تغییر واقعی جامعه تنها به دست طبقۀ کارگر امکان پذیر است

نظام سرمایه داری وضعیت اقتصادی و سیاسی خطرناک و فاجعه باری برای کارگران و دیگر توده های زحمتکش در سراسر جهان به وجود آورده است. بحران اقتصادی بزرگ و جهانگیر سرمایه داری که از حدود ٧ سال پیش آغاز شد فروکش نکرده است و چشم انداز برون رفت از بحران حتی در گفتمان سیاستمداران و ایدئولوژی پردازان دولت های سرمایه داری کمتر دیده می شود. بزرگترین کشورهای سرمایه داری با بیکاری انبوه و فزاینده، رکود اقتصادی، وام های سنگین دولتی و خصوصی که علاوه بر بسته شدن بنگاه های صنعتی و تولیدی، خطر ورشکستگی مؤسسات عظیم مالی و فروپاشی نظام پولی را نیز در خود می پروراند مواجهند. شمار کشورهائی که به آستانۀ ورشکستگی کشیده می شوند افزایش می یابد و وضع گذران زندگی برای صدها میلیون نفر در سراسر جهان سخت تر و سخت تر می گردد.

«راه حل اقتصادی» طبقۀ سرمایه دار و دولت های سرمایه داری در این شرایط عبارت است از تشدید باز هم بیشتر استثمار کارگران و ستم بر آنان برای افزایش ارزش اضافی حاصل از کارِ کارگران و انداختن بار بحران به دوش آنها، بازپس گرفتن دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی طبقۀ کارگر، تعطیل کردن یک رشته بنگاه ها و مؤسساتی که سودآوری شان را «کافی» نمی دانند و افزودن بر خیل بیکاران تا از این طریق زمینه های از سرگیری فعالیت برای بزرگترین بنگاه ها که توانائی ادامۀ حیات دارند آماده شود. بزرگترین قدرت های سرمایه داری می کوشند این الگو را بر همۀ کشورها تحمیل کنند.

«راه حل سیاسی» طبقۀ سرمایه دار و دولت های سرمایه داری تلاش برای تثبیت و تداوم سلطۀ سیاسی استثمارگران، به اطاعت درآوردن کارگران و دیگر زحمتکشان، سرکوب و یا منحرف کردن جنبش های آنان است. آنان همین سیاست را در عرصۀ بین المللی و جهانی نیز به عمل درمی آورند: تجاوز نظامی، سرکوب جنبش های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه و تحمیل سیاست بزرگترین قدرت های سرمایه داری با استفاده از اهرم های اقتصادی و سیاسی؛ حمایت از دولت های مرتجع کشورهای عقب مانده و دار و دسته های جنایتکار، ایجاد بلوک ها به نفع این یا آن قدرت، تحمیل خواست های خود از طریق نهادهای بین المللی بر جهان. یک جلوۀ دیگر از ددمنشی نظام سرمایه داری افزایش قدرت و نفوذ سیاسی احزاب فاشیست و نژادپرست است که برای تسخیر قدرت سیاسی در کشورهای سرمایه داری و یا دست کم اجرای برنامه هاشان از جانب احزاب دیگر تلاش خود را افزایش داده اند.

نظام سرمایه داری ایران در زمینۀ اقتصاد و سیاست همین الگوهائی را که در بالا ذکر شد به کار می بندد با این تفاوت که به خاطر شرایط ویژۀ ایران، هم در عرصۀ اقتصادی و هم در عرصۀ سیاسی، فشار وارد بر کارگران و زحمتکشان در ایران از فشار و ستمی که بر هم طبقه ای های ما در کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری وارد می شود به مراتب بیشتر و شدید تر است.

