رویا صحرایی

کەژال *

سکوتی مرگبار همه جا را فرا می گیرد. سکوت مطلق است یا ناتوانی گوش؟ هرچه هست هیچ چیز شنیده نمی شود. تلاش می کند چشمان سنگین خود را باز کند. در میان دود و خاکستر غلیظی که همه جا را پوشانده است تنها خود را می بیند که در وسط جاده افتاده است و اسبی که بی زین و بی سوار در جاده به سمت شهر می تازد.

اشتراک در RSS - رویا صحرایی