دنیز ایشچی

دموکراسی یا جمهوریت و یا دیگر چی؟

دوباره نظری بر ایران بیاندازیم. آیا می توان حاکمیت ولایت فقیه در ایران را به نوعی دیکتاتوری اتوکراتیک تک نفره مقایسه کرد؟ یا اینکه مرکز اصلی قدرت در ایران دست الیگارشی دست چین شده ای از سرداران سپاه، روحانیون و بازاریان دست چین شده می باشد که ولی فقیه هم بعنوان عضوی از این مجموعه و ایدئولوق و سمبل آن عمل می کند.

نظری کوتاه بر بازتاب های تحریمات اقتصادی

از این نظر است که شاید بتوان گفت بحران امنیتی در خلیج فارس و یا هر نوع ممانعت از صدور نفت ایران بیشتری فشارها را به دولت ایران می تواند وارد کند. دیگر انواع تحدید ها و تحریم های اقتصادی بیشترین فشارهای خود را می تواند به مردم عادی منتقل نماید. این در شرایطی می باشد که الیگارشی اقتصادی، سیاسی امنیتی سپاه، آقازاده ها و اطرافیان ولایت فقیه همچنان کلیدهای اصلی اقتصادی کشور را در دست های خویش گرفته و در راه بسط و کنترل منافع خویش، اعمال دیکتاتوری و خفقان اتوکراتیک اسلامی و ماورای قوانین داخلی و بین المللی عمل می نمایند.

آیا تاریخ در ایران تکرار می گردد

یکی از خطرات جدی که الان جنبش مردمی را در شرایطی که از نظر روانشناسی سیاسی اجتماعی به این میزان از قدرت و باورمندی رسانده است که می داند می تواند نظام جمهوری اسلامی ایران را به تاریخ بسپارد، تهدید می کند، ربوده شدن این جنبش برای چندمین بار در طول تاریخ توسط همان کسانی می باشد که کودتای رضاخان را پیاده کرده، کودتا بر علیه حکومت ملی مصدق را سازمان داده و حاکمیت آقای خمینی را بر جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک مردمی سوار کردند. گرگ هائی که در لباس میش وارد صحنه می شوند و تظاهر به دفاع از ازادی و حقوق بشر در ایران می نمایند.

قهقرای اخلاقی نئولیبرالیسم

این اشتباه را نکنیم که این فاجعه فقط در اروپا و آمریکا و در وجود آقایان دونالد ترامپ ها و بوریس جانسون ها و مشابه آنها خلاصه می شود. همپیالگان وطنی این حضرات در کشور خودمان نه فقط آماده اند در همدستی با این حضرات بر پایه های مقدسات وطنی بدترین رفتارهای غیر انسانی را نسبت به مخالفین خویش به عمل بیاورند، شدید ترین تبعیض ها را به گروه بندی های اجتماعی غیر خودی اعمال بکنند، بلکه خود را برای بر سر قدرت نشستن به پشتوانه دونالد ترامپ ها آماده می کنند.

کنفرانس های موازی جی هفت، و شانگهای هشت

نظم سابق به هم می ریزد. نظم نوینی بر افراشته می شود. دیگر آمریکا قدرت یکه تازی اقتصادی نظامی خود را از دست می دهد، اما این امر موجب این نشده است تا بدون مقابله و تنش آفرینی و جنگ افروزی عقب نشینی کرده و کنار بکشد. در شرایطی که شکاف میان کشورهای صنعتی غربی، ژاپن و کره جنوبی و دیگر کشورهای اردوگاه غرب بیشتر می شود، اتحاد و اتفاق میان کشورهای عضو پیمان های "بریکس" و "شانگهای هشت" و پیمان های مشابه بیشتر می شود.

کارد و پنیر دیدار "کیم جونگ اون" و "دونالد ترامپ"

این موضع گیری نه فقط نهادهای سیاسی اقتصادی امنیتی حاکم بر آمریکا اعم از جمهوریخواهان و بخش های قابل توجهی از دموکرات ها را ناراحت کرده است، بلکه به انسجام آنها جهت تقابل با سیاست های وی سوق می دهند، بلکه خبرنگاران و نمایندگان رسانه های مسموم غربی با دیدگاهی منفی، مسموم و بدبینانه، این توافق ها را ضد آمریکائی ارزیابی می کردند.

ارقام سخن می‌گویند

اینجا ما فقط از یکسری آمار اقتصادی و اجتماعی صحبت میکنیم. این آمار نه تنها در مقیاس اقتصادی آمار دیگری مانند، نرخ رشد دستمزدها، تراز واردات و صادرات و آمار مشابه را در بطن خود ندارد، بلکه صحبتی از شاخصه ها و نوسانات بازارهای سهام، اوراق قرضه های دولتی و غیر دولتی، نوسانات بازارهای کالایی از قبیل نفت، طلا و کالاهای معدنی و غیره نیز صحبتی به زبان نمی آورد.

ایران و بحران های در پیش

اگر نئولیبرالیسم جهانی بی بی سی، صدای آمریکا و رسانه های غیر دولتی سرمایه داری کلان را دارد که همگی روایت سیاسی واحدی را تبلیغ می کنند، ما از چه طریقی قادر خواهیم بود نه تنها در وسیع ترین مقیاس صدای خود را بگوش مردم برسانیم، بلکه فعالترین میزان نقش را در سازماندهی حرکات و اعتراضات دموکراتیک و مردمی ایفا نمائیم. اگر چنین نقشی را یکصد سال پیش "پراودا" در روسیه با دست به دست گشتن ایفا می کرد، در دنیای دیجیتال و اینترنتی امروز کدامین واسطه های رسانه ای و ارتباطی چنین نقشی را می توانند ایفا نمایند؟

روایتی نوین از نئولیبرالیسم

با کم رنگ کردن نقش دولت های غربی و بخصوص آمریکا و انگلیس در همین فجایع دهه های اخیر خاورمیانه و همطراز نشان دادن این نقش در کشتارهای و آوارگی های میلیونی مردم کشورهای جنگ زده ، دولت ها و قدرتمداران این کشورها را نمایندگان مهد آزادی و دموکراسی و سعادت بشریت نامیده، نه تنها خلط مبحث می نمایند، بلکه با چرخاندن واقعیتها جریان به نحوی وارونه جلوه داده می شود و گرگ ها را در لباس میش وارد صحنه می نمایند.

خلأ حضور چپ و خطر عروج فاشیسم

فاشیسم نقطه مقابل انسانیت، عشق به زندگی، احترام به دیگری و زندگی برابر در هارمونی با همدیگر و با طبیعت می باشد. فاشیسم ضد اومانیسم بوده و دارای خصلتی خشن، درنده و حیوانی می باشد. فاشیسم خود را در قتل عام و کشتار زندانیان سیاسی و عقدیتی در جمهوری اسلامی ایران، در قتل عام و کشتار نزدیک به نیم میلیون مردم عراق و به میزان بیشتر ی از مردم سوریه نمایش می دهد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - دنیز ایشچی