 بیکاری شدید و مزمن و نبود بیمۀ بیکاری (طبق آمار رسمی تنها حدود ۴% کارگران بیکار ایران از مستری بیکاری بهره مندند)، تعطیلی مؤسسات تولیدی و اخراج کارگران، عدم پراخت حقوق و مزایای کارگران از سوی کارفرمایان خصوصی و دولتی، افزایش سوانح و حوادث کار و نبود تدبیرها و مقررات ایمنی و بهداشتی در محیط کار به ویژه در رشته هائی مانند ساختمان، معادن، مؤسسات پتروشیمی، کارخانه های ذوب و استخراج فلز، تولید و انتقال و توزیع برق و نیز در تولید خانگی و در کارگاه های کوچک، تبعیض جنسی و فشار مضاعف بر کارگران زن، کار کودکان زیر ۱٦ سال، تبعیض ملی و مذهبی و غیره و غیره تنها گوشه ای از ستم و استثماری است که بر کارگران ایران وارد می شود. افزون بر اینها کارگران در ایران از حق ایجاد تشکل های مستقل و حقیقی خود محروم اند و شمار زیادی از کارگران به خاطر دفاع از این حق و یا دفاع از دیگر حقوق و خواسته های کارگری و یا به «اتهام» شرکت در اعتصاب و تظاهرات در زندانند و شمار زیادی در دادگاه ها به زندان و تحمل شلاق و اخراج محکوم می شوند. حتی در مواردی هم که دادگاه کارگران را از به اصطلاح «جرائمی» که به آنها نسبت داده شده تبرئه کرده است، کارفرما به تصمیم خود و برخلاف مقررات حاکم آنها را اخراج می کند.

کارگران، فعالان کارگری و سازمان های سیاسی مدافع آزادی طبقه کارگر

پرسش این است که در چنین وضعیتی طبقۀ کارگر چگونه می تواند بر اوضاع تأثیر بگذارد، چگونه می تواند شرایط زیست و مبارزۀ خود را بهبود بخشد، چگونه می تواند شرایطی برای نفس کشیدن پیدا کند تا بتواند برای رهائی از استثمار و به طور کلی رهائی از نظام طبقاتی وارد عمل شود؟

  • نخستین نتیجه ای که از این وضعیت می توان گرفت این است که طبقۀ کارگر نمی تواند و نباید هیچ گونه اعتمادی به مدیران اقتصادی، سیاسی و اداری سرمایه داری داشته باشد. حداقل چیزی که می توان گفت این است که مسایل کارگران دغدغۀ آنها نیست!

  • طبقۀ کارگر باید با سیاست مستقل خود و با سازمان های مستقل خود وارد عمل، به ویژه وارد میدان مبارزۀ اقتصادی و مبارزۀ سیاسی، شود. تا هنگامی که این طبقه وارد مبارزۀ سیاسی مستقل خود نگردد، امیدی به تغییر و تحول واقعی نیست.

  • طبقۀ کارگر باید بتواند وسیع ترین توده ها را به گرد خواست هائی که بیانگر منافع مشترک آنها است متحد کند.

  • طبقۀ کارگر باید چشم انداز روشنی از تحول جامعه و آگاهی عمیقی از اهداف خود و ارادۀ محکمی برای تحقق آنها داشته باشد و این آگاهی و چشم انداز و راه دست یابی بدان را به توده های وسیع مردم نشان دهد و به آنها منتقل سازد.

  • کارگران تنها می توانند با اتحاد و همبستگی و مبارزه برای خواست ها و منافع مشترک طبقۀ کارگر و دفاع از تمام مردم زحمتکش، به اهداف خود برسند.

ما خواستار مبارزه مشترک و همکاری با همۀ نیروهای طرفدار آزادی طبقۀ کارگر هستیم. ما اتحاد و همبستگی کارگران همۀ کشورها  را یک اصل بزرگ و اساسی بین المللی می دانیم و برای تحقق این وظیفۀ خطیر تلاش می کنیم. ما برآنیم که مبارزۀ مشترک برای خواست های زیر که اکثریت قریب به اتفاق آنها تاکنون از سوی اغلب کارگران پیشرو، فعالان کارگری و سازمان های سیاسی مدافع آزادی طبقۀ کارگر مطرح شده اند می توانند و باید به محورهائی برای همکاری وسیع سازمان های کارگری تبدیل گردند.

مبارزه برای خواست های فوری اقتصادی و اجتماعی طبقۀ کارگر:

□ به رسمیت شناختن حق تشکل های مستقل کارگری (مستقل از دولت و همۀ نهادهای حکومتی، از کارفرمایان، از احزاب سیاسی و از نهادهای مذهبی) در همۀ رشته های فعالیت اقتصادی، اجتماعی، اداری، فرهنگی و غیره.

□ حق شرکت و دخالت سازمان های مستقل کارگری در تدوین قانون کار.

□ به رسمیت شناختن حق انعقاد پیمان های جمعی کار بین کارگران و کارفرمایان.

□ برقراری بازرسی کارگری مرکب از نمایندگان منتخب کارگران با حقوق و اختیارات کافی برای نظارت بر شرایط کار در همۀ مؤسساتی که در آنها کار مزدی انجام می شود.

□ برقراری حداکثر ۴٠ ساعت کار و دو روز متوالی استراحت در هفته، و حداقل یک ماه مرخصی در سال با حقوق و مزایای کامل، برای کارگران مزدی.

