تقی روزبه

از جادوی صندوق رأی تا پایکوبی در خیابان ها!

اما فرایندی که در سطور فوق به آن اشاره شد یک روی سکه رویدادهاست. روی دیگرسکه، فرصت ها و نیروها و امیدهائی است که علی رغم اهداف کارگردانان صحنه، می تواند درطی این فعل و انفعالات و در متن یک تکانه اجتماعی برآمده از تراکم بحران و انباشت مطالبات، آزاد شده و موجب شکل گیری فرایندی متقابل و موازی، حامل مقاومت جامعه در برابر قدرت حاکم باشد.

نقش شبح تحریم در"انتخابات"

از همان فردای «انتخابات» خامنه ای خطبه درخواهد انداخت که همه این ها رأی به نظام بودند، و با تشکر از همگی برای انجام وظیفه الهی- ملی خود از آنها خواهد خواست که دیگر وظیفه اشان تمام شده و اوضاع را به دست مسؤلین بسپارند. روی دیگر سکه این است که رؤیای دومی که به آرایش خیانت شده است، طلبکاری اش بدلیل آرای مصادره شده دوبرابرمی شود.

پرواز شبحی بر فراز انتخابات!

باید منتظر و مواظب آشکارشدن مجدد این دست نامرئی در هر موردی که اوضاع به سود خواست حداکثری این باندهای قدرت نرود، بود. این که نظام حاکم حتی نمی تواند با انتخابات مهندسی شده خود کنار بیاید و ناچاراست برای بقاء خود دست غیبی هم به کارگیرد، نشان می دهد که ولایت مطلقه حتی ناچاراست که با خود هم گلاویزشود و هیچ قید و قانونی را پذیرا نیست.

نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه نود

اکنون صحنه "انتخابات" به صورت یک بستر و دو رؤیا درآمده است که در آن یکی برآن است که رأی اعتراضی را به سود حماسه سیاسی و رأی به نظام و اقتدارآن مصادره کند، و رؤیای دوم برآن است که ازاین طریق رخنه ای درقلعه بسته قدرت بوجود آورده و راهی به جلو بگشاید. در روزهای آتی محتمل است که شاهد گسترش کشاکش بین این دو رویکرد باشیم.

"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن

تشدید بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی درطی ریاست جمهوری 8 سال گذشته ... درمقطع انتخاباتی به تشکیل جبهه گسترده ای مرکب از اصلاح طلبان و رفسنجانی و حامیانش و بخشی از اصولگرایان میانه رو و سنتی (و ازجمله بخش مهمی از روحانیت ناراضی) که از ساختار قدرت حذف شده و یا در خطر حذف شدن قرار گرفته اند، منجرشده است. بازتاب این صف آرائیها و کشاکش آنها درسطح جامعه، صفوف مردم را پیرامون برخورد با انتخابات پیشارو دستخوش تشتت کرده است.

نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت

ازنقطه نظرجنبش تحریم، تشدید تضادهای درونی حاکمیت درکل معادله توازن نیرو بین بالائی ها و پائینی ها مؤثربوده و به معنی سبک ترشدن کفه"نتوانستن"حاکمیت و سنگین ترشدن کفه "نخواستن"مردم می باشد. بدیهی است که تغییرکلی این معادله بسود پائینی ها می تواند فرصت های تازه ای را برای پیشروی جنبش ضداستبدادی تحت فشارسنگین فراهم سازد.

صحنه "انتخابات" درچند پرده!

بی تردید رژیم را ازمواجهه با بحران پس از "انتخابات" وازمنازعات بی پایان درونی و بحران های هولناک اقتصادی و اجتماعی و بین المللی گریزی نیست. رژیمی که نتواند از چهره های موجه و با نفوذ و دارای توان مدیریت بهتر برای مقابله با چنین بحران بی سابقه ای استفاده کند، باچنان وخامتی که بقول خاتمی اگر خود پیغمبرهم بیاید هیچ کاری نمی تواند بکند، چگونه خواهد توانست توسط باندهای واپسگرا و با پایگاه اجتماعی نزار دربرابر فشارهای سنگین داخلی و خارجی از پس آن برآید؟

آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟

با توجه به تجارب گسترده چندین دهه و سترونی مبارزات درون سیستمی و مشارکت در قدرت از یکسو و تجربه "سوسیالیسم دولتی" از سوی دیگر، شکل عمده را مبارزات مستقل و خارج از سیستم و فشاربه نظام های حاکم از بیرون برای تحمیل مطالبات و در راستای سرنگونی نظام سرمایه داری و ایجاد بدیل جهانی دیگر تشکیل می دهد.

عقب نشینی رژیم دربرابریک کمپین گسترده!

گرچه عقب نشینی ولو ظاهری و موقت رژیم و پلیس خود دست آورد بزرگی است، اما مهم ترین دست آورد این اعتراض را باید در الگوئی که ارائه می دهد یعنی در اتصال دادن هزاران نفر اعم از شبکه های مجازی و کاربران و شبکه های واقعی و داخل و خارج به یکدیگر دانست که بر بستر حمایت از یک جنبش واقعی و درون زا صورت می گیرد.

بخش: 

مرگ تاچر یا تاچریسم؟

دراین لیبرالیسم خالص و بنیادگرا، جامعه وجود خارجی ندارد و آن چه که وجود دارد تک تک افرادهستند که باید با اتکای به نیروی خود گلیم اشان را از آب بیرون بکشند. درحقیقت چنین تصویروارونه و بت واره شده ای از رابطه فرد و جامعه، به پشتوانه ایدئولوژیک دولت های نوین سرمایه داری تبدیل شده است. و این درحالی است که در واقعیت امر و تجربه مشهود، همراه گسترش تولید و ثروت، رابط فرد و جامعه عمیق تر و تنگاتنگ ترهم شده است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه