رضا کاویانی

پیمان جدید نظامی ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا

ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا یک پیمان امنیتی جدید برای منطقه استراتژیک مهم هند و اقیانوسیه منعقد کردند که هدف آن مهار قدرت روز افزون چین است. خبری که از روز گذشته در جراید و رسانه های مجازی بسیار از آن گفته می شود، گرچه رهبران سه کشور، نامی از جمهوری خلق چین به میان نیاوردند؛ اما موضع آن ها نشانه گیری علیه چین است. در واقع نوعی تولید بحران جدید جهانی رذیلانه، که با نظامی کردن و سهم خواهی ایالات متحده آمریکا و بریتانیا و برخی متحدان آن ها کلید خورده است.

بیماری هلندی دولت روحانی

کجای دنیا به فاصله یک شب تا صبح، کالاهایی راهبردی مانند لبنیات، ۷۰ درصد گران می شود، یعنی یک شیشه یا پاکت شیر۱۰هزار تومانی می شود ۱۷هزار تومان ناقابل، این سیاست یعنی حمله به تولید کننده ها، یعنی کاهش قدرت خرید مصرف کنندگان، و به صفر رسیدن مصرف شیر و لبنیات در بسیاری خانواده های فقیر و حتی قشر متوسط، یعنی بیماری و رنج بیشتر شهروندان کشور، شهروندانی که طی چهل سال اخیر، از طرف دولت های ناکارآمد، غیرعرفی و غیر قانونی متکی به خشونت و دار و درفش و زندان و اسلحه به گروگان گرفته شده اند. نیرویی که در برابر اعتراض و درخواست های بدیهی مردم، پاسخی جز خشونت نمی شناسد.

افتتاح رصد خانه بدون تلسکوپ، بیمارستان بدون تخت

اما واقعیتی است که چنین گزارش هایی از اقدام های نیمه کاره دولت های جمهوری اسلامی چندان هم عجیب نیست و دائما دارد اتفاق می افتد، منتهای مراتب دیگر گوش مردم از دروغ پردازی های آن ها پر شده است، از طرفی هم تا امروز هیچ مسؤلی به عملکرد خود پاسخگو نبوده است. یادآوری می کنم که چگونه علی اکبر هاشمی رفسنجانی با تمام وقاحت در صفحه تلویزیون ظاهر شد و در گزارشی از عملکرد دولت خود گفت: "در جمهوری اسلامی، هر روز یک مدرسه ساخته می شود!" دروغی شاخدار، اما به قول ایرانی ها: دروغ که خناق نیست که گلوی آدم را بگیرد و خفه کند! همچنین، قول و قرارهای آیت الله خمینی تا پیش از به قدرت رسیدن را یاد آوری می کنم که به هیچ یک از آن ها عمل نکرد، اما تا توانست فرمان قلع وقمع روزنامه ها و دست و زبان اهل قلم را صادر کرد و فتوای قتل عام مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی را اعلام نمود. وقتی هم که در باره علت خلف وعده هایش از او پرسیدند گفت: "من خدعه کردم!"

نگاهی به سیاست خارجی آقای محمد جواد ظریف

وزارت خارجه جمهوری اسلامی عملا تعطیل شده و هیچ کشوری نه ظریف را برای برخی رایزنی ها دعوت می کند و نه کسی برای ملاقات سران جمهوری اسلامی می آید، الا نمایندگان باند ترور و وحشت طالبان! آقای ظریف که در مصاحبه ای مردم فریبانه گفته بود طالبان هنوز در فهرست سازمان‌های تروریستی جمهوری اسلامی قرار دارد، تنها کشورهایی که از افراط‌گرایی در افغانستان حمایت کردند و طالبان را به رسمیت شناختند، عربستان و امارات متحده عربی، دو کشور متحد امریکا بودند؛ ما ولی با تروریسم و افراط‌گرایی مقابله کردیم! حال دست و بالش را باز می کند و نماینده های طالبان را در آغوش می گیرد و به خبرگزاری افغانستان می گوید: طالبان به دعوت ما برای ارتباطات رسمی به ایران آمدند. غیرممکن است برای افغانستان آینده‌ای بدون نقشی برای طالبان متصور شد!

جامعه خواستار تغییر ساختاری است

اما شکل دهی این انتخابات, شاید توانسته باشد برخی ها را سرانجام به این صرافت بیندازد که دست امیدواری از دامن این دستگاه پلشت و خشونت پرور بردارند و بین بنگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان را، فرصت یا عرصه بازار سیاست ورزی خود نپندارند. شعار اصلاح طلب- اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا، تبدیل به شعاری استراتژیک مجموعه آپوزیسیون ضد احزاب دولتی و حکومتی شده است. در جامعه ما، صورت بندی های جدید اجتماعی در حال نشو و نمای سیاسی است. این مقابله بسیار دموکراتیک، یکی از راهکارهای آغازین مردم ایران است و نقش نه گفتن دسته جمعی، به نهاد فاجعه بار "جمهوری اسلامی" را در اولین نمایش های قدرت به خوبی نشان داد.

این روند چهل سال است که به شکل مضحکی ادامه دارد

چگونه و تا کی باید در صف به اصطلاح انتخابات ها، نه به احزاب، بلکه به افراد رای بدهند. بر چه اساسی رفرمیست ها از مردم تقاضا می کنند تا در این انتخابات های مبتذل شرکت نمایند. چگونه رفرمیست خودشان را حاضر می کنند تا مردم به منتخب های شورای نگهبان رای بدهند، مگر همین رفرمیست ها، زمانی مخالفت مصوبه استصوابی نبودند، حال چه شده است که تا این حد عقب نشینی کرده اند و از آن طرف بام سقوط کرده اند و در این دوره با چراغ خاموش حرکت کردند و حتی کلمه ای از مخالفت با مصوبه استصوابی شورای نگهبان، حرفی به میان نیاورده اند. چقدرتاسف آور است که باخت سیاسی خود را به گردن براندازان انداخته اند! گویا که بر اندازان و رادیکال ها حق کنش سیاسی ندارند. بهتر است بپذیرند که طی سال های اخیر، مجموع سیاست های اصلاح طلبان و رفرمیست ها، موفقیت آمیز نبوده است. چرا باید مردم در انتخاباتی شرکت کنند و به کاندیداهایی از میان جناح بندی های قدرت رای بدهند؟

جمهوری اسلامی، مخالف انسجام ملی ایرانیان است

واقعییت ها به ما هشدار می دهند که دستگاه های دولتی، با هزینه های میلیاردی و با کمک فن آوری های هوشمند، در حال دستکاری ما هستند تا ما را به محتوای خود نزدک کنند و به آن معتاد نمایند. باید تاکید کرد که بخشی از جمعیت ملیونی شهروندان ایرانی که تصمیم به عدم شرکت در خیمه شب بازی تکراری انتخاباتی را در سر دارند، می شود به آغاز بیداری جامعه ایرانی در جهت سکولاریزم و دین زدایی نسبت داد و آن را به فال نیک گرفت. ایدئولوژی بنیاد گرا و متحجراسلامی، با آمیزش تئوری های توطئه، که ناشی در ناتوانی استدلال عقلانی و عرفی دولتمردان جمهوری اسلامی است، در حال رنگ باختن است، صدای آن دیگران، بلندتر از هر وقت به گوش می رسد.

چرا نباید در انتخابات شرکت کرد

در کشتار زندانیان سیاسی سال های شصت تا شصت و هفت، نه فقط نیری، پور محمدی، رئیسی و اشراقی بلکه باید تاکید کرد که این امر حاصل اتفاق نظر و حمله سیتماتیک حکومت به دیگر اندیشان بود. به این مفهوم همه کارگزارن "نظام" درآن مشارکت داشتند، اشخاصی هم مانند حسن روحانی مسوول شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی هم بودند که در روند این کشتارها و از جمله قتل های زنجیره ای، دستشان تا مفرغ در خون دگراندیشان این کشورآلوده شد. سری به خاوران ها بزنید، صدای ضجه و فریاد دادخواهی بازماندگان تا به آسمان رسیده است. حال باز هم دیگ انتخابات را به جوش آورده اند، باز هم قرار است حرف های خوب خوب بزنند، وعده های خیلی خوب بدهند، اما کسی قرار نیست بگوید در خاوران های کشور چه اتفاقی افتاده و چرا تا کنون به سوال های بازماندگان پاسخی داده نشده است.

حقوق رای دهندگان، در کجای قانون اساسی منظور شده است

برای ما هیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندراد تا در انتخاباتی شرکت کنیم که به هیچ وجه متناسب با عرف بین الملل نیست. ما نمی توانیم بازهم و بازهم به مسببین مصائب کشوررای بدهیم و بین بد و بدتر، یکی را با رنگ و روغن جلا بدهیم و به آن دخیل ببندیم. دیگر بس است و باید جلوی این روند بایستیم. ادامه این امر خجالت آور است، و توجیهی ندارد.

شرکت در انتخابات، جرم سیاسی است

این روز ها خیلی ها از اقبال عمومی در محافل مجازی و حضور چند ده هزار شرکت کننده، اظهار خوش حالی می کنند و به رخ این و آن می کشند، اما به هیچ وجه به روی خودشان نمی آورند که آن ده ها ملیونی که در این محافل نیستند و یا بهتر بگویم خارج از این محافل مجازی زندگی می کنند، چه کسانی هستند! آن ها نمی خواهند بدانند آن ملیون ها نفر، همان "آن دیگری"ها هستند که از این همه مشاطه گری نظام، حالشان بد می شود، حاضر به تایید و پذیرش نظام قرون وسطایی نیستند. آیا ما می خواهیم حباب فیلتر خود را ترک کنیم یا که از آن "دیگری ها" بگذریم، می خواهیم آنها را از محاسبات خود بیرون بیندازیم، می خواهیم صورت مساله را پاک کنیم تا از بار سوال های سخت خلاص شویم؟ یادمان باشد صدای آن دیگران، هر گز از گلدسته ها شنیده نخواهد شد، آن دیگران از کارخانه ها، از کوچه ها به خیابان ها سرریز خواهند شد. باید تاکید کنم که حافظه تاریخ به آلزایمر دچار نخواهد شد! آیا جنس حسن روحانی و ابراهیم رئیسی آنقدرمتفاوت هستند که یکی را به آقای خوب و یکی را به آقای بد تقسیم کنیم و همین طور هر چهارسال در این خیمه شب بازی مبتذل شرکت کنیم و عمل خود را حفاظت از حرمت صندوق رای و انتخابات، تعبیر و تفسیر نماییم؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - رضا کاویانی