آرام بختیاری

انقلاب فرهنگی،- میان خلقی و ابتذال

انقلاب فرهنگی باید: در راه آزادی زنان و برابری آنها، آزادی خلقها و اقوام دیگر ساکن کشور، غلبه بر اختلاف طبقات و اقشار، کمک به شکوفایی شخصیت انسانی افراد، تشویق و طرح ایده آلهای استتیک و زیبا شناسی زحمتکشان و کوشش برای عملی نمودن آنان، کوشش نماید. در انقلاب فرهنگی باید با ایده آل های آنارشیستی و خرده بورژوایی و فردگرایانه مبارزه کرد. لنین میگفت: برای عبور از کاپیتالیسم به سوسیالیسم باید با فرهنگ زمین داران کلان، بوروکراتیسم دولتی، خرافات آیات عظام، و فرهنگ مردسالار مبارزه نمود، چون فرهنگ انقلابی و خلقی از آسمان نازل نمیشود، بلکه وظیفه ای تاریخی و جهانی است. جنبه های مثبت ارثیه فرهنگی گذشته باید وارد فرهنگ نوین خلقی گردند.

آنارشیسم، محصول و مدافع اقتصاد مانوفاکتوری و کارگاهی است

آنارشیسم واژه ایست یونانی که خود را ایدئولوژی و جنبشی: ضد دولت، ضد خدا، و ضد فرهنگ مردسالاری تعریف نموده. مارکسیست ها ولی آن را جریانی: ضد اربابی، ضد قانون، ضد نظم، بدون برنامه، و هرج و مرج طلب میدانند. آن جریانی است شبه انقلابی اتوپیستی خرده بورژوایی. اندیشه آنارشیسم میان سالهای ۱۹۱۰- ۱۸۵۰میلادی، مخصوصا در کشورهای رومی زبان مانند: فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، و سوئیس فعال بود. آن بعنوان نوع خاص فرم ایدئولوژی بورژوایی در مخالفت با سوسیالیسم علمی است. آنارشیسم خلاف سوسیالیسم علمی هرگونه سازماندهی مانند: حزب، دولت، و مبارزه طبقاتی سازماندهی شده را رد میکند و خواهان آزادی مطلق فردی است. ۱۹۱۰ ۱۸۵۰

فاشیسم، ترور ابزار ایجاد وحشت و انفعال است

نازیسم جنبشی سیاسی ایدئولوژیک بود که بشکل تک حربی و نظامی سازماندهی شده بود و رهبر دماگوگ آن مردم را با کمک دروغ و اشاعه تنفر فریب میداد، جزم گرا بود و به تحقیر اقلیت ها و سرکوب اپوزیسیون میپرداخت و در مقابل دگراندیشان بی گذشت و غیر تولرانس بود. از طریق پروپاگاندای ضد انسانی علیه اقشار ضعیف، زمینه مناسب برای قتل و ترور را آماده می نمود. در فاشیسم همیشه ترور ابزاریست برای ایجاد وحشت و منفعل نمودن مبارزان تا کسی نتواند سر عناد داشته باشد.

سه میهن،- وطن اجدادی، میهن سوسیالیستی، وطن تبعیدی

چپ ها و لیبرال ها تاکید میکنند که وطن پرستی مخالف شونیسم و ناسیونالیسم است و برای درک و تکمیل و مقایسه آن، باید به مفاهیم و مکاتب دیگر مانند: ناسیونالیسم، انترناسیونالیسم، شونیسم، و ملت نیز توجه نمود. از نظر روانی برای احساس در خانه بودن، و احساس بیگانگی ننمودن، محیط فرهنگی اجتماعی برای هر انسانی مهم است. شخصیت انسان در سازش و وحدت جغرافیایی و محیط فرهنگی اجتماعی طبیعی بنام وطن شکل میگیرد.نسانها در تمام دورهها حامل و ناقل واقعی احساس میهن پرستی بوده اند و علاقه ای عمیق به سرنوشت وطن و سرزمین پدری خود و مردم داشته اند. میهن پرستی دارای محتوای اجتماعی مختلف است و شامل: فرهنگ جامعه طبقاتی، و خصوصیات طبقاتی است. آن اندیشه و آموزشی است پیرامون اینکه سیاستمداران و شهروندان باید رفاه و سعادت هم میهنان خود را مد نظر داشته باشند.

