فرخ نعمت پور

نشست رئیسی با نخبگان و اساتید

تکرار نصایح اساتید و نخبگان کشور در خصوص همان راهکارها کە در دولتهای پیشین هم مطرح می شدند، نشان از آن دارد کە بخش تکنوکرات و نخبە کشور کماکان راهکار لیبرالیستی برای برونرفت از شرایط اقتصادی کشور ارائە می دهند، امری کە نمی تواند خوشایند فردی مثل رئیسی باشد. زیرا این پیشنهادات عملا بە معنای عادی سازی و گسترش روابط با خارج کشور، بویژە ایالات متحدە آمریکا است و این یعنی تغییر در برخی مولفەهای نگاە استراتژیک آنان بە امر سیاست کلان در کشور.

دو تاکتیک برای سرپا نگهداشتن اقتصاد

حاکمیت می داند کە در صورت کمبود کالا، جامعە در شرایط کنونی بسرعت می تواند وارد آشوب و بلوا بشود، و با هجوم مردم بە مغازەها و بازار، کنترل از دست نیروهای انتظامی و امنیتی خارج بشود. از طرف دیگر با تضمین وجود پول در جامعە (علیرغم انباشت آن در بخش کوچکتری از جامعە)، امکان خرید در بازار بنوعی حفظ می شود و بە این ترتیب علیرغم همە فشارها، اقتصاد بنوعی خواهد چرخید.

کوبائی کە رنج می برد

متاسفانە نظام جهانی سرمایە از چنان تسلطی برخوردار است کە می تواند از طریق فشارهای کمرشکن اینگونە نظامها را تغییر ماهیت دادە و بە ضد فلسفە وجودی خود تبدیل کند. و در توجیە مشکلات و عقب نشینی ها هم نمی توان همیشە بە فشار امپریالیستها ارجاع دارد، زیرا اگر واقعا در دنیائی کە امپریالیستها چنین امکان تعرض دارند و می توانند همە معادلات را بهم بزنند، خوب است انقلابیون نگاە دیگری بە امر انقلاب و تغییر در جهت تامین منافع کارگران و زحمتکشان داشتە باشند. سوسیالیسم را نمی توان تحت هر شرایطی ایجاد کرد.

جنگ، بیرونی و درونی ندارد

واقعیت این است کە جنگ، درونی و بیرونی ندارد و اگر کشورها بە شرایط نامناسب روابط میان خود ادامە دهند، هر جنگ بیرونی سرانجام درونی خواهد شد و هر جنگ درونی سرانجام بیرونی. راە چارە تنها در گریز عمومی از پدیدە جنگ در گستردەترین معنای آن قرار دارد. جنگ و رقابت ناسالم، پدیدەای تحمیلی نیست، بلکە انتخاب است.

عروج طالبان، تشدید تندروی در منطقە

با پیشروی طالبان ما وارد دوران جدیدی در آرایش سیاسی موجود در خاورمیانە خواهیم شد، آرایشی کە بە هیچ وجە بە نفع کشور نیست. بە قدرت رسیدن یک نیروی تندرو اسلامی در مرزهای شرقی ایران، باعث تشدید گرایش تندرو و امنیتی در ایران شدە و دلیلی دیگر بر لزوم تراژیک عروج بیشتر تندروها و جریانات امنیتی در ساختار قدرت سیاسی کشور خواهد افزود.

بخش: 

مهار و مشروعیت

تا زمانی کە دلیل مهار باقیست، امکان تغییر وجود ندارد، و برای غالب شدن بر آن باید نیروی جدید بشیوە عملی و روانی از چنان قابلیتی برخوردار باشد کە در مرحلە طرد مهار بتواند وجود خود را بشیوە اثباتی بەظهور برساند.

بخش: 

آقای خامنەای، بە سفر بروید!