□ تعیین حداقل مزد براساس هزینۀ متوسط خانوار شهری (بر طبق آمار بودجۀ خانوار) و افزایش آن به نسبت تورم و بارآوری اجتماعی کار با تأیید نمایندگان منتخب کارگران.

□ ممنوعیت کار کودکان و نوجوانان کمتر از ۱٦ سال و محدود کردن کار کارگران ۱٦ تا ۱٨ ساله به حداکثر ۴ ساعت کار در روز.

□ رفع هرگونه تبعیض جنسی، دینی، ملی و قومی در استخدام، تصدی مشاغل و مسئولیت ها و حقوق و مزایا و غیره.

□ مزد برابر زنان با مردان برای کار برابر.

□ حق بیمۀ عمومی بیکاری برای کارگران بیکار و همۀ جویندگان کار.

□ بیمۀ درمان

□ تعطیل رسمی و با حقوق روز اول ماه مه در همۀ مؤسساتی که کارگران مزدی در آنها به کار اشتغال دارند.

□ حق بازنشستگی کارگران پس از حداکثر سی سال کار یا شصت سال سن بر مبنای بالاترین حقوق دریافتی؛ افزایش سالانۀ حقوق آنان به نسبت افزایش مزد کارگران شاغل؛ کاهش میزان حداکثر سنوات کار و یا سن بازنشستگی در مشاغل دشوار و خطرناک: تعیین این امور در صلاحیت اتحادیه های کارگری مستقل و دیگر ارگان های منتخب کارگران  است.

□ مرخصی زایمان به میزان حداقل ۴ ماه با حقوق و مزایای کامل برای زنان کارگر شاغل یا بیکار؛ تقبل همۀ هزینه های مراقبت و درمان پیش و پس از زایمان توسط سازمان بیمه های اجتماعی.

□ تضمین پرداخت مزد کارگران در پایان هر ماه برای کاری که انجام داده اند، توسط دولت، در صورتی که کارفرما به هر دلیل از پرداخت آن شانه خالی کند.

□ ممنوعیت بستن کارخانه ها توسط کارفرمایان بدون تأیید اتحادیه های کارگری یا دیگر سازمان های منتخب کارگران.

□ ممنوعیت اخراج کارگران توسط کارفرمایان بدون تأیید اتحادیه های کارگری یا دیگر سازمان های منتخب کارگران.

□ بازگشت فوری کارگرانی که به علت مبارزه برای خواست های کارگری زندانی و اخراج شده اند به کار خود؛ رفع اتهام و منع تعقیب آنها و پرداخت حقوق و مزایای مدتی که از کار برکنار شده بودند.

□ آموزش رایگان در تمام سطوح برای همه؛ آموزش اجباری تا سن ۱٦ سالگی برای همۀ کودکان و نوجوانان دختر و پسر؛ تأمین رایگان کتاب ها و وسایل درسی؛ تأمین دست کم یک وعدۀ غذا برای دانش آموزان.

□ بیمۀ درمانی رایگان برای همۀ کسانی که تحصیل می کنند.

□ مبارزه برای تأمین مسکن مناسب برای همه.

□ برابری حقوق کلیه کارگران ساکن ایران فارغ از ملیت، جنسیت و مذهب آنان و رفع هر نوع تبعیض به ضد همۀ کارگران مهاجر یا دیگر کارگران سایر ملیت ها که در ایران شاغل و ساکن اند.

مبارزه برای حقوق زنان

□ لغو تمام قوانین و مقرراتی که زنان را از نظر حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در وضعیتی فروتر از مردان قرار می دهند.

□ برابری کامل زنان با مردان در تمام زمینه های مدنی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.

□ حق ارث برابر برای زن و شوهر و فرزندان دختر و پسر.

□ حق برابر زنان با مردان در جدائی و طلاق.

□ ممنوعیت ازدواج زیر ۱٨ سالگی و حق تمام افراد بالغ (۱٨ سال تمام یا بیشتر) در انتخاب همسر یا شریک زندگی بدون هیچ گونه منع و محدودیت از نظر دینی، ملی،  نژادی و غیره.

□ لغو وابستگی های قانونی زن به شوهر.

□ حق انحصاری تصمیم گیری زنان برای سقط جنین خود و رایگان بودن آن.

□ لغو همۀ تبعیضاتی که مانع دسترسی زنان به مشاغل گوناگون، مسئولیت های سیاسی، قضائی، اداری، فعالیت های علمی، فرهنگی، فنی، هنری، ورزشی و خدمات اجتماعی اند. 

