان دستگاه امنیتی حکومت پهلوی، از شخص شاه گرفته تا مقامات امنیتی، افزوده است. هر ادعای آزادیخواهی بازماندگان رژیم پهلوی و توجیه کنندگان آن رژیم را باید با موضع آنان در قبال ترور فروردین ١٣٥٤ سنجید.

امروز مهمترین سرمایه طرفداران رژیم سرنگون شده شاه، این است که رژیم جمهوری اسلامی در سی و شش سالی که از حیاتش می گذرد، در سرکوب گوی سبقت را از حکومت پهلوی ربوده است. حکومت فقها از فردای قبضه قدرت، برای برقراری استبداد و مستحکم کردن آن، سیاست سرکوب را به اجرا گذاشت. هزاران تن از مردم ایران تا کنون قربانی این سیاست شده اند. جمهوری اسلامی، هزاران تن از مخالفان سیاسی، دگراندیشان، اقلیت های مذهبی و قومی را به قتل رسانده است. حکومت به هزاران مورد از این قتل ها، اذعان کرده است و در هزاران مورد دیگر، سالها کوشیده است از مسئولیت شانه خالی کند. اگر شاه مخالفان خود را به دادگاه های نظامی می سپرد تا در محاکمات ناعادلانه، به اعدام محکوم و رهسپار میدان های تیر شوند، جمهوری اسلامی نیز دادگاه های انقلاب اسلامی را بنیان گذاشت که در محاکمه های گاه چند دقیقه ای، در ابعادی چندبرابر دادگاه های نظامی شاه احکام اعدام صادر و محکومان را به دست دژخیمان سپرده اند. اگر ساواک شاه، هفت زندانی فدایی و دو مجاهد خلق را ترور کرد و حاضر به پذیرش مسئولیت این جنایت نشد، سیزده سال بعد وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به دستور خمینی هزاران زندانی سیاسی را قتل عام کردند و هنوز سکوت خود درباره این جنایت را نشکسته اند. برای آنکه در آینده شاهد این موارد تروریسم دولتی در ایران نباشیم، هر کس که خود را مدافع قانونیت و مدنیت می داند، باید به تلاش ها برای حقیقت یابی پیرامون جنایات بی مکافات رژیم های استبدادی بپیوندد.

حکومت شاه در فروردین ١٣٥٤ کسانی را به عنوان قربانیان ترور برگزید که به نقش و نفوذ آنان در میان مخالفان رژیم واقف بود. هفت زندانی فدایی، از قدیمی ترین زندانیان سیاسی فدایی و تشکیل دهندگان هسته های اولیه جنبش فدایی بودند. دو زندانی مجاهد نیز از نسل بنیانگذار سازمان مجاهدین و بازمانده از اعدام های آغاز دهه ٥٠ بودند. بیژن جزنی، رهبر سیاسی و فکری نسل جدیدی از انقلابیون چپ ایران بود که در زندان نیز از کار فکری و تحلیل شرایط سیاسی ایران بازنایستاد. ایستادگی و پایداری جزنی و یارانش در زندان شاه، الهام بخش مبارزانی شد که بی عدالتی، استبداد و ستم را بر نمی تابیدند. نام بیژن جزنی و گروه جزنی ـ ضیا ظریفی با تاریخ مبارزات نسلی از مبارزان چپ ایران که سکوت گورستانی پس از سرکوب جنبش های اوایل دهه سی و اوایل دهه چهل را شکستند، گره خورده است. جزنی و یارانش برخاستند تا سنت قیام برای آزادی و عدالت در ایران ادامه یابد، تا تاریخ چنبش چپ ایران قطع نشود. نسل نوین انقلابیون چپ ایرانی به نام "فدایی" معنی بخشیدند. آنان زندگی و جوانی خود را فدای راهی کردند که به حکم وجدان و انتخاب اجتماعی خود، درست تشخیص داده بودند. جزنی و یارانش نشان دادند که در هر شرایطی می توان شعله عدالتخواهی را برافروخته نگه داشت، به ستم و استبداد تن نداد و صدای خود را علیه دیکتاتوری بلند کرد. بیهوده نیست که پس از چهل سال، شعله ای که جزنی و یارانش افروختند، الهام بخش جویندگان راه تداوم مبارزه جنبش چپ ایران است.

چهل سال پس از جان باختن هفت فدایی و دو مجاهد خلق، در برابر خاطره آن فرزندان سرافراز مردم ایران سر فرود می آوریم.

 

هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

٢٩ فروردین ١٣٩٤(١٨ آوريل ٢٠١٥)

افزودن نظر جدید