گفتگو با بهروز خليق (١)

مسئول هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

خبرگزاری فارس به مناسبت ١٣ آبان ـ سالگرد اشغال سفارت امريکا در سال ١٣٥٨ـ مصاحبه ای با عزت الله ضرغامی رئیس سابق سازمان صدا و سیما انجام داده است. مصاحبه کنندگان مدعی شده اند که برای اولین بار سفارت امريکا در سال ١٣٥٧ توسط چریک‌های فدایی خلق اشغال شد. آن ها نظر ضرغامی را در اين مورد خواسته اند. ضرغامی هم در پاسخ گفته است چريک های فدائی چند ساعتی سفارت را در اشغال خود داشته اند. آيا سازمان در آن زمان دست به چنين اقدامی زده بود؟

مصاحبه کنندگان خبرگزاری فارس و ضرغامی اولين کسانی نيستند که چنين ادعائی را مطرح می کنند. قبل از آن ها یعقوب توکلی و عباس سلیمی نمین در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفته بودند: "تسخیر بار اول سفارت آمریکا در ایران توسط چریک های فدائی خلق در ٢٥ بهمن ٥٧" صورت گرفت. دکتر ابراهيم يزدی هم در خاطراتش به اين موضوع اشاره کرده است.

 برای روشن شدن نقش سازمان در اين رويداد، من به مسئولين وقت مراجعه کردم. آن ها هر گونه نقش سازمان در تسخير سفارت امريکا را تکذيب نمودند. رفيق مهدی فتاپور در مصاحبه با کارآنلاين اعلام کرد: "من در آنروزها مسئولیت ستاد سازمان در تهران را بر عهده داشتم. هيئت اجرائی و مسئولين ستاد نه تصميمی برای حمله به سفارت امريکا گرفته بودند و نه سازمان در روز ٢٥ بهمن ٥٧ به چنين اقدامی دست زد."

 گزارش روزنامه اطلاعات از اشغال سفارتخانه در همان روز، خاطرات برخی دیپلمات های آمریکایی از جمله ویلیام سالیوان ـ آخرین سفیر آمریکا در ایران ـ و خاطرات دکتر ابراهيم يزدی وزیر امور خارجه دولت موقت که از جانب آيت الله خمينی موظف شد تا به کمک کميته انقلاب که در راس آن ماشاالله قصاب قرار داشت، به اشغال سفارت پايان دهد، نشان می دهد که چنين رويدادی اتفاق افتاده است.

 اما به گفته رفيق فتاپور: "ما چنین اقدامی انجام ندادیم و بعدها هم ما از رفقای خود نشنیدیم که با این عملیات همراهی کرده باشند." آنچه واقعيت دارد اين است که گروه هائی از مردم که در روزهای بعد از ٢٢ بهمن مسلح بودند به صورت خودجوش به مراکز ساواک، پليس، پادگان ها و سفارتخانه ها حمله می کردند. اين امکان وجود دارد که تعدادی از هواداران جنبش فدائی در اقدام برای اشغال سفارت امريکا در ٢٥ بهمن ١٣٥٧ با مردم مسلح  همراه شده باشند. آنزمان هواداران بدون ارتباط با سازمان، فعاليت گسترده ای داشتند و راسأ به اين و يا آن اقدام دست می زدند. اما امروز "تاريخ نويسان" و رسانه های حکومتی عامدانه آن اقدام را به حساب جريان فدائی می گذارند. در حالی که نه مسئولين وقت سازمان چنين تصميم گرفته  بودند و نه اعضاء و کادرهای سازمان به چنين اقدامی دست زده بودند. 

 اطلاعات سپاه در روزهای اخير تعدادی از روزنامه نگاران را به اتهام عضویت در یک 'شبکه نفوذ' بازداشت کرده است. چرا اين بازداشت ها صورت گرفته است؟