مبارزه برای حقوق و آزادی های سیاسی عمومی

□ آزادی عقیده، بیان، قلم، مطبوعات، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی.

 □ آزادی گردهمائی، تظاهرات، راه پیمائی، تحصن و اعتصاب.

□ آزادی تحزب.

□ آزادی اتحادیه ها و انجمن ها.

□ آزادی فوری زندانیان سیاسی و عقیدتی.

□ ممنوعیت سانسور مطبوعات و رسانه های جمعی.

□ مصونیت محل سکونت و کار اشخاص از تعرضات.

□ آزادی انتخاب شغل، محل اقامت و مسافرت.

□ ممنوعیت کنترل نامه ها، بسته های پستی، مکالمات تلفنی، پیام های الکترونیکی و دیگر وسایل ارتباطات خصوصی اشخاص و سازمان ها.

□ برابری حقوقی همۀ شهروندان و رفع هرگونه تبعیض جنسی، مذهبی، ملی و قومی، نژادی و غیره در محیط کار، شرایط استخدام، مزد و تصدی مسئولیت ها و در رابطه با نهادهای دولتی و خصوصی.

□ جدائی دین از دولت، حکومت و آموزش و پرورش؛ قطع کمک های دولتی به نهادهای دینی؛ لغو امتیازات سیاسی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی روحانیت.

□ عدم دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد.

□ مبارزه با وجود دادگاه های اختصاصی

□ ممنوعیت دستگیری و زندانی کردن اشخاص بدون حکم کتبی دادستان.

□ ممنوعیت دخالت هرگونه نیروی نظامی و انتظامی در تظاهرات و اعتراضات مردم.

□ ممنوعیت دخالت هرگونه نیروی نظامی و سرکوبگر در محیط کارخانه ها، دانشگاه ها، مدارس و غیره.

□ علنی بودن دادگاه ها با حضور هیئت منصفه.

□ حق دفاع آزاد متهم و وکیل مدافع او و حق دسترسی کامل آنان به پرونده و مدارک اتهام.

□ ممنوعیت هر نوع شکنجه جسمی و روحی، و تهدید برای اقرار گرفتن یا مجبور کردن به اعترافات و مصاحبه های تلویزیونی.

□ لغو مجازات اعدام و هرگونه مجازات وحشیانه و قرون وسطائی مانند سنگسار، قطع یا ناقص کردن اعضای بدن، شلاق زدن و غیره.

□ ممنوعیت دیپلماسی سرّی.

□ افشای قراردادهای ارتجاعی و امپریالیستی.

□ مبارزه با سیاست های امپریالیسم به ویژه در منطقۀ خاورمیانه و ایران.

□ پشتیبانی از مبارزات طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داران، دولت های سرمایه داری و نظام سرمایه داری در سراسر جهان.

□ پشتیبانی از مبارزات دموکراتیک توده های مردم همۀ کشورها به ضد امپریالیسم و دیگر نیروهای ارتجاعی؛ افشای سیاست های ارتجاعی در داخل و خارج از کشور و عبارت پردازی های به اصطلاح ضد امپریالیستی نیروهای ارتجاعی برای فریب مردم.

□ مبارزه با جنگ های تجاوزگرانه و سلطه طلبانه و به طور مشخص تجاوزهای نظامی امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقۀ خاورمیانه و آسیای مرکزی.

□ مبارزه با خطوط سیاسی شووینیستی، ناسیونالیستی و نژادپرستانه در درون و بیرون جنبش کارگری.

□ مبارزه برای برابری حقوقی و سیاسی همۀ ملت های ساکن ایران و به رسمیت شناختن حق آنها در تعیین سرنوشت خود.

□ مبارزه با تمام سیاست هائی که به گونه ای زمینۀ نژادپرستی، برتری ملتی بر ملت دیگر و یا عظمت طلبی و برتری جوئی را فراهم می سازند یا تقویت می کنند.

□ به رسمیت شناختن زبان ملت های ساکن ایران در حوزه های اداری، قضائی و آموزشی.

□ مبارزه با نظامی گری در همۀ اشکال بروز و تحکیم آن.

 

زنده باد اول ماه مه روز جهانی کارگران!

 

زنده باد اتحاد و همبستگی کارگران همۀ کشورها برای محو استثمار از جهان!

 

کارگران انقلابی متحد ایران

ruwo.iran@gmail.com

افزودن نظر جدید