علیرضا جباری (آذرنگ)

در پیشباز روز

به راه بین تو مرا، دَردِ دِل ز یاد بِبر! غبارِ شب زِ دل از شوق بامداد بِبر!

دگرسخن به تو اَم، رهرو سحر، این است. که رهروان سَحَر را شگفت آیین است:

جز اتحاد و بجز همدِلی نباشد راه. چه نیک ترکه شوید همسفر به راهِ پَگاه.

بخش: 

اتحاد

به همت اگر دست بالا زنی،
با یاران اگر دست بر هم دهی،
توانی که شب را به روز آوری،
کج اندیشی و کینه را بر دَری.
جز این ره نباشد فرا روی تو،
که یاران بمانند همسوی تو.
بِنِه خودسری، مردمی پیشه کن!
به فردای بهتر تو اندیشه کن.

بخش: 

جاودان یادش باد!

برای رفیق زنده یاد: فرامرز کیان ور

کس ندانست چرا نیکان باید بر چوبه ی دار،
و پلیدان غرق عیش و طرب در کاخ دُرّ و جواهر باشند.
یار ما در همه عمر،
در شمار نیک ترینان بود؛
وسراسر عمر پربارش را در غم یاران و رفیقان سر بردار
یا فرومانده به چنگال انیران سر کرد.

بخش: 

آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

درطول 51 سال فعالیت کانون نویسندگان ایران با ما چه رفته است؟ آیا زمانی نیز برما خواهد گذشت که بدون دغدغه ی تفتیش عقاید در جهت بهروزی مردم میهنمان قلم زنیم و گام بر داریم؟ آیا پایان و جبرانی برای آنچه از اعدام و سر به نیست کردن و زندان و تبعید و... که تا کنون بر ما روا داشته اند، و در سراسر تاریخ 51 ساله ی گذشته، صرف نظر از دوران فترت کوتاه در فعالیت کانون، نیز چنین بوده است، در کار خواهد بود؟

به کجا می رویم؟

تأمین کردن عدالت اجتماعی در هر جامعه و به کوشش همه ی اعضای آن، سرانجام، دیر یا زود، به تأمین عدالت اجتماعی جهانی می انجامد؛ اما نفوذ متقابل نولیبرالیسم نوامپریالیستی را نیز نباید از نظر دور داشت؛ زیرا این نیروی نمایانگر سلطه ی جهانی می کوشد منافع خود را از راه تجاوز به کشورهای دیگر، برقرارکردن رابطه ی بازرگانی ناعادلانه با آنها و دست اندازی به منافع و حقوق حقه ی آنها تأمین کند

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علیرضا جباری (آذرنگ)