نصرت شاد

یک زن ادیب ساهپوست - جایزه نوبل برای ادبیات سیاه

تونی موریسن در رمانهایش به شرح و تفسیر و نمایش زندگی سیاهان می پردازد. درنظر او هویت سیاهان آمریکایی شامل – ارثیه آفریقایی فرهنگ آنان، دوره برده داری، مبارزه برای آزادی وتساوی حقوق، می باشد

ازسوسیالیسم اخلاقی- تا صهیونیسم غیرسیاسی

بخش مهمی ازفیلسوفان یهودی غرب ازجمله هواداران وبنیادگذاران جریان فلسفی نئوکانتیسم بودند. این رشته فلسفی در آغازقرن بیست درآلمان، یکی ازرشته فلسفه های تعیین کننده بود. نئوکانتیست ها فکرمی کردند با کمک نظرات کانت می توانند دیواری درمقابل ماتریالیسم وپوزیویتیسم بسازند وازآن طریق اززیر سئوال بردن فلسفه غرب جلوگیری کنند

از زنان ناسازگار تا زنان آشتی ناپذیر - کلارا ستکین، فیمنیستی سوسیالیست

هیچکس تاکنون مانند کلارا ستکین درجنبش فمنیستی ودرتاریخ مبارزات اجتماعی این چنین موردبحث ومشاجره موافق ومخالف قرارنگرفته است. ویلهلم دوم، امپراتورآلمان، آنزمان اوراخطرناکترین زن جادویی آلمان نامید. آراگون، شاعر آوانگاردفرانسوی، کلارا ستکین را زن مدرن زمان حال ومساوی بامرد بشمارمی آورد

فیلسوف، میان الهیات و رنسانس

اودرطول زندگی کوتاه خودازطریق معلمانش باافکارعربی، عبری، یهودی ابن رشدی وارسطوگرایی آشناشد. پیکو نه تنها یکی ازنمایندگان افلاتون گرایی فلورانسی بلکه فیلسوف آغازدوره رنسانس نیزبود. اومی گفت که براساس آزادی اراده، هیچ محدودیتی برای انسان وجودندارد، چون همه چیزدردسترس واختیاراواست، اوآزاد است که حیوان شود یا موجودی آسمانی

انسانشناسی فلسفی بورژوازی آرنولد گلن و آنتروپولوژی فلسفی

گلن توصیه می کند که انسان باید با کمک نظم و انظباط به خودسازی بپردازد. وی به تقلید ازفرهنگ دولت پروس می گفت برای حاکمیت به دیگران ابتدا باید بر خود مسلط بود. او همچون فرهنگ حاکم زمانش خواهان نجات صفات مردانه درمقابل خصوصیات ابدی زنانه بود

کیرکگارد، فیلسوف یا خداشناس؟

در نظر او انسان سنتزی است از جسم و روح که در زندگی مسیحی، او بالاترین ایده الها را دارد، ولی دین اجازه ندارد به دگم و جزم تبدیل شود. وی می گفت که عقیده نه یک احساس مستقیم و نه یک حقیقت جزمی ونه یک دستور اخلاقی بلکه مقوله ای ورای اخلاق است

اگزیستنسیالیسم، از الهیات تا هنرگرایی

افکارهایدگر تحت تاثیر فلسفه هستی گرایی ارسطو، ترکیبی از عناصرارسطویی و ارزشهای نیچه ای هستند. او بر اثر شوک ناشی از مطالعه بعضی از آثار نیچه و کیرکگارد، از دین فاصله گرفت و بعنوان یک خداشناس مرتد سراغ فلسفه رفت

دولت هگلی، سایه خدا و جشن پرولتاریا

ازطرف دیگرهگل اهمیتی به سعادت شخصی نمی داد. اومی گفت که زندگی برای سعادت نیست بلکه برای خلاقیت است و تاریخ جهان هیچ گاه سرزمین سعادت نبوده ونخواهدبود. وی به تحقیرکسانی پرداخت که درجستجوی سعادت شخصی بودند. درنظراو هدف زندگی وجامعه، سعادت افراد نیست چون روح جهان مخالف هم دردی است و برای سعادت و بیچاره گی فردی ارزشی قائل نیست

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - نصرت شاد