محمدرضا شالگونی

چگونه می توان دیکتاتوری را درهم شکست؟

مبارزه مسلحانه ضرورتاً به معنای فاصله گرفتن از اصلاح طلبی یا آزاد کردن ظرفیت های دموکراتیک مردم نیست. بسیاری از مبارزات مسلحانه طولانی و حتی توده ای را می شناسیم که دیکتاتوری های خشنی را روی کار آورده اند و انقلاباتی را می شناسیم که بدون خون ریزی توانسته اند دیکتاتوری های حاکم را به زیر بکشند

درماندگی جمهوری اسلامی

طرح هدفمند کردن یارانه ها دارد به چیزی مانند تغییر تقویم رسمی کشور توسط رژیم شاهنشاهی تبدیل می شود و اگر توفان خشم توده ای مردم نیرومندتر شود، یکی از اولین عقب نشینی های جمهوری اسلامی احتمالاً پس گرفتن همین طرح خواهد بود. رژیم در حالی ناگزیر است مجدداً با مردم روبرو شود که از ماسک "مستضعف پناهی" اش چیزی برجای نمانده است

انقلاب عرب و جنبش ضد دیکتاتوری ۱۳۸۸ ایران

انقلاب های تونس و مصر نیز مانند جنبش اعتراضی سال گذشته در ایران در وهله اول جنبش های ضد دیکتاتوری هستند و قبل از همه ناگزیرند با رژیم حاکم دست وپنجه نرم کنند. و مانند غالب جنبش های ضد دیکتاتوری، در دوره گشایش، با تظاهرات سیاسی اعتراضی و با مشارکت سنگین جوانان و به ویژه جوانان تحصیل کرده، مشخص می شوند

ناقوس دلنواز انقلاب عرب

آنهایی که ورد گرفته بودند و پایان عصر انقلابات را موعظه می کردند، حالا باید اوراد دیگری سرهم بندی کنند. انقلاب عرب نشان می دهد که قرن بیست و یکم نیز می تواند مانند قرن بیستم، قرن انقلابات توده ای و قرن شورش لگدمال شدگان و گرسنگان باشد. و همین یک ماه گذشته نشان داده است که پائینی ها خشونت نمی خواهند، بالایی ها هستند که خون می ریزند

"نیروی شگرف مفهوم منفی"

این تجربه را مخصوصاً دو گروه از ایرانیان باید به خاطر بسپارند: اولاً آنهایی که خیال می کنند بی توجه به خواست های کارگران و زحمتکشان می توانند به دیکتاتوری پایان بدهند و با خوش خیالی کوته بینانه ای طبقه متوسط را فاعل پیکار برای دموکراسی می پندارند؛ ثانیاً آنهایی که پیکار برای دموکراسی را به خاطر این که طبقه متوسط هم از آن حمایت می کند، "بورژوایی" می نامند

تعیین حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی بی معناست

با توجه به نبودِ شرایط لازم برای تعیین با معنای حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی، جدی گرفتن مراسم های سالانه رژیم در این مورد، عملاً جز توهم پراکنی و گرم کردن تبلیغات رژیم معنای دیگری نمی تواند داشته باشد

باند احمدی نژاد در پی چیست؟

شواهد متعدد نشان می دهند که باند احمدی نژاد دست کم در حوزه هایی در جهت فاصله گرفتن از ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و قواعد شناخته شده فقه حرکت می کند، از تأکید بر ناسیونالیسم ایرانی گرفته تا اعلام بی اعتقادی مثلاً به گشت های حجاب و عفاف و حرمت موسیقی و امثال آن

بازهم در باره طرح "هدفمند سازی یارانه ها"

حمایت اصولی طرفداران "بازار آزاد"، از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گرفته تا اقتصاد دانان وطنی نئولیبرال از این طرح نشان می دهد که اندیشه اقتصادی بورژوازی تا چه حد خصلت ایدئولوژیکِ کور و جانبدارانه ای دارد. مگرآنها کورند و نمی بینند که هدف اصلی این طرح مسلط کردن هر چه بیشتر یک دولت فاشیستی بر زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم این کشور است؟ 

پویایی دیکتاتوری

چنین حکومتی نوعی استبداد مطلقه است که خواه ناخواه باید از طرف روحانیت یا عده ای محدود که خود را آگاه به فقه اسلامی می دانند، اعمال گردد. تردیدی نیست که چنین حکومتی جز با نفی کامل حق حاکمیت مردم غیرقابل تصور است

جمهوری اسلامی به کجا می رود؟

هنگامی که حتی انتخابات فیلتر شده برای دستگاه ولایت درد سر ساز می شود تا جایی که عده ای از حلقه اصلی قدرت علناً اصل انتخابات را بحران ساز می نامند و خواهان برچیده شدن هر نوع انتخابات می شوند، جای تردیدی باقی نمی ماند که بازده نزولی در تلاش حکومتیان برای کسب مشروعیت سیاسی به نقطه خطرناکی رسیده و آنها جز شمشیر عریان روی چیز دیگری نمی توانند حساب کنند

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - محمدرضا شالگونی