البتە می توان گفت کە شاید این امر تعمدی صورت می گیرد. رهبر جمهوری اسلامی و مشاورانش بخوبی از تاثیرات نظام غربی بر شاهان قاجاریە و پهلوی آگاە هستند و برای همین ماندن در خانە را بهترین روش ممکن برای دوری از افتادن در دام غرب گرائی می دانند! و برای همین هم هست کە بر خلاف دوران ناصرالدین شاە هیچگونە مغازلەای با همان اصلاح طلبان حکومتی هم ندارند کە درست مانند دوران قاجاریە عدە قابل توجهی از آنان در غرب درس خواندەاند.

جنگ، و تحکیم احساس ملی

شاە از طریق برجستەکردن مدرنگرائی از مدرنیتە فرار می کرد، و جمهوری اسلامی هم از طریق جنگ و ادامە تعارض بی معنا با ایالات متحدە درست دارد همین فرار شاە را تکرار می کند. و او هم مانند شاە نمی فهمد کە نمی شود پروژە ملت سازی را بدون مدرنیتە بە سرمنزل مقصود رسانید. نە مدرن سازی بە تنهائی می تواند انسجام ملی ایجاد کند و نە جنگ و تعارض. خوب است حاکمان یک بار برای همیشە بە این نتیجە برسند کە انسجام ملی در احساس تعلقی وجود دارد کە ریشە در احساس داشتن حقوق از طرف آحاد مردم دارد.

بخش: 

دوگانە مکمل

در بازی برد ـ برد، ذاتا باخت ـ باخت هم وجود دارد. همانگونە کە در باخت ـ باخت، برد ـ برد وجود دارد. در این دو بازی نسبتا همگون نمی توان شاهد تغییر عجیبی بود، اما می توان بە سطح بالاتری از بازی باور آورد. در واقع ما آنگاە با تغییر روبرو هستیم کە کل ماجرا بە بازی برد ـ باخت تغییر ماهیت دهد.

تصامیم سخت و کلان

از این منظر می توان بە این نتیجە رسید کە اگر سخنان حسن حسن هانی زادە را مبنا بگیریم، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، انتخاب و یا مهندسی کردن انتخابات در جهت گماردن رئیسی برای نظام الزامی بود، آن هم بە دو دلیل: ١ـ ایجاد حداکثر تفاهم میان سە قوە برای عدم تکرار رویدادهای زمان روحانی (یعنی عدم موشک پراکنی و بالارفتن از دیوار سفارتهای دیگر و غیرە)، و ٢ـ امکان اتخاذ تصامیم سخت و کلانی کە هانی زادە از آنها سخن می گوید.

نیاز منطقە بە نگاە جدید

تغییر در نگاە مسلط موجود در نظام ایران نسبت بە ایالات متحدە و سوء استفادەای کە این نگاە از آن در میان بخش مهمی از مردم می برد، بدون تغییرات منطقەای امکان ناپذیر است. جمهوری اسلامی را تنها آنگاە می توان بە تغییر در این بخش واداشت کە در کل صحنە تغییرات مهمی روی دادەباشد.

بخش: 

دنیائی کە ما در آن زندگی می کنیم

اگر توان بسیج ایدئولوژیها از بین رفتە است، می توان گفت بە همان نسبت توان بسیج سیستمهای موجود هم از میان رفتەاست و بە این ترتیب دنیا در یک خلسە میان دو یا چند جهانی بە سر می برد کە بیشتر حاکی از عدم اعتقاد قطعی نە بە این و نە بە آن است (و یا اعتقادی جزئی بە این و بە آن، و یا التقاطی از اعتقادها). و این چنین فرد پست مدرن در عدم اعتقاد خود و یا نسبی گرائی اعتقادی خود بە این و آن، می ماند کە نهایتا چکار کند کە در صورت واردشدن بە اعمال نسبی تاریخی، پس فردا احساس نکند کە گول خوردە و پشیمان نشود (این گول خوردگی بیشتر جنبە خودی دارد تا دیگری).

خدا می میرد، اما خدایان نە

بتهائی کە ابراهیم زمانی با تبر خود در کعبە مکە شکست و نشان از تعدد خدایان آن دورە داشتند، بعد از مرگ روحشان برگشت و این بار اسلام را از درون تسخیر کردند. البتە منظور این نیست کