ويليام تب

پس از نئوليبراليسم چه خواهد آمد؟

براى خيلى از نخبگان آمريکا، نگرش چند جانبه – تحت فشار قرار دادن اما مشورت و سازش ظاهرى با متحدين –برترين راه دستيابى به سلطه بوده و همچنين ميباشد. از دوران وودرو ويلسون (Woodrow Wilson)، يعنی از اوائل قرن بيستم تا دوران رئيس جمهور بوش اول و پايان دوران کلينتون، اين نگرش وجود داشته است. امّا ١١ سپتامبر آغازى بود براى نگرشى جديد به دنيا. همانطوريکه گرى اشميت و تام دانلى (از پروژۀ غير محافظه‌کارانه براى قرن جديد آمريکا) در ژانويۀ ٢٠٠٢ نوشتند، دکترين بوش براى آنچه که از آن تهى است قابل اهميت است. "سياست بوش سياست چند جانبۀ کلينتون نيست؛ رئيس جمهور به سازمان ملل متحد رجوع نميکند، به کنترل مسابقۀ تسليحاتى ايمان ندارد، جائى براى "راه حل صلح آميز" باقى نميگذارد، و به رئاليسم بالانس قدرت دوران پدرش اعتقادى ندارد. برعکس، دکترين بوش باز تأکيدى است بر اينکه صلح و امنيت پايدار تنها با قدرت نظامى - سياسى آمريکا به‌دست خواهد آمد".

پس از نئوليبراليسم چه خواهد آمد؟

اولين چيزى را که بايد متوجه شد اين است که نئوليبراليسم، حتى از نظر خيلى از اقتصاددانان و تحليلگران سياسى جريان اصلى (mainstream)، در دستيابى به اهداف اعلام کرده‌ى خود شکست خورده است. نئوليبراليسم نه باعث رشد سريع اقتصادى، نه باعث کاهش فقر، و نه باعث باثبات‌تر شدن اقتصاد شده است. در حقيقت، در طى ساليان هژمونى نئوليبراليسم، رشد اقتصادى کندتر شده است، فقر افزايش يافته است، و بحران‌هاى اقتصادى و مالى رايج‌تر بوده است. آمار و ارقام در مورد هرکدام از اينها فراوانند. اما، نئوليبراليسم به مثابه‌ى پروژه‌ى طبقاتى سرمايه موفق عمل کرده است و توانسته است در راستاى هدف اعلام نکرده‌ى خود، سلطه‌ى شرکت‌هاى فرامليتى، سرمايه‌گذاران بين‌المللى، و بخش‌هائى از اليت‌هاى محلى را افزايش دهد

اشتراک در RSS - ويليام تب