فرج سرکوهی

احمدزاده و حکایتی که آن شب گفت تا مکتوب شود

«شبا گریه کُنوم، روزا بخندُوم/که تا دشمن ندونه سرِ دردُم»

و این حکایت که احمدزاده گفت و من این جا مکتوب می کنم تا ابدآلاباد بر سینه تاریخ ها بماند. ...آن شب جمله بافته شده از کلمات از کتاب درآمده بود. «جسم» شده بود. در قامت میهمان در خانه ما در تهران رو به روی من و فریده نشسته بود و بی آن که بپرسیم و بخواهیم از جهنمی می گفت که در زندان، به فرمان مستقیم امام راحل، بر او آوار کرده بودند ...

کین نامه راست مدرن اسلامی کالبد شکافی فرهنگی کاران امنیتی - بخش دوم

در چپ ستیزی مهرنامه حکم های متکی بر دلیل نیز می توان دید و از جمله: «روشنفکر چپ ایرانی خشونت را تقدیس کرد». این حکم به این برهان قاطع مجهز است که «مفهوم اعدام انقلابی هرگز در فقه شیعه سابقه نداشت و تحت تاثیر مستقیم روشنفکری چپ وارد ادبیات سیاسی معاصر ایران شد». هر کس که در مخالفت با این حکم سردبیر مهرنامه از صد ها فتوای قتل در تاریخ شیعه، از ترور کسروی، قتل های زنجیره ای، بهائی کشی ها و اعدام های ۵۷ و ۶۰ و ۶۷ یاد کند «اعدام باید گردد».

بخش: 

ردیه نویس در عنوان واکنش خود نوشته است «روشنفکر تهمت نمی زند»

ردیه نویس تک گوئی که در پاسخ خود به من، نه فقط نام من و نام ناشر مقاله من، که حتی یک بخش کوتاه از «گوی» مرا در پاسخ «گفت» مفصل خود منتشر نمی کند و اجازه نمی دهد تا خوانندگان نشریه او از انتقادهای دیگران آگاه شوند، خوانندگان و همکاران مجله خود را چندان احمق می پندارد که قادر به درک این نکته نیستند که گفت و گو، دستکم، دو سو دارد. و حق هر دو سو است که بگویند و بنویسند و شنیده و خوانده شوند.

وقتی دروغ، تاریخ استفراغ می کند - ۱

فدائیان جهل، پویان نادان، کاستروی جنده باز و معرفی یک تیپ

بخش هائی از این متن در باره نظریه های فدائیان نخستین، به گذشته برمی گردد اما هدف نه بحث در درستی یا نادرستی این نظریه ها و نه تحلیل تاریخ گذشته، که تحلیل نوعی از روزنامه نویسی در «اکنون» جامعه ما و معرفی تیپی است که در دو دهه اخیر پدیده آمده و تکثیر می شود.
در بستر این بحث این پرسش نیز در باره دلایل سرمایه گذاری هنگفت جمهوری اسلامی در چپ ستیزی مطرح است.

بخش: 
اشتراک در RSS - فرج سرکوهی