مسئله در اساس به سازمان اطلاعات سپاه، خامنه ای و تئوری "نفوذ" برمی گردد. خامنه ای اعتماد زيادی به سازمان اطلاعات سپاه دارد. اطلاعات سپاه در اجرای کودتای انتخاباتی سال ١٣٨٨ نقش اصلی را داشت. اطلاعات سپاه بلافاصله بعد از انتخابات چهره های شاخص اصلاح طلبان را دستگير کرد، برای آن ها پرونده ساخت و جنبش سبز را با عنوان "براندازی نرم" معرفی نمود. خامنه ای به پاس خدمات اطلاعات سپاه، آن را از مقام معاونت به يک سازمان فراروياند و در جايگاه مشابه وزارت اطلاعات قرار داد و به کار اطلاعاتی ـ امنيتی آن، رسميت بخشيد. از سال ١٣٨٨ به بعد سازمان اطلاعات سپاه فعال مايشاء شده، برابعاد فعاليت خود افزوده و برای بستن فضای سياسی و سرکوب فعالين سياسی و مدنی به مسابقه با وزارت اطلاعات ـ امنيتی برخاسته است.

 تحليل خامنه ای و سازمان اطلاعات سپاه اين است که غرب و به ويژه امريکا در دوره پسابرجام در پی "نفوذ" در جمهوری اسلامی و "استحاله نظام از درون" است. او می گويد "نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ ..... با همه‌ توان مقابله خواهیم کرد". دستگيری های اخير سازمان اطلاعات سپاه به همين مسئله برمی گردد. آن زمان که تئوری "براندازی نرم" ساخته شد، سپاه سراغ تعدادی از فعالين سياسی و مدنی رفت، آن ها را بازداشت کرد، تحت فشار گذاشت و سناريوی مورد نظر خامنه ای را ساخت تا به افکار عمومی بقبولانند که "آقا" که در دشمن شناسی خبره است، تاکتيک دشمن را شناخته و اعترافات بازداشت شدگان هم گواه آن است.

 دستگيری های اخير نيز به تئوری "نفوذ" خامنه ای برمی گردد و گرنه بدون مصداق سازی، تئوری او بی اعتبار می شد. اين مصداق سازی را حسن روحانی هم فهميده است. او در جلسه روز ١٣ آبان هيئت دولت گفت: "بی‌خودی نرویم، یک نفر، دو نفر را از این‌جا و آن‌جا به بهانه‌ای بگیریم، پرونده‌سازی کنیم و بعد بیاییم آن را در کشور بزرگ کنیم و بگوئیم این خط، خط نفوذ است و جریان نفوذ است. "

 سازمان اطلاعات سپاه همين برنامه را دارد. به علاوه سازمان اطلاعات سپاه در ماه های مانده به انتخابات، می خواهد جو امنيتی را حفظ و تشديد کند.   

 مدت ها است که در مورد پروژه وحدت چپ دمکرات و سوسياليست سکوت حاکم است و گزارشی از جانب مسئولين پروژه به علاقمندان پروژه ارائه نمی شود. چرا؟

سئوال به جائی است. لازم بود که گروه کار تدارک و سازماندهی در مورد وضعيت پروژه وجدت چپ دمکرات و سوسياليست به موقع اطلاع رسانی می کرد. پروژه وحدت چپ برطبق نقشه راه پيش رفت و به مرحله ای رسيد که بايد به طرف های پروژه مراجعه می شد و پاسخ آن ها نسبت به شرکت در کنگره واحد اخذ می گرديد. در زمان تعيين شده، سازمان ما، شورای موقت سوسياليست های چپ ايران و کنشگران چپ به مراجعه گروه کار تدارک و سازماندهی جواب دادند. ولی پاسخ سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران بدرازا کشيد. شورای موقت هم  متعاقباً اطلاع داد که نظر مشخص خود در باره با پروژه به زودی اعلام خواهد کرد. آنها هم در نشست اخیرشان پاسخ نهائی را در اختیار گروه قرار دادند.

 گروه کار تدارک و سازماندهی بعد از دريافت پاسخ ها، گزارش روند پيشبرد پروژه را تهيه کرد. گزارش  همراه با پاسخ های دريافتی از جانب چهار طرف پروژه، منتشر خواهد شد.

