فرخ نعمت پور

اعتقاد و مدح

علت گسستن مدح در این نحلە فلسفی از هدف (یعنی انسان) این است کە بنابر تعبیر آن، وجود قبل از ذات می آید، و وجود چیزیست کە بشر خود آن را می سازد، با انتخاب یا انتخابهای خود. پس مادام کە بشر خود سازندە و خالق پدیدەهاست و پدیدەها هر دم متولد می شوند و می میرند پس مدح را جائی نیست. بشری کە متولد می کند و می میراند، نمی تواند قابل مدح باشد.

آیا مفاهیم و شرایط دیگری را باید؟

پس علی الاصول دو تغییر روی داده‌اند، و یا دقیق تر بگوئیم یک تغییر قطعی و یک دگرگونی احتمالی (که‌ این احتمال بنا به‌ گفته‌های ایشان بیشتر به‌ قطب قطعی نزدیکتر هست)، اتفاق افتاده‌اند: تغییر قطعی این است که‌ برخی اصولگرایان مخفیانه‌ و به‌ شیوه‌ای هنوز غیر علنی به‌ لیبرالیست و کاپیتالیست تبدیل شده‌اند، و تغییر احتمالی اینکه‌ دیگر اصولگرائی و اصلاح طلبی قادر به‌ توضیح و توصیف صحنه‌ سیاسی ایران به‌ مانند سابق نیستند.

بخش: 

احتمال همراهی خامنەای با تغییر

تعبیر دیگری هم می تواند در کنار این تعابیر مختلف وجود داشتە باشد کە همانا تلاش برای تغییر در وضعیت کشور نە تنها از طرف روحانی، بلکە از طرف بیت رهبری هم. بە بیانی دیگر، ارادە تغییر نە تنها در روحانی بلکە درخامنەای واطرافیانش نیز وجود دارد، حال فارغ از درجە آن.

بخش: 

دیالوگ بر بستر تناقضات

سقراط را آنانی کشتند کە منطق دیالوگهای او را درک نکردند، و آن را مضر یافتند. همین نخبە کشی جامعە آتن، افلاطون را بدانجا کشانید کە علیرغم تاثر بیکرانش از سقراط، با خصلت ضد دمکراسی خود، پایەهای دیالوگ را محدود و یا تضعیف کند. پس در عالم واقعی یونان باستان، دیالوگ دوتا خصلت منفی جانبی هم داشت کە یا بە مرگ نخبە منتج شد، و یا بە ایدەهای محدودگرایانە افلاطون در مورد جامعە باز.

گفته‌ها خوب، راه‌ صعب العبور

در کنار این امید به‌ تغییر حس نگرانی هنوز قویست. اگر نفس خود انتخاب روحانی نیمه‌ پری را به‌ همراه‌ آورد، ولی نیمه‌ خالی را هنوز دشواری بسیاریست و درست این نیمه‌ خالیست که‌ از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا که‌ کار را در اتمام کامل آن باید دید.

کدام بستر، دین یا مدرنیته‌؟

اندیشه‌ اسلامی، اگر در پی پیشبرد حضور خود باشد، و اگر در این فکر است که‌ این حضور، عموم مردم را به‌ بهروزی رهنمون شود، بناچار باید مدرنیته‌ را به‌ عنوان بستر عمومی کار و حضور خود پذیرا شود.

بحثی کوتاه‌ در باره‌ "تحول خواهی"

اگر بحث بر سر تقابل مفاهیم است، در واقع این "اصلاح طلبی" است که‌ در مقابل "انقلابی گری" قرار می گیرد، و یا برعکس. این دو مفهوم، دو قطب منتهی الیه خطی هستند که‌ وسطش "تحول خواهی" قرار گرفته‌ است.‌ "تحول خواهی" نه‌ در مقابل انقلابی گری است و نه‌ در مقابل اصلاح طلبی.

روحانی پیروز شد؛ دشواریها

در واقع پیشبرد آرام برنامه‌ تغییر در ایران، علاوه‌ بر حضور و فشار مردم از پائین و حضور نیروهای خواهان تغییر در قدرت، به‌ وجود وضعیت متناسبی در منطقه‌ هم نیاز دارد که‌ کل این روند را به‌ جلو براند. فشار توده‌ای، اصلاح گرائی در قدرت، تضعیف میلیتاریسم و تشنج زدائی در منطقه‌ پارامترهای تغییر در زندگی و وضعیت مردم کشور ما هستند.

بگذار طرح خواسته‌ها روزمره‌ شوند!

آنچه‌ مورد توجه‌ اپوزیسیون‌ است در واقع و بشیوه‌ای بنیادی یک انتخاب شجاعانه‌ از طرف مردم است که‌ می تواند به‌ تغییر وضع موجود کمک کند. اپوزیسیون، خواهان استقرار نظامی دمکراتیک و مردمی در کشور است که‌ در آن آزادیها، حقوق مردم و امنیتشان پاس داشته‌ شود. باشد که‌ مردم در صورت هر انتخابی (شرکت یا عدم شرکت)، با قدرت بیشتری نسبت به‌ سابق بر خواسته‌های خود پای بفشارند و انتخاب خود را تنها معطوف به‌ حضور یا عدم حضور نکنند.

بخش: 

جریان تردید و کارخانە تولید تهمت های ناروا

فارغ از جوابهای این سئوالات، اما یک چیز قطعی است و آن هم همانا شتاب گرفتن روند تهمت زدنهای درونی در نظام است، امری کە ناشی از چند مسئلە است: ١ـ پائین آمدن سطح تحمل و مدارا در میان همراهان دیروز و امروز، ٢ـ حساس تر شدن موقعیت کل نظام، ٣ـ و سرانجام خیز برداشتن هرچە بیشتر جناحهای افراطی برای حذف رقبا.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرخ نعمت پور