آرام بختیاری

دلیل رمانتیسم،- نوستالژی یا شوق دیدار بود

شوق یا رنج دیدار با: وطن، معشوق، اوتوپی، طبیعت، ابدیت، مرگ، عرفان

نوالیس، شاعر و نظریه پرداز آنزمان رمانتیسم آلمانی، می گفت باید وارد ضمیر ناخودآگاه انسان شد و آنرا با ضمیر خودآگاه وی متحد کرد، باید وارد روان-طبیعت، دین-هنر، علم- شعر، و زندگی- مرگ، درون انسانها شد. جهان را باید رمانتیک نمود، جهان محصور را باید لامتناهی نمود. عالم نامتناهی یکی از واژههای مهم مورد نظر رمانتیک ها بود. او می گفت باید از مرزهای محدود زمان و مکان عبور کرد و به عالم نامتناعی روان، حهان، و طبیعت رفت.

زنان و کارگران، انسان های نوین آثار آراگون

لویز آراگون، میان سوررئالیسم فرانسوی و کمونیسم روسی

دالی می گفت هنر باید برای دل و احساس باشد. آراگون میگفت هنر و ادبیات باید در خدمت انقلاب کارگری و سوسیالیستی باشد. به نظر او سوررئالیست ها باید از ایده آلیسم سوررئالیستی فاصله بگیرند و ماتریالیسم دیالکتیکی را بعنوان فلسفه مارکسیستی قبول کنند.

پیشگام ادبیات اروتیک فمنیستی،- خانم آنائیس نین

اشاره به یاد داشت های روزانه اروتیک خانم نین

ادبیات اروتیک آینه انعکاس استتیک و زیبایی، نیروی لذت و نزدیکی جسمی میان دو انسان است، یعنی رابطه عشقی جنسی زنان و مردان بشکل ژانری ادبی هنری، یعنی نیم قرن است که با علنی شدن، موضوعی اجتماعی سیاسی و فرهنگی شده. یادداشت های روزانه آنائیس نین تاثیر مهمی روی خوانندگان غربی گذاشت و باعث شد تا زنان نیز افکار و احساسات درونی خود را با علاقمندان مطرح کنند.

یادی از دو روانشناس اجتماعی چپگرا

فرانکل می گفت "معنی" در زندگی یعنی داشتن یک وظیفه مشخص که انجام آن فرد بیمار را ارضا کند و به او در زندگی جهت دهد، چون یکی از خصوصیات آدم بیمار، مشغولیت مدام با خود است. به این دلیل در درمان وی باید کوشید تا او را به کارها و وظایفی سرگرم نمود تا بیمار از خود صرفنظر کند و توجه خود را به بیرون از خود هدایت و مشغول کند. فرانکل آنرا کوششی برای "تعادل خود" می نامد.

ادبیات و هنر اروتیک، زیبایی استتیک است، و نه ابتذال پورنو.

تا پایان قرن ۱۹ میلادی غالب خالقین آثاراروتیک، گمنام و ناشناخته و یا با نام مستعار فعال بوده اند. مفهوم و مقوله اروتیک در فلسفه غرب در چهارچوب "فلسفه زندگی" بررسی میشود، و خدای اسطوره ای آن "اروس" است. افلاتون آنرا نوعی نیاز، عشق، جبر، و فشار برای شناخت فلسفی تعریف میکند، گرچه عوام آرکائیک آنزا قانون و اصلی اسطوره ای برای تولید نسل و خلاقیت میدانستند. گرچه در عصر جدید ادبیات اروتیک میان آثار پورنو و حوزه روانی عشق قرار داده میشود، اغلب ولی تاکید و تمرکز روی ادبیات عاشقانه و رمانتیک است.

جوانمرگی ادیب و فیلسوف،- والتر بنیامین در حین فرار

خودکشی روشنفکر حین فرار از اسارت فاشیسم

شاهکار بنیامین کتاب ۱۴۰۰ صفحه ای " پاساز معبد کالاها" است، اثری درباره تاریخ فرهنگ و فلسفه تاریخ. این کتاب به بررسی آغاز مدرنیته در غرب می پردازد که شناخت بخشی از زمان نویسنده نیز است. این اثر کلید واقعیات اجتماعی قرن ۱۹ و جنبه های تاریخی آغاز قرن ۲۰ است. در آنجا بنیامین با کمک نظریه مارکسیسم، ساختار و جریان کالا را در نظام سرمایه داری نشان می دهد. در آنجا می توان فرق بین نظریات پیشین و نظریه بنیامین را دید.

یک قرن شعار "ادبیات سلاح است"

هانس مگنوس- انسنبرگر، نویسنده ایست پویا که در نیمه دوم قرن 20 مواضع گوناگونی داشته، از جمله، عشق به سوسیالیسم، کراهت از آلمان امریکازده، همدردی با جهان سوم، امیدواری به انقلاب چپگرایان، نوستالژی اتوپی های هومانیستی، خوشبینی به خرده بورژوازی معترض و شورشگر، و غیره. در نظر او سیاست اجتماعی و فرهنگ، یک وحدت غیرقابل حل را تشکیل میدهند. انسنبرگر سالها از طریق یگ مجله ادبی فرهنگی روی روشنفکران چپ که دنبال طرح مسائل اجتماعی بودند تاثیر گذاشت.

اریش فروم- نقد عامیانه سرمایه داری یک متفکر التقاطی

اریش فروم- میان مارکس، موسی، بودا، و فروید

روانشناسی اجتماعی اریش فروم روی دو ستون مارکسیسم و روان پژوهی فروید بنا شده که مکمل همدیگر هستند. او تا سن 35 سالگی زیر تاثیر این دو اندیشمند بود ولی بعد منتقد آنان گردید. هومانیسم رادیکال اریش فروم شبیه هومانیسم آلبرت شوایتزر، برتراند راسل و ارنست بلوخ است که موجب نزدیکی اینها به همدیگر شد.

واندالیسم،- یعنی تخریب آثار فرهنگی و تمدنی دیگران

بعضی از مفسران واندالیسم، تخریب و نابودی فرهنگ را جزا و پاداشی آسمانی معرفی نموده اند. ماکیاولی آنرا ضرورت پریود و سیکل فرهنگی و تاریخی می دانست، هگل آنرا از جنبه های ضروری برای ترقی و پیشرفت بشر و جامعه بشمار می آورد. نیچه آنرا لازمه "اراده به قدرت رسیدن" بشمار می آورد، فروید آنرا در غریزه انسانی می جست. بورکهارد آنرا دلیلی می دانست تا ارزش آثار بجا مانده افزایش یابد.

ضد کمونیست ها هم روزی فراموش می شوند

فلسفه لیبرال قرن بیست، چپ ستیز، متفرق

نئومارکسیست های نیمه دوم قرن 20 عبارت بودند از آدرنو، مارکوزه، هورکهایمر، هابرماس، اریش فروم، و سایر اعضای مکتب فرانکفورت. این گروه خالق مکتب تئوری انتقادی بودند که به نقد جامعه رفاه و فرهنگ مصرف عمومی مخصوصا فرهنگ رسانه ای زمان خود و افشای فاشیسم جنگ افروز پرداختند و نقش مهمی در فلسفه نیمه دوم قرن گذشته داشتند و موجب شدند که سیاست یکبار دیگر مورد علاقه مردم قرارگیرد. از طریق این جریان، توتالیتاریسم و ایدئولوژی های اتوریته راست و چپ عمیقا مورد نقد قرار گیرند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آرام بختیاری