فلسفه نو افلاتونی،- محصول زوال برده داری بود

درفلسفه نو افلاتونی (۶-۳) میلادی، سه ایرانی به نامهای پورفیروز، فارابی، و ابن سینا، در پیش از و بعد از هجوم اسلام به شمال افریقا فعال بودند. پور فیروز اهل سوریه بود که در سال ۳۰۴ میلادی درگذشت، فارابی و ابن سینا، ۲ متفکر ایرانی، در سده های میانه میزیستند. جریان فکری نوافلاتونی در خاورمیانه و در جنوب اروپا بی تاثیر از کوششهای این سه ایرانی نبود. فلسفه نو افلاتونی از نظر ماهیت اجتماعی، ایدئولوژی و محصول نظام در حال زوال برده داری عهد باستان بود. سوسیالیست ها آن را جریانی عرفانی ایده آلیستی در پایان عهد باستان و متکی به نظرات افلاتون(۳۴۸-۴۲۸)پیش از اسلام، میدانند. آن در فرهنگ هلنیستی مخلوطی از ایدههای افلاتون و ذهنیات و تصورات مسیحیت شرقی و عرفان خاورمیانه ای بود

تشکیل ۹ مکتب فلسفی براساس نظرات کانت در غرب وحشی

دو جریان مهم فلسفه نوکانتی ایسم در آلمان: مکتب شهر ماربورگ، و مکتب شهر بادن بودند. از جمله فیلسوفان مکتب ماربورگ: ناتروپ، کوهن، کاسیرر، و هارتمن بودند. از جمله فیلسوفان مکتب بادن: ویندلباند، و ریکرت بودند. در مکتب بادن سعی شد متد و روش انتقادی کانت که بشکل استقرایی و متکی به ریاضیات و فیزیک بود و در علوم تجربی مورد استفاده قرار گرفته بود به علوم اجتماعی-انسانی نیز بسط داده شود. آن خود سرانجام منجر به فلسفه نوکانتی فرهنگ و ارزش گردید.

رویزیونیسم و اپورتونیسم،- نقدی اخلاقی یا سیاسی طبقاتی؟

اپورتونیست کسی است که ایده آلها را قربانی منافع و علائق شخصی نماید و اصول را به قیمت موفقیت های لحظه ای زمان حال بفروشد و برای حفظ منافع شخصی، خود را با شرایط و فرصت ها تطبیق دهد. او آدمی است فصلی و لحظه ای و دم الوقت که بجای وضعیت فردا و دیروز، به امروز می اندیشد. لنین میگفت: اپورتونیسم سوسیالیستی گاهی حتی لباس مارکسیستی می پوشد تا شناخته نشود. اپورتونیسم یعنی نفوذ در جنبش مردمی در حوزه ملی، رویزیونیسم یعنی نفوذ در جنبش خلقی در حوزه بین المللی. انگلس میگفت: اپورتونیسم در جنبش کارگری بخاطر فروش اصول در مقابل پست و مقام رهبری و حقوق بالا به بورژوازی است

مشکل زبان در تعریف "ملت و خلق"، ملت شامل خلق هاست، یا برعکس؟

ملت به زبان لاتین در غرب قرن ها است که وجود دارد. افراد آن دارای زندگی مشترک با آگاهی به گذشته فرهنگی، سیاسی و دارای اراده برای تشکیل دولت بودند. ملت ترکیب و اتحادی است از فاکتورهای اتنیکی فرهنگی و اجتماعی. ملت ها بشکل تاریخی بوجود آمده اند. لنین میگفت: ملت محصول عصر بورژوازی است و نیاز به یک زبان مشترک و بازار داخلی مشترک برای اقتصاد ملی خود دارد.

راسیسم و نژادگرایی محکوم است.

راسیسم واژه ایست فرانسوی-ایتالیایی که ریشه عربی (راس) دارد. آن متحد امپریالیسم، فاشیسم، و ارتجاع ضد انسانیست. راسیسم تضادهای طبقاتی و استثمار را از طریق نقل غیرمجاز مفاهیم انسان شناسی و آنتروپولوگی، در جامعه توجیه میکند، و کوششی است برای ایجاد یک سیستم و جهان بینی بیولوژیک. این مقوله در قرن ۱۸ میلادی در فرانسه و آلمان اشاعه یافت.

خرافات، از عهد عتیق تا ولایت فقیه

از جمله نشانه های عقاید خرافاتی باور به نبروها و تاثیراتی است که با تجربیات معمولی انسان و قوانین شناخته شده طبیعت همخوانی ندارند. خرافات قبوله های متضاد و متناقض ماوراء الطبیعی واقعیات و جریانات طبیعی، و معلول دلایل آسمانی هپروتی مرموز و ناشناخته هستند. خرافات ضد دین نیستند بلکه ضد تئوری و ضد شناخت هستند، عقیده نیستند بلکه شناختی وارونه، منحرف و گمراه هستند.

دین، از تونل وحشت، تا راهرو مرگ

دین همیشه در مقابل علم و شناخت علمی قرار داشته و مانند خرافات از یک منبع تغذیه میکند و خویشاوند ماهیتی ان است. دین در جامعه طبقاتی از طریق حاکمان و روحانیون عظام بشکل نظری و سازمانی احساسات و اهداف انقلابی توده ها را فلج میکند. دین زمینه و منبع تغذیه خود را از طریق تحقیر و جهالت توده ای در جامعه طبقاتی تدارک می بیند. چپ ها مدعی هستند که در جوامع سوسیالیستی آینده از طریق ماتریالیسم دیالکتیکی-تاریخی، و جهانبینی علمی طبقه کارگر، دین به تدریج از بین خواهد رفت. وجود حاکمان استثمارگر، سختی های طبیعی و مشکلات اجتماعی از جمله دلایل تشکیل و رشد عقاید دینی بوده. توضیح پدیده دین در تمام ادوار تاریخ فرهنگ بشری مهمترین متفکران را بخود مشغول نمود. در یونان باستان ماتریالیست هایی مانند دموکریت، اپیکور، و لوکرس به نقد دین و اسطوره و خرافات پرداختند.

نوستالژی انقلاب در عصر انقلاب هراسی

گاهی بنام انقلاب همچون دین جنایت میشود، آنطور که در انقلاب فرانسه امثال روبسپیر و گیوتین دست به جنایت زدند. چون انقلاب منحرف میتواند موجب تخریب و ترور و هرج و مرج گردد، در بعضی از جوامع، خستگی از انقلاب بوجود آمده. در اینگونه جوامع طرح انقلاب شکوهمند به شعاری تنزل یافته و قدرت طلبانه تبدیل میشود. هر انقلابی حرفه ای که در آغاز در وصف بوی باروت و زیبایی گل لاله و رنگ خونین شفق سرخ شعر سرود یا شعار داد، ممکن است الزاما یک چهره ایده آل انسان نوین و ناجی نباشد.

هومانیسم،- انساندوستی،انسانگرایی،انسان محوری.

بخشی از لیبرالها هومانیسم را جنبشی فرهنگی ادبی هنری زبانی تعریف میکنند که هدفش اشاعه ادبیات،زبان، علوم کلاسیک، زبانهای باستان یونان و روم است، و نه حرکتی انسانی انقلابی طبقاتی. هومانیسم از آغاز قرن ۱۹میلادی بشکل آموزش و تربیت انسانها تبلیغ میشد. هدف اینگونه هومانیسم عملی نمودن ایده آلهای ادبی فرهنگی فلسفی دوران باستان، مخصوصا فرهنگ یونانی رومی بود. تخریب قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی باعث شد که اندشمندان بیزانسی آثار فرهنگی یونانی مخصوصا ادبیات را به اروپای جنوبی بیاورند و موجب رونق افکار هومانیستی شوند. در مرکز تفکر هومانیستی غیر از خود انسان، تحقیق و تحصیل تاریخ و زبان های باستان قرار داشت. از قرن ۱۶ میلادی نمایندگان این جنبش را با القابی مانند فیلسوف، شاعر، پزشک، دانشمند، و سیاستمدار نیز مزین نمودند. در هومانیسم رنسانسی قرون ۱۶- ۱۴ میلادی غیر از شناخت حقیقت، خوشبینی و امید در مقابل تاریکی سده های میانه مهم بود.

عرفان،- رمانتیسم مذهبی و ایده آلیسم فلسفی است

سوسیالیست ها مدعی هستند که مقوله عرفان پدیده ای شدیدا متناقض، با اصولی ایدەآلیستی، خردگریز، ذهنی، غیرعلمی، مذهبی، و ایده آلیستی است. جهانبینی عرفان در تضاد با انسان و جهان، گاهی تهوع آور، و علیه حرمت و حیثیت انسان است. جنبه پانتەایستی عرفان تاثیر مهمی روی دین و الهیات گذاشت. بعد از اصلاحات پروتستانی توسط مارتین لوتر، عرفان از طریق خداشناسانی مانند فرانک، وایگل، و بوهمه در آلمان رشد کرد که بعدا روی عرفان رمانتیک اندیشمندانی مانند بادر و شلگل اثر گذاشت. در فلسفه بورژوازی زمان حال، و در رمانتیک آلمانی قرون پیش، تمایلات عرفانی اجتماعی ولی ارتجاعی توسط فیلسوفانی مانند یاسپار در کتاب " قابل دسترسی ها"، هایدگر در کتاب "به هستی اندیشیدن"، بلوخ در کتاب "اصل امید"، و اشپرانگر در کتاب "تقوای جهانی" مطرح شده است.

ایدئولوژی چیست،- خلقی یا بورژوایی؟

در جامعه طبقاتی، ایدئولوژی مجموعه نظرات و جهانبینی های اجتماعی یک طبقه خاص است که شرایط تاریخی، اجتماعی و منافع آنرا بیان می کند. سوسیالیست ها مدعی هستند که ایدئولوژی طبقه کارگر تنها ایدئولوژی است که برای تشکیل سوسیالیسم و کمونیسم کوشش می کند و پیام تاریخی طبقه کارگر برای آزادی کل جامعه است. ایدئولوژی، سیستم ایدهها، نظرات، شناخت ها، و اهداف استراتژیک سیاسی، فلسفی، دینی، هنری، و غیره در جامعه است که از طزیق زیربنای مادی تعیین می شود و این زیربنا را منعکس می کند.

تئوری شناخت، و نظر ۲ گروه از متفکران - شناخت در خدمت انسان، جهان، و اهداف تاریخ

تئوری شناخت کمونیستی بخشی از نظام کلی فلسفه مارکسیستی/لنینیستی است که با جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیکی وحدت دارد. دیالکتیک مارکسیستی شامل تئوری شناخت نیز است که وحدتی جدایی ناپذیر با دیالکتیک دارد. وحدت ماتریالیسم با دیالکتیک و با شناخت قوانین تحولات جامعه، به مارکس و انگلس امکان دادند تا نظریه شناخت ماتریالیستی را ارتقاء دهند و به نقد نظریه شناخت ایده آلیستی بپردازند.

شکاکی نتیجه نیهیلیسم و خستگی فرهنگی است. شکاکی، سیستمی فلسفی انتقادی است؟

شکاکی یا" اسکپتیک" واژه ایست لاتین یونانی، و اصلی روشی متدیک، جریانی آگنوستیکی لاادری است که مهمترین خصوصیت اش اینست که، شک را عمده ترین اصل تئوری شناخت میداند. ریشه و دلیل شکاکی ممکن است فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، غریزی و یا طبقاتی باشد.

روانشناس در فرهنگ سکولار

ژان پیاژه،- تئوریسین روانشناسی کودک

از نظر تئوری شناخت، پیاژه ار سال ١٩٤٠ یکی از متفکرین ساختارگرایی است و می گفت تعادل مهمترین صفت و خواسته یک ساختار است. تفکر کوششی است برای ایجاد رابطه و نسبت. کودکان در طول چند سال دوران طفولیت تمام مراحل فکری و فرهنگی انسان اولیه را در جامعه از سر می گذرانند. به این دلیل روشها و نظریه های پیاژه براساس همسویی و موازی نمودن رشد فردی کودک با تاریخ سیر اندیشه بشر است.

ایریس مردوخ و دو اعتراف شبه فمنیستی

خانم مردوخ،- رمان نویس فیلسوف، فیلسوف رمان نویس

گرچه رمانهای ایریس مردوخ بطور مستقیم فلسفی نیستند ولی دارای عمق فکری، هیجان، و خیالپردازی خاصی میباشند. از جمله موضوعات آثار او، عشق، گناه، مکافات، توطئه، تقوا، حقیقت، جنون، هنر، ادبیات، زندگی، تابوشکنی در عشق، قدرت و سلطه هستند.

نوابغ ادبی غرب،- عنوانی علمی یا متافیزیکی

نوابغ ادبی در میان مشاهیر ادبی غرب

شکسپیر و دانته جزو نوابغ استتیک هستند. زردشت، بودا، عیسی، و محمد، جزو نوابغ مذهبی بودند. کنفسیوس و سقراط جزو نوابغ سکولار اخلاقگرا بودند. امرسن را از جمله متفکران امریکای شمالی بشمار می آورند.. او میگفت شاعر امریکا، وایتمن است، رمان نویس امریکا، هنری جیمس است. گروهی هم مدعی هستند که فراز و صعود شکسپیر به قله مشهوریت ادبی، محصول دوران استعمار گرایی و کلنیالیسم بریتانیا در جهان است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آرام بختیاری