چه نوع رابطه شبکهای "راه سبز امید"

تقدیم به پویای مطبوعاتی

محمد قوچانی

و

تلاشگر مطبوعات

بهمن امویی


چرایی راه سبز امید میتواند مورد بررسی قرار بگیرد، اما باید توجه داشت كه راه سبز امید نیاز به رهبری، نه به معنای هژمونی طلبی بلكه به معنی هدایت و ارائه معیارهای كلی و مصداقها دارد.

این رهبری میتواند غیر متمركز باشد، اما وجود آن لازم است. این رهبری باید به رسمیت شناخته شود، البته بر اساس معیارها و اصول و اهداف مشخص.

سازمان راه سبز امید مسئله مهمی است. بیگمان حزب و جبهه، مدل مناسبی برای راه سبز امید نیست، اما منظور از تشكیلات شبكه اجتماعی چیست؟

اگر منظور این است كه افراد در همه سطوح و هر جا و مكانی اعم از اداره، محله، دانشگاه، دبیرستان و هر نوع جمعی كه میتواند داوطلبانه شكل بگیرد، فعال شوند و خود یك ستاد باشند. البته این گونه اقدام لازم است، اما كافی نیست.

چون به فرض حتی یك رسانه مستقل قوی در اختیار اصلاح طلبان قرار ندارد و در چنین شرایطی رفتار شبكهای موفق نخواهد بود، بلكه رفتار شبكهای به معنی وجود محافل دوستی و خانوادگی باید تبدیل به شبكهای اجتماعی مركب از نهادهای مدنی، محافل خود جوش و احزاب گردد. باید توجه داشت كه شبكههای مدنی غیر رسمی در جوامعی كه احزاب و نهادهای مدنی وجود دارد، به نوعی نهاد مدنی جدید به شمار میآیند كه از نهادهای صنفی، قومی و مذهبی كلاسیك فراتر عمل میكنند.

این نهادهای مدنی شبكهای با اعلام اعتراض و دادن ایده نو و جدید، نظام دموكراتیك و نهادهای آن را كه دچار وقفه یا بوروكراسی شده است را به خود میآورند.

به عنوان نمونه در یك سندیكای كارگری كلاسیك كه تحت سلطه رهبری محافظه كار آن است و حاضر نیست به حقوق زنان به عنوان كارگر توجه لازم داشته باشد، چند زن كارگر با ایجاد یك تشكل غیر رسمی مدنی در درون كارخانه یا بیرون از آن با سندیكا و قوانین حاكم وارد تعامل شوند تا حق خود را به دست آورند.

این نهادهای مدنی غیر رسمی در عمل به عنوان جریانات انرژی بخش در جوامع دموكراتیك یا نیمه دموكراتیك و به عنوان نیروهای بن بست شكن تحجر و محافظهكاری نهادهای مدنی، صنفی، احزاب سیاسی و حكومت عمل میكنند. بارزترین آن مسائل جنبش دانشجویی 1968 فرانسه و اروپاست كه منجر به تحولی بزرگ در جوامع اروپایی شد. به عبارتی این نهادهای مدنی غیر رسمی، به عنوان مكمل عمل میكنند و نقش هشدار دهنده و یاری كننده بازی میكنند. چون نهادهای اصلی و مرجع اعم از احزاب و نهادهای مدنی و صنفی و ساختار اداری و آموزشی وظیفه خود را خوب انجام نمیدهند.

اما سؤال این است كه نهادهای غیر رسمی مدنی بدون نهادهای كلاسیك جامعه مانند نهادهای مدنی، صنفی و احزاب، ادارات و ساختار قدرت نقش تعیین كننده خواهند داشت؟ بیگمان چنین نیست و نقش مهمی نخواهند داشت. چون همین نهادهای رسمی و كلاسیك جامعه دموكراتیك هستند كه در نهایت با بیداری خود تغییر در وضع موجود را ایجاد میكنند.

در جوامع غیر دموكراتیك، نهادهای مدنی غیر رسمی به عنوان صدای اعتراض عمل میكنند و به دلیل نداشتن امكان رابطه تعاملی با نهادها، احزاب و حاكمیت در عمل تأثیر اعتراضی و نه اثباتی خواهند داشت. در این عمل مورد تجربه نهادهای غیر رسمی مبارز در آرژانتین و برزیل قابل ملاحظه است. در اواخر قرن بیستم به خصوص در دهه 80 و 90 م به دلیل استبداد و فشار همه جانبه و محافظهكاری احزاب سیاسی و سندیكاها و نهادهای مدنی، جنبشهای كوچك اعتراضی در آرژانتین و برزیل شكل گرفت كه در عمل به نتیجه اثباتی نینجامید.

این تشكلات مخالف تمركز و هر نوع رهبری در رابطه با احزاب و نهادهای مدنی كلاسیك جامعه بودند و بیشتر اعتراض میكردند. این نهادهای اعتراضی كه از انواع فعالیتهای مبارزاتی و فعالیتهای مدنی و مادران داغ دار یا مفقودالاثرها را شامل میشدند، در عمل بدون تحول اصولی و فضای ایجاد شده از سوی دیگران راه به جایی نبردند و فقط در حد اعتراض بودند. در این مورد مطالعه كتاب ترجمه شده میشل بن سایق جالب توجه است.

چرا كه مخالفت با هر نوع وحدت رهبری و عدم تمركز گرایی رادیكال، به اعتراض و نه اثبات و تحول ختم میشود و ارائه اثبات و تحول نسبت به جریانهای دیگر كه قدرت اثبات یا ارائه مدل یا اعمال آن را دارند، منتهی میشود.

در جوامع غیر دموكراتیك به دلیل عدم تعامل نهادهای مدنی غیر رسمی با نهادهای مدنی، احزاب و حاكمیت، امكان ایفای نقش مؤثر از سوی این نوع تشكلات منتفی میشود.

این دو تجربه در پیش روی ماست.

اما جامعه ما به چه نوع رابطه شبكهای و تشكلهای غیر رسمی مدنی نیاز دارد.

بیگمان جامعه شبكهای باید دارای نهادهای مختلف مخصوص به خود باشد. در جامعه ما نهادهای مدنی مرجع و احزاب دارای زنجیره منطقی رابطه با جامعه نیستند، اما حضور دارند و میتوانند مؤثر باشند.

شكل گیری نهادهای غیر رسمی مدنی به عنوان مكمل، حیات بخش و متحرك و مؤثر میتواند راه سبز امید را شكوفاتر كند. این نهادها در محله، مدرسه، دانشگاه، محیط كار و میان دوستان و خانوادهها میتواند به وجود آید. اما ایجاد همین نهادها، بدون هدایت و كمك و تشویق افراد با تجربه امكان پذیر نیست. از طرفی این نهادها به رسانه قوی نیاز دارند و به آموزش مؤثر كه دچار افراط و تفریط نشوند و هم نا امید نگردند. تجربه نشان داده كه بدون كمك نهادهای مدنی مرجع و احزاب سیاسی و رهبری با شور و حال و خلاق و جان دار، چنین نهادهایی پا نمیگیرند و با توجه به سنت منفی كار جمعی در ایران، این عارضه شدیدتر میشود.

به عبارتی دیگر این مدل، رابطه افقی مجموعهای است كه بدون رابطه عمودی، مؤثر واقع نمیشود و بدون هدایت و بدون كمك رهبری، احزاب، نهادهای مدنی و شخصیتها حتی امكان شكل گیری این نهادهای مدنی غیر رسمی وجود ندارد و یا بسیار زود این نوع نهادها منفعل خواهند شد.

از همین روست كه باید "راه سبز امید" با رهبری، نه هژمونی طلبی بر سر معیارها به كمك نهادهای مدنی مرجع سنتی و مدرن و احزاب و شخصیتها و نهادهای مدنی غیر رسمی شبكه اجتماعی خود را تعریف كند و شكل دهد.

همانگونه كه احزاب و نهادهای مدنی بدون نهادهای غیر رسمی مدنی، مؤثر نیستند، نهادهای غیر رسمی مدنی هم بدون آنها چندان مؤثر نخواهند بود.

باید توجه داشت كه در همین مدت نیز حركت تودهای شهری و رسانهای و موضع نهادهای مدنی مرجع و احزاب و شخصیتهای اثر گذار خود را بیشتر از نهادهای مدنی غیر رسمی واقعی تر نشان داده است.

باید از شكل گیری این نهادها استقبال و به آن كمك كرد تا رابطه با مردم مدنی تر و ارگانیك تر شود. اما تأثیر هر نهاد را باید در جای خود سنجید چرا كه همیشه خطر عدم محاسبه صحیح به توان و امكان یك نهاد، جایگاه واقعی این نهاد و نقش حقیقی آن را به درستی نشان نمیدهد.

در خاتمه باید گفت رابطه شبكهای با اجزاء خود كامل میشود كه عبارتند از رهبری خلاق و جان دار، رسانه مؤثر و فراگیر، نهادهای مدنی غیر رسمی، نهادهای مدنی مرجع و احزاب و شخصیتهای مؤثر.

البته لازم به توضیح است كه مهندس موسوی در آخرین بیانیه خود شبكه اجتماعی را شامل حزب، نهادهای مدنی و غیره تعریف كرده است كه این نگاه با برداشت برخی از فعالان متفاوت است كه دیدگاه شبكههای افقی غیر متمركز و بدون رهبری را طرح میكنند و متأثر از نگاه میشل بن سایق هستند.

بیانیه اخیر مهندس موسوی جای تأمل، نقد و بررسی و روشن شدن بیشتری دارد كه در آینده به آن خواهیم پرداخت. چون در نهایت تعامل راهبردی، سازمان مناسب و نقش رهبری و حتی رهبری مدنی سیاسی غیر متمركز جایگاه ویژه خود را خواهد یافت كه باید به لزوم ایجاد آن پرداخت.

بخش: 

افزودن نظر جدید