راهی جز گشايش فضای سياسی وجود ندارد

پاسخ رفيق بابک امير خسروی به پرسش های کارآنلاين.

به دنبال افزايش جو فشار و دستگيری‌های پياپی اخير در ايران، سايت کارآنلاين با ارسال پرسشهائی، نظر رفيق بابک اميرخسروی، را در اين مورد جويا شد، که در اختيار خوانندگان محترم سايت قرار می گيرد.

---------------------

در روزها و هفته های گذشته شاهد گسترش سرکوب و افزايش ميزان دستگيری ها بودیم. به نظر شما دلايل این وضع چيست؟ آيا به گسترش فعاليت های سياسی و مدنی برمی گردد، يا واکنشی است به توافق وين از جانب مخالفان آن، يا ناشی از نگرانی حکومت ايران از رشد نارضايتی ها در جامعه و يا مرتبط با انتخابات آتی؟ يا دلايل ديگری دارد؟

 به نظر من، هرسۀ عوامل برشمرده درپرسش تان، وهریک به سهم خود دررفتار کنونی حاکمیّت نقش دارند. بباورِمن، رفتارخشونت‌بارِجناح اقتدارگرای حاکمیّت درحال حاضر، واکنش آنها ازروی درماندگی، به عوامل سه گانه برشمرده درپرسش شماست. با روی کارآمدن دولت روحانی که اساساً درسایۀ مشارکت فعال وگسترده وتحسین برانگیزمردم آزادیخواه واصلاح طلب صورت گرفت؛ به ویژه پس ازدستیابی به توافق هسته ای وامکان رفع تحریم های گوناگون، فضای سیاسی کشوربناچارروبه گشایش خواهد گذاشت.

تاکید یک نکته را دراین بحث ازاین جهت لازم می دانم که برخلاف بعضی از تحلیل گران؛ پیروزی حسن روحانی برخلافِ هدف هایِ تصوّریِ آیت الله خامنه درتدارک یک «انتخابات مهندسی شده» رقم خورده است. پذیرفتن حضور روحانی درآن طرح ودرجمع نامزد ها، نقش آرایشگرداشت وبه حساب تشویق بخشی ازمردم برای شرکت درانتخابات صورت گرفته بود که دستگاه وشخص خامنه ای سخت نیازمند آن بود. درآن جمع نامزدها، فردِ مورد نظرخامنه ای دکترولایتی ها بود. ازاین رو، بخشی ازرفتارخشونتبارحاکمیّت، بازتاب ناخرسندی شان ازنتیجه انتخابات ودهن کجی مردم به حاکمیّت است. اینک بحق، حکومتگران نگران رشد نارضائی ها درجامعه وبازشدن فضای سیاسی کشوراند. تمام این تشبثات برای کنترل وجلوگیری ازآن است. ولی به گمان من، حاکمیّت علی رغم هارت وپورت هایِ نمایشی وبگیروببند ها، درموضع ضعف قراردارد وازاعتبارواقتدارلازم برخوردارنیست. جامعه نیزتحول یافته وبه آسانی مهارکردنی نیست. اگرتوسل به کودتای نظامی را، که آن نیزبه آسانی میسّرنیست، کناربگذاریم؛ راهی جزگشایش فضای سیاسی وتغییروتحول درراستای مردمسالاری وجود ندارد. شاید درچشم اندازنزدیک مشاهدۀ آن برای برخی آسان نباشد، ولی جایگزین و راه دیگری، شانس موفقیّت ندارد. احمدی نژاد آخرین تیرترکش این جناح بود که حنایش دیگررنگی ندارد. هیچ جریان راست دیگر، برمحورولایت مطلقه فقیه، امکان پیروزی ازطریق صندوق ها را ندارد.

 دستگيری ها شامل چه گروه هائی می شوند؟ آیا نوک حمله ارگان های امنيتی در اين دوره متوجه گروه ها و گرايشهای سياسی یا اجتماعی خاصی است؟ اگر آری، توضیح آن چیست؟

دربیانیّۀ سازمان شما ونیز اتحاد جمهوری خواهان ایران ودیگرتشکلّات سیاسی، داده‌های غم انگیزوطغیان برانگیزی ازاعدام ها ودستگیری‌ها وفشارهای گوناگون درروزها وهفته های گذشته ارائه شده است. امّا مشکل بتوان ازورای این داده ها، مشخص کرد کدام گرایش سیاسی یا اجتماعی خاصی مورد نظرحاکمیّت است. به طورکلّی به نظرمن، جناح اقتدارگرای حاکمیّت  که ولایت مطلقه فقیه را محور و راهنمای سیاسی خود قرارداده است، با هرحرکت سیاسی مستقل که به نحوی درراستای بازشدن فضای سیاسی، یا دفاع واقعی ازحقوق مردم گام برمی دارد، مخالف است، وهرجا نیزبتواند سرکوب می کند.

با اشاره مختصری که درپاسخ به پرسش اول کردم، بباورمن هدف وخواست حاکمیّت، اعمال فشارومحدود کردن همه گروه ها وگرایش های آزادیخواه و اصلاح طلب وتغییروتحول خواه کشوراست که اتفاقاً بخش مهم  وموثرآن ها را نیروهای سیاسی باگرایش مذهبی تشکیل می دهند. حصرموسوی وکروبی ومحروم کردن محمد خاتمی ازکارسیاسی واِعمالِ فشارهای گوناگون به هاشمی رفسنجانی، غیرقانونی کردن احزاب وتشکل های سیاسی اصلاح طلب نظیرحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی،  نشانه وبازتاب آنست. ولی جناح اقتدارگرای حاکمیّت درحال حاضر، قادربه قلع وقمع آنها نیست. سربرآوردن تشکلات جدید اصلاح طلب این روزها، شاهد آنست. چندگانگی درحاکمیّت، کاهش چشمگیراعتباررهبرجمهوری اسلامی، وسرخوردگی روزافزون مردم ازدولت احمدی نژاد، دست این جناح را تا حد زیادی بسته است. این نکته را نیز نباید ازنظردورداشت که درحال حاضر، نه دستگاه حاکمه ایران یکپارچه است  ونه نیروهای سیاسی آزادیخواه وجامعه مدنی وتشکلات آن دست روی دست گذاشته ونسبت به سرنوشت کشوربی تفاوت اند. نباید نسبت چند دستگی دردرون حاکمیّت درکلیّتِ آن، بی توجه ماند.

 تحول در این وضع و در فضای سیاسی کشور را چگونه می بینید؟ فکر می کنید، مثلاً در ارتباط با انتخابات، فضای بستۀ کنونی در مقطع پیش رو بسته تر می شود يا تعديل؟

 اگرپاسخ به پرسش های اوّل ودوّم مبنایِ داوری باشد، بی گمان با نزدیک ترشدن به انتخابات، فضایِ سیاسیِ نسبتاً بسته کنونی، روبه تعدیل وبازترشدن خواهد گذاشت نه بسته ترشدن. درگذشته نیزهمواره درایام انتخابات فضای سیاسی به طورِمقطعی هم شده باشد، بازمی شده است. همین بازشدن نسبیِ فضایِ سیاسی کشوردرزمان انتخابات ها؛ امّا ازآن بالاتر، مشارکت هرچه گستردۀ مردم وجریانات سیاسی آزادی طلب کشوردرانتخابات، فی نفسه عامل مهمی برایِ گشایش فضای سیاسی کشوروپیامد آن، پیروزی جریانات آزادی طلب بود. نمونۀ  انتخاب محمد خاتمی وحسن روحانی گواه آنست.  اگردرگذشته چنین بود، دلیلی ندارد که دراوضاع واحوال کنونی کشور وبه ویژه پس ازتوافق هسته وامکان رفع تحریم ها پیش نیاید؟

ازاین رو بباورمن، نیروهای سیاسی چپ، ازجمله درخارج کشور، به موضوع شرکت درانتخابات های پیش رو، باید به طورایجابی برخورد کنند نه سلبی. می باید ازهمین حالا مردم را به ضرورتِ شرکت فعال وگسترده درامرانتخابات تشویق کنند واین موضوع را به دقیقۀ 90 موکول نکنند.

 

افزودن نظر جدید