 اخيرا موضع گيری هيئت سياسی ـ اجرائی پيرامون حمله به اردوگاه ليبرتی در يادداشت اخبار روز مورد نقد قرار گرفت و عکس العمل هائی را برانگيخت. نظر شما نسبت به اين نقد چيست؟

در اين مورد بايد بگويم که سازمان ما همواره از نقدهائی که پيرامون مواضع آن صورت می گيرد، استقبال کرده و از آن ها تاثير می پذيرد. ولی نه از برخوردهائی که از جنس نقد نيست. متاسفانه يادداشت اخبار روز از جنس نقد نيست. نويسنده يادداشت با اعلاميه برخورد غيرمنصفانه داشت. ادبيات يادداشت از موضع دوستانه و تاثيرگذار نيست. تيتر، کلمات انتخاب شده و آرايش مطلب اين امر را به وضوح نشان می دهد. يادداشت نه تنها تاثير مثبت بررفقای سازمان ما نگذاشت، بلکه اين شبهه را برای آن ها به وجود آورد که گويا محرر يادداشت با هدف نقد دست به قلم نبرده بلکه قصد ديگری داشته است. به ويژه آنجا که نويسنده اعلاميه را دستآويز قرار داده و از بازگشت در برخی موضع گيری ها به اوائل دهه ٦٠ و همراه شدن با جمهوری اسلامی صحبت کرده است. همراه شدن با جمهوری اسلامی، تهمت سنگين به سازمان است. لازم است نويسنده يادداشت، "برخی مواضع" را که به زعم او همراه شدن با جمهوری اسلامی است، مشخص کند و ادعای خود را مستدل سازد. از سردبير اخبار روز انتظار نمی رفت که بدون استناد و مدرک، چنين تهمتی به سازمان زده شود و او آن را به عنوان موضع اخبار روز درج کند. 

 ظاهرأ دستآويز نويسنده يادداشت سياسی اين بود که چرا مسئوليت حمله به جمهوری اسلامی نسبت داده نشده است. "ارتش مختار" مسئوليت حمله را پذيرفته است. "ارتش مختار" برآمده از قيام "انتفاضه ـ شعبانیه" است که در پایان جنگ خلیج فارس شکل گرفت و در نتیجه آن کنترل بخش اعظم کشور عراق به دست قيام کنندگان افتاد. ولی قیام توسط نیروی نظامی صدام حسین به شدت سرکوب گرديد. خانواده قربانيان اين حرکت معتقدند که سازمان مجاهدين در اين سرکوب با صدام همکاری کرده است. کردها هم چنين ادعائی دارند. برخی پژوهشگران هم آن را تائيد می کنند. "ارتش مختار" چندين بار به ساکنين اردوگاه ليبرتی اخطار داده و اعلام کرده است که انتقام قربانيان را از مجاهدين خواهد گرفت. مشخص است که جمهوری اسلامی در شکل گيری اين جريان، در سازماندهی و تجهيز آن نقش دارد. "ارتش مختار" جريان هاری است و از دست زدن به جنايت ابائی ندارد. وقتی جريانی مسئوليت جنايتی را برعهده می گيرد نمی توان آن را ناديده گرفت. در اعلاميه به همين نکته توجه شده است و گرنه نقش جمهوری اسلامی در ترور مخالفين و کشتار مجاهدين امر مسلمی است. همين چند ماه پيش مامور جمهوری اسلامی در کردستان عراق می خواست قرارگاه کومله را منفجر نمايد که موفق نشد. آن اقدام جنایتکارانه را ما به صراحت محکوم کردیم.

 در يادداشت از احساس فاصله مجاهدين و بسياری از نيروهای چپ با سازمان صحبت شده است. ممکن است که نويسنده مطلب، نگاه ديگری به سازمان مجاهدين داشته باشد و طرفدار برقراری رابطه نزديک با آن باشد و از همين نگاه يادداشت را نوشته باشد. ولی سازمان تا زمانی که تغييرات اساسی در نگاه، سياست ها و ساختارهای مجاهدين صورت نگيرد، خواهان برقراری مناسبات با آن نخواهد بود. ده ها سئوال در مورد عملکرد رهبری مجاهدين وجود دارد که بايد به آن ها پاسخ گفته شود. ما نمی توانيم با سازمان توتاليتر رابطه و همکاری داشته باشيم. اما از گفتگو با نيروهای سياسی از جمله مجاهدين استقبال می کنيم.

