احمد فرهادی

تحقیر مجلس در راستایِ کاهش جمهوریت

ورود پرسروصدای روزهایِ سوم و چهارم اسفندماهِ مجلس به کنش‌گری‌های دوروبر برجام سرانجام خوشی نه برای نهادِ مجلس داشت و نه برای نمایندگان.

مجلس ۳ ماه پیش‌تر (۱۱ آذرماه ۱۳۹۹) طرح "اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران" را به تصویب رسانده و دولت را موظف کرده بود میزان تولید و غلظت اورانیوم و هم‌چنین شمار سانتریفیوژها را افزایش داده و درصورت عدم لغو تحریم‌ها نظارت‌های فراتر از پادمان از جمله اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند.

جنبش فدایی در چارچوب جامعه

آغازِ برآمدِ مردمی تغییرِ گفتمان را در دستور قرار داد وگسترش برآمد مردمی و انقلاب بهمن امکان تغییر را فراهم آورد. گرد آمدنِ چندین ده‌هزار هم‌میهن در نخستین میتینگ سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران، با خود این پیام روشن را آورده بود که زمانِ تغییر فرارسیده و امکانِ آن فراهم آمده است. مبارزۀ چریکی با شتابِ فراوان جایِ خود را به مبارزۀ سیاسی داد. تنها بخش بسیار بسیار اندکی از نیرویِ گستردۀ فداییان بر مبارزۀ مسلحانه پافشردند.

تحریف برای خاموشیِ سازمانِ ریشه‌دارِ پنجاه ساله!

ثانیا سازمان روی‌کردِ خود به امرِ تشکیلِ حزب را به‌روشنی و بدونِ هیچ پرده‌پوشی اعلامِ بیرونی و همگانی کرده است. دلیلی ندارد دو جریانِ دیگر، که در بنیان‌گذاریِ حزب شریک و همراهِ سازمان بوده‌اند، با وجودِ آگاهی از این روی‌کردِ آشکارا اعلام شدۀ سازمان، برپایۀ تصوراتِ خود پای در راهِ شراکت با سازمان گذاشته باشند. با این‌همه اگر کسانی تصوراتِ خود را جایِ مصوباتِ اعلام شدۀ سازمان گذاشته‌اند، مسئولیتِ نادرستیِ کار پایِ خودشان است.

کنگرۀ چشم‌اندازی نو

آری دستاوردهایِ کنگره میوۀ کوششِ جمعی بود. آرزویِ من این بود که دستاوردهایِ کنگره بسیار بیشتر از این‌ها می‌بود. ولی دستاوردها را با آرزوها سنجیدن و از وزن آن‌ها کاستن، در بهترین حالت نیرویِ کارِ انسان را کاهش می‌دهد و در بدترین حالت احساسِ شکست را به‌جایِ احساسِ پیروزی می‌نشاند. امیدوارم ما اعضایِ تشکیلاتِ سازمان با واقع‌بینی ارزشِ دستاوردهای‌مان را بدانیم و بتوانیم ظرفیتِ بهره‌گیری از فرصت‌های ایجاد شده را داشته باشیم و بتوانیم در راهِ خویش‌کارهایِ زیادی که در برابرِ مردمِ کشورمان داریم گام‌هایِ درخوری برداریم.

کنگرۀ شکیبا

کنگرۀ هفدهم فرصتی ۶ ماهه برایِ یافتنِ راهی موردِ اجماع پیش‌بینی کرده است. در راهِ انجامِ چنین وظیفه‌ای سازمان با چالش‌هایی کاملا جدید روبه‌رو است، با چالش‌های "پساپانزده". برایِ پیروزی بر این چالش‌ها به خیلی چیزها نیاز داریم به‌ویژه به نوآوری، بسنده نکردن به راههای پیموده شده و جست‌وجوی راههای ناپیموده، شجاعت، تکیه بر ارزیابی‌هایِ واقع‌بینانه، ... و تکیه بر هم‌دیگر و بر رفاقتِ نیم‌قرنی‌مان.

تشکلِ نوبنیاد و آرمان‌گراییِ واقع‌بینانه!

به شرطی که از کوشش برایِ معرفیِ این تشکلِ نوبنیاد، که دارد در خارج از کشور بنیان‌گذاری می‌شود، جایِ حزب یا سازمانِ سیاسیِ موردِ نیاز داخلِ کشور پرهیز شود.
ارزیابیِ من این است که بنیان‌گذاریِ این تشکلِ مشترکِ مشخص از سویِ سه جریان، که ریشۀ فدایی دارند، هم می‌تواند توانِ یاری‌رسانی به چپِ داخلِ کشور برایِ برآمدِ سامان‌یافته‌تر و سازمان‌یافته‌تر و کارآتر در سپهر سیاسی-اجتماعیِ میهن‌مان را افزایش دهد، هم می‌تواند انگیزۀ دیگری برایِ هم‌گراییِ نیروهایِ سیاسیِ چپ در داخلِ کشور بیافریند، و هم می‌تواند نیرویِ بیشتر و کارآتری برایِ کوشش در راهِ هم‌گرایی‌هایِ گسترده‌تر در خارجِ کشور فراهم آورد. به شرطی که از کوشش برایِ معرفیِ این تشکلِ نوبنیاد، که دارد در خارج از کشور بنیان‌گذاری می‌شود، جایِ حزب یا سازمانِ سیاسیِ موردِ نیاز داخلِ کشور پرهیز شود.

ا

زنده باد فرایندِ وحدتِ صفوفِ چپ

نقدِ «گزارشی از کارکرد هیئت برگزاری کنگره مشترک»

راست این است که پنج – شش سالی که پای به اصطلاح "پروژه وحدت چپ" برباد رفته است باید بس باشد. به نظر می‌رسد برخی از مدافعانِ پیشینِ «پروژه وحدت چپ» هنوز در پیِ برگرداندنِ دوبارۀ آب به همان جوی‌اند. درست این می‌نماید که آزموده را بار دیگر نیازمود. آیا زیان‌های وارد آمده را سودی است که جبران کند؟ بیش از این زخمی که بر تنِ پای در راهانِ هم‌گرایی نشسته را بر نتابیدن درست‌تر می‌نماید

پروژۀ وحدتِ چپ مرد، زنده باد فرایندِ وحدتِ صفوفِ چپ

در بینِ کسانی که پای در راهِ طرحِ نو گذاشته‌اند در رابطه با سنجۀ دو طرح سه دستۀ نظری وجود دارد: یک دسته این‌همانی طرحِ نو و "پروژۀ وحدتِ چپ" را تبلیغ می‌کند، دستۀ دوم "پروژۀ وحدتِ چپ" را پایان یافته و این‌همانیِ آن و طرحِ نو را نادرست می‌داند، و دستۀ سوم نیازی به سنجشِ دو طرح نمی‌بیند. من برایِ رعایتِ دستۀ سوم، که به گمانِ من پرشمارتر از دو دستۀ دیگر است، به دلایلِ نادرستیِ این "این‌همانی" نمی‌پردازم. بحثِ اصلیِ من این است که در یک جمعی که آغاز به یک حرکتِ مشترک با چشم‌اندازی درازمدت کرده، نظرِ شخصی را نظرِ جمع نشان دادن درست نیست.

نگذاریم نامزدِ بیتِ رهبری رییسِ جمهور شود!

خطایِ ما مردم در موردِ وزیر شدن و وزیر ماندن چنین جنایت‌کاری بسیار سنگین است، ولی به هیچ وجه قابلِ قیاس با گناهی نیست که می‌تواند به رییس جمهور شدنِ جنایت‌کاری همانندِ او با رایِ مستقیمِ مردم بیانجامد. به گمانِ من جلوگیری از نشستنِ لکۀ ننگِ ریاستِ جمهوریِ جنایت‌کاری چون رییسی بر دامنِ تاریخِ میهن‌مان وظیفه‌ای است ملی. باور دارم ملتِ ایران تواناییِ آن را دارد جلویِ رییس جمهور شدنِ او را بگیرد

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - احمد فرهادی