 يک نکته را می خواستم به اطلاع نويسنده يادداشت برسانم که مواضع سازمان به خاطر نزديکی و يا دوری با مجاهدين و ساير نيروهای چپ و يا خواست اين و يا آن فرد و يا سايت تدوين و اتخاذ نمی شود. مبانی سياست های ما در برنامه سازمان آمده است. استراتژی سياسی ما، تحول طلبی است و ما در اتخاد مواضع سياسی و تاکتيک ها برپايه آن عمل می کنيم. ما آگاهيم که مواضع ما مورد پذيرش و پسند مدافعين استراتژی های اصلاح طلبی و نيز انقلابی و سرنگونی طلب نيست. مدافعين استراتژی اصلاح طلبی ما را به سرنگونی طلبی متهم می کنند و سرنگون طلبان به اصلاح طلبی. سازمان صرفنظر از خوش آيند آن ها، سياست های خود را پيش می برد. اين و يا آن سياست سازمان می تواند به نقد کشيده شود که ما از آن استقبال می کنيم. ولی پذيرای تهمت، تحريف و برخوردهای ناروا تحت پوشش نقد نيستيم. اميدوارم رفيق سردبير اخبار روز به اين مسائل توجه کند. اخبار روز در پاسخ به اعتراضی به این یادداشت، توضیحی نوشته است که متأسفانه کمکی به وضوح بخشیدن به برخورد ناروای يادداشت سياسی نمی کند.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* برای تحليل رويدادهای سياسی، طرح مواضع سياسی و برنامه ای سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، فراهم آوردن امکان گفتگوی متقابل با فعالين سياسی و گسترش ارتباط با آنها و پاسخ به سئوالات مطروحه در مورد سازمان و مواضع آن، برنامه «گفتگو» تهيه و انتشار می يابد. برای تماس و طرح سئوالات:

 آدرس ايميل

k.behruz@gmail.com

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ضمن استقبال از حرکتِ بجای کارآنلاین و آقای خلیق در جهتِ گسترش فرهنگِ گفتمان. می خواهم بپرسم، از جایی که به تدریج همه ی نیروهای مختلف اپوزیسیون پی به اهمیت و لزوم ایجادِ اتحادی از نیروهایِ متعدد و مختلفِ اپوزیسیون ج.ا. حول محور برنامه ای مشترک، برای امروز و فردای کشور برده اند؛
- سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) چه قدم یا قدمهایی در جهتِ ایجادِ این اتحاد و برنامه اش برداشته است؟
- وقتی سازمان فدائیان فدائیان خلق ایران (اکثریت) معترف است، که از تصویرسازی‌های صرفا «سیاە ـ سفید» فراتر رفتە است، و بە درک عمیق‌تری از تحلیل رویدادها رسیدە. و بە مبارزە سیاسی اعتقاد دارد، و نە بە کینە ورزی کور سیاسی، چرا پیگیرانه و مداوم فراخوان و بحث پیرامون اتحاد و برنامه ی مشترک برگزار نمی کند؟

آقای خلیق عزیز، خسته نباشید

مصاحبه شما عالی‌ بود و پاسخگوی بسیاری از ابهامات. اگر کمی سریعتر انتشار می‌‌یافت تاثیرش خیلی‌ بیشتر بود. کلان شما که، به‌‌‌ عنوان دبیر اول سازمان، نماینده خیلی‌ خوبی برای چپ دمکرات تحول طلب هستید، باید خیلی‌ بیشتر از این گفتگو‌های روشن گرانه داشته باشید. مصاحبه‌های منظم ماهیانه یا دو ماه یکبار شما می‌‌توانند با ایجاد شفافیت از پراکندگی نظرات و سوو تفاهم‌ها جلوگیری نمایند. مسئولیت رهبری مجاهدین که در اطلاعیه هیات سیاسی بر آن تاکید شده و در سر مقاله اخبار روز به فراموشی سپرده شده، امری بسیار مهم است. اگر یکبار دیگر هم به این ادعای کذب عدم تسویه حساب اصولی با سیاست شکوفایی می‌‌پرداختید، بد نبود. اینکه مبانی فکری و برنامه یی امروز سازمان و پایبندیش به دموکراسی و حقوق بشر هیچ سازگاریی با سیاست شکوفایی و برنامه و مبانی فکری سابق سازمان ندارد.

گرچه در بیانیه هیات سیاسی به این مساله اشاره شده که ارتش مختار طرفدار جمهوری اسلامی است ولی‌ ذکر برجسته تر نقش جمهوری اسلامی در ترور مخالفین و کشتار مجاهدین، مثل همه اطلاعیه‌های تاکنونی سازمان، می‌‌توانست جلو سؤ تعبیر و سؤ استفاده خیلی‌‌ها را بگیرد.

با درود و صد سلام به رفیق بهروز.
مقدمتا خدمتتان عرض مي كنم، من بعد از ارسال دیدگاهم نسبت به مقاله ات و درج آن در سايت كارآنلاين مواجه با پاسخ شما شدم. يادتان هست! شما طی مطلب " پاسخ به نامه "هوادار داخل کشور " در پاسخ به نقد من ذيل مطلب "پيوندهای ولی فقيه و راست افراطی" نوشته بودید:" ... ثانيأ. نمی دانم شما چگونه کشف کرديد که اين نگاه با سياست رسمی سازمان در تقابل است و برپايه کدام سند و مدرک چنين ادعائی داريد. اگر شما هوادار سازمان هستيد حتما از مسئوليت من در سازمان مطلعيد. با مسئوليت من ادعای شما معنی ندارد. تلاش شما برای فاصله انداختن بين من و سازمان جای سئوال دارد."
من محور ثانیا را در برابرت می گذارم و يادآور مي شوم حرمت نقد را پاس بداریم زيرا پاداش نقد اتهام به منتقد نيست. پس من از سنگ اتهام پرانی شما نسبت به خودم دفاع مي کنم. رفیق در سیاست کشف شيب رويكرد و همسوئي يا مغايرت آن با خط مشي کار دشواری نیست. دفعتا بايد خاطر نشان كرد هر حرف و موضع مسئول سازمان و يا ... می تواند بیانگر حرکت روی محور مختصات نظری – سیاسی سازمانی يا جناحی و يا شخصی باشد. من از تاکید بر " نمی دانم شما چگونه کشف کردید.... با سیاست رسمی سازمان در تقابل است" به گزاره بعدی شما مي رسم كه نوشته اي" اگر شما هوادار سازمان هستید حتما از مسئولیت من مطلعید" اینهم نمود دیگری از به رخ کشیدن شما که منِ بهروزکه هستم و تو اگر هواداری؟ یعنی چه رفيق درست نيست و در حد مسئولي چون تو نيستي كه برخورد از بالا كند. ديروز ما هواداران با بار احساسي به رهبري تمكين مي كرديم ولي امروز بعد از سپري كردن روزگاران داراي توان كافي براي اظهارنظر هستيم اظهارنظري كه در خدمت ارتقا سطح محبوبيت و مقبوليت سازمان شود نه اينكه به تمنا و سوداي تسخير كرسي رفقاي مسئول به تخريب بپردازيم پس بپذيريد كه در برابر نقد ديدگاهتان با حوصله و بردباري به قانع كردن منتقد بيانديشد نه با كوبيدن گرز اتهام و... بر سرش.
پس منهم می توانم از خصلت خودبیش پنداری بهره گیرم و بنویسم شما منتصب خارج کشوریها هستی و ما را با شما سر دعوا نیست. اما خصلت فدائی من و ادب سیاسی مانعم می شود. بايد به این وجهي ديگر از اتهام شما را در برابرت نهم که مرقوم داشته اید " تلاش شما برای فاصله انداختن بین من و سازمان جای سئوال دارد." بايد بنويسم قربان! آنچه باعث شک و شبهه می گردد اندیشه و عمل سیاسی بزرگان سازمان چون شما است که باعث واكنش دلسوزانه و خيرخواهانه می شود و این دفاع از سازمان را تلاش دال بر جداساختن شما از ارگان رهبری نپندارید. زيرا نه شما عقل مطلقيد و نه به تنهائي و بدون دقت و بررسي در بازخورد به ديدگاهت مي تواني اثرگذاري موضعت را سنجه كني وانگهي همه چيز را تو نمي داني همه چيز را همگان دانند كه بايد ايجادش كرد و آنهم مترادف تضارب آرا و پلوراليسم است
در مورد تسخیر سفارت آمریکا توسط سازمان یا فعالین انرژیک يا هواداران سازمان در 25 بهمن 57 لازم نیست که خط بطلان بر مصاحبه کنندگان خبرگزاری فارس و ضرغامی بکشید تا ادعاهای آنها را رد کنید. همچنین از خاطرات ابراهيم يزدی وزیر امورخارجه دولت بازرگان نیز به خاطر رضايت شما در می گذریم. آیا از گزارش سولیوان آخرین سفیر آمریکا در تهران نیز به راحتی در می گذری؟ فرض بر این بگذاریم منظورت این است که خاطرات سولیوان منبعث از تئوری توهم توطئه بر علیه فدائی بوده است؟ اما شما می توانید به دلخواه و استناد به گفته امروز فتاپور رویداد تاریخی را نفی کنید؟ اين درست نیست که فتاپور امین شما بنویسد " اشغال سفارت" این عبارت محصول ترمینولوژی ان موقع سازمان نيست، زیرا در فضای ضدامپریالیستی آن روزگاران عبارت " تسخیر سفارت " رایج بود.
در پایان از شما می پرسم که نقد گذشته و اقرار به اشتباه سیاسی جهت تصحيح خط مشي يا حتي پذيرش مشي نوين باعث مباهات است ولی نفی گذشته باوجود اسناد و مدارک سازمانی اعم از شفاهی و مکتوب چگونه توجیه پذیر است؟ ضمنا چگونه مي توانيد بیرون کردن اعضا سازمان یا به قول فتاپور هواداران از محوطه سفارت توسط ماشاله قصاب - از روسا کمیته - را کتمان کنید. ایکاش امکان دسترسی به اسناد سازمانی مربوط به آن بخصوص نشريه كار ارگان آن سالیان بود. ضمنا اگر رفقای زنده یاد همچون هادی، اسکندر، کاظم سیادتی،منصور غبرائی كه به خاطر موقعيت ممتاز در سازمان در قيد حيات مي بودند رغفائي كه قطعا از رويداد آگاهي بيشتر داشتند و شايد دستی برآتش تسخیر اول سفارت داشتند واقعيت را مي گفتند تا شنيده هاي شما را كه آنموقع در سطح تشكيلاتي امروز نبوديد را محك مي زدند.
باميد فضاي باز انتقاد و افزايش آستانه تحمل نقد

با سلام به آقای اسماعیل امیری
خسته نباشید و ممنون از توضیحات شما
در یاداشتی که شما گرامی نوشتید متذکر شدید:" ایکاش امکان دسترسی به اسناد سازمانی مربوط به آن بخصوص نشريه كار ارگان آن سالیان بود. "

خوشبختانه دسترسی به اسناد سازمان امکانپذیر است و شما می توانید در آدرس زیر تمام اسناد اپوزیسیون ایرانی از جمله سازمان را براحتی پیدا کنید. من لینک آنرا برای شما می گذارم:

http://www.iran-archive.com/

در ضمن برای راحتتر کردن کار شما آدرس بخش اسناد مربوط به سازمان چریک های فدایی خلق ایران را می گذارم تا کار شما برای دسترسی به اسناد آسانتر شود:

http://www.iran-archive.com/start/1

و اگر مشخصا نیاز به آرشیو نشریه کار داشته باشید می توانید از شماره یک تا 60 را در لینک صفحه زیر ملاحظه کنید:

http://www.iran-archive.com/start/75

در آخر امیدوارم با مراجعه به صفحات مربوطه موفق شوید اسناد مربوطه ای که مد نظرتان است را بیابید و در اختیار خوانندگان نوشته خود بگذارید تا ما هم در جریان تایید نظرات شما گرامی قرار گیریم.
با تشکر از زحمت شما
علی صمد

با سلام به آقای علی صمد!
گوئیا که ترمینولوژی محاوره سازمان با اعضا و هوادار دستخوش تغییرات نظری شده . این استنباط از سلام مهربانانه آقای علی صمد برمی خیزد. پس من به خاطر پاسداشت احترام ایشان از عبارت عربی سلام و به جای درود و از لقب آقا به جای رفیق استفاده می کنم. ولیکن از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است. در ادامه می نویسم در راستای احترام به دستور شما و با عنایت به جوهره اینکه من عقل عالم نیستم و ندانم های بسیار دارم. برابر پیشنهادت به آدرس ها مراجعه کردم ولی اسناد انتقالی به آرشیو از جمله کار از شماره اول به تاریخ 19 اسفند 1357 بود. بنابراین نشریه کار بعد از وقوع رویدادی بوده که رهبری کنونی بنابه دلائلی در صدد انکار آن می کوشد. حال دلیل چیست من نمی دانم و آنها که می دانند باید به سخن آیند و مانع شوند جهت توجیه دگردیسی نظری از انکار گذشته جرکت نشود و اگر می شود فردای دیگر بعداناکار مجددا در صدد تائید برنیایند. نمونه ای می آورم آقای فرج سرکوهی در سالیان پیش رفیق کبیر بیژن جزنی را به صلابه کشید و چنان خدمت شایانی به لیبرال های وطنی کرد تا مهرنامه نیز رفیق ایدئولوگ را به سیخ کشید؛ بعد از گردوخاک کردن مهرنامه؛ فرج سرکوهی به دفاع برآمد ولی دیگر دیر شده بود، البته کامنت های ذیل فیس بوکش جواب ابن الوقتی اش را دادند که گواه من است.
نمونه دیگر انکار توسط گرایشی از سازمان را یادآوری می کنم. قربان! شما بیانیه" قیام را باور کنیم " را خوانده و نویسنده آن را که آقای فرخ نگهدار بود را می شناسید. بیانیه در مقطع نگارش با شک روبرو شد، توزیع آن به راحتی نبود. ولی بعد از اثبات حقانیت تحلیل، بعد از چندماه جز اسناد معتبر سازمانی قلمداد شد. از شما می پرسم که آیا بیانیه ای در خصوص آن روز تاریخی یعنی 25 بهمن 1357 وجود ندارد؟ انکار امروز تسخیر سفارت آمریکا در دیروز هدفمند نیست؟ من و امثال من که در آن روزهای بیم و هراس ایران و تهران از امکان توطئه کودتا و تکرار تراژدی 28 مرداد خواب به چشمانم نمی رفت. بنابراین ما هنوز تسخیر سفارت آمریکا توسط سازمان خواه در قالب هواداران و... را تجلی خصلت واقعی ضدامپریالیستی فدائی می دانستیم و هنوز برآن فخر می فروشیم.
از سوی دیگر گیرم که در روز 25 بهمن 1357 اتفاقی نیفتاده و اگر افتاده و پای حساب سازمان گذاشته شد چرا در مهاجرت دوم رهبری کنونی در صدد نفی آن برنیامد چرا؟ بهرصورت اگر اسناد درونی، یا بیانیه و اعلامیه ای و نیز موضعگیری در پیام فدائی 6 در دسترس هستند منتشر نمائید.
از سوی دیگر یاد انکار سازمان محاهدین خلق در اعدام انقلابی سرهنگ های آمریکائی در اهواز می افتم، هدف انکار گذشته سازمان محاهدین، توسط رجوی خارج کردن سازمانش از لیست تروریستی تنظیمی توسط امپریالیسم آمریکا بود. خدای ناکرده تسخیر سفارت کجا و اعذام انقلابی کجا؟ مابه ازء انکار رجوی روشن بود؛ مابه ازاء انکار رویداد گذشته سازمان فدائیان – اکثریت - توسط مسئول هسا چیست؟ گمان نکنم اخذ تائیدیه چپ دمکرات یا چپ لیبرال شدن در گرو انکار خصلت ضدامپریالیستی دیروز باشد. تاریخ را پاک نکنید.
و در انتها در برابر پرنسیپ سیاسی ات که فارغ از تکبر است سر تعظیم فرود می آورم؛ زیرا وقار و متانت سیاسی شما عاری از تکبراست زیرا با لمیدگان متکبر گلخانه ای بر مسند سازمانی متفاوتید.
اسماعیل امیری – هوادار داخل کشور –
29 آبان 1394 برابر 20 نوامبر 2015

آقای اسماعیل امیری گرامی؛
ممنون از توضیحاتی که نوشتید. چند نکته را صمیمانه متذکر می شوم:
یک- نوشته من با توجه به تقاضای شما در یاداشت قبلی تان در خصوص دسترسی به اسناد سازمانی و بخصوص نشریه کار بود. تلاش کردم بشما برای یافتن سند مربوطه کمک کنم. از صحبت های شما اینجور به نظر می رسد که آن موردی که شما طرح کردید پیش از انتشار نشریه کار بوده است.

دو- شما دوست محترم نوشته اید :" رهبری کنونی بنابه دلائلی در صدد انکار آن می کوشد." واقعا من نمی دانم شاید چنین باشد که شما می گویید اما برای چنین ادعایی می بایست متوسل به سند یا اسناد سازمانی در آن مقطع شوید! البته من متوجه هستم که دسترسی به آن اسناد(البته اگر وجود داشته باشند؟ صمیمانه بگویم شخصا نمی دانم و در پیگیری های خودم هم سندی نیافتم) بسیار دشوار در ایران می باشد. در خارج هم چنین اسنادی وجود ندارد. اگر وجود داشت حتما افرادی از سازمان آن اسناد را انتشار بیرونی می دادند.

سه- صمیمانه بشما دوست گرامی بگویم که هیچ دلیلی مبنی بر انکار یا پنهان نگه داشتن چنین اسنادی وجود ندارد و فکر می کنم رابطه ای هم به تغییر یا دگردیسی نظری یا ... ندارد. گذشته سازمان، گذشته همه ما است خارج از اینکه نقش ها یا مسئولیت ها در آن دوران چه بوده می تواند متفاوت باشد اما نمی شود آن گذشته را انکار یا تغییر داد.

چهار- مسئولین سازمان می گویند چنین کاری از طرف سازمان انجام نشده است البته با توجه به اطلاعاتی که در دسترس دارند. البته امکان دارد هوادارانی چنین کاری را کرده باشند چون در آن دوران سازمان چند صد نفره تبدیل به سازمان بزرگی شده بود و همه تیم های هوادار سازمان یا حتی تشکیلات هواداران تحت کنترل سازمان آندوره نبودند. می شود در این زمینه تحقیق کرد و هدف نوشته شما هم در این مسیر فکر می کنم باشد. شما دوست محترم اگر بتوانید چنین کاری را پیش ببرید و نتیجه تحقیقات خود را به اطلاع سازمان برسانید امر اطلاع رسانی و روشنگری در این زمینه با توجه به تحقیقاتی که پایه اش اسناد و مدارک سازمانی است می تواند نظرات شما را تقویت کند. و اگر چنین کاری انجام گیرد فکر می کنم مسئولین سازمان از تحقیقات شما بهره مند خواهند شد با توجه به اطلاعات و واقعیت ارائه شده حتما دست به تغییرات در مواضع خود خواهند زد.

پنج- نگاه به گذشته در انحصار کسی نیست. اما تحلیل از گذشته می تواند متفاوت باشد و حتی امروز برخی می توانند ارزیابی متفاوت از گذشته سازمان، ارائه دهند. می شود از یک واقعیت تاریخی ارزیابی های متفاوت داشت. می شود از یک حادثه اطلاعات دقیق نداشت و .... اما هر جور که باشد آن گذشته خوب و بد متعلق به همه سازمان است.

شش- شما نوشته اید:" از سوی دیگر گیرم که در روز 25 بهمن 1357 اتفاقی نیفتاده و اگر افتاده و پای حساب سازمان گذاشته شد چرا در مهاجرت دوم رهبری کنونی در صدد نفی آن برنیامد چرا؟ بهرصورت اگر اسناد درونی، یا بیانیه و اعلامیه ای و نیز موضعگیری در پیام فدائی 6 در دسترس هستند منتشر نمائید."
تاکنون ادعای اشغال سفارت دو الی سه بار طرح شده است. مسئول هسا با توجه به توضیحش تاکید کرده پیگیری کرده است و نتیجه این بوده است که سازمان چنین کاری را انجام نداده است. شاید اطلاعات او با توجه به منابعی که در اختیار دارد محدود باشد اما شما اگر بتوانید اسنادی مبنی بر دخالت سازمان ارائه دهید به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد که مسئول هسا روی اسناد شما تکیه نکند!

هفت- صمیمانه بگویم عناوین چپ دمکرات یا لیبرال و یا ... نقشی در این بحث ندارند. و چنانچه متذکر شدم آن گذشته چه خوشمان بیاید یا نیاید متعلق به چنبش فداییان است.

در آخر از شرکت شما در این بحث تشکر می کنم و بگرمی دستتان را از محبتی که ابراز کردید دوستانه می فشارم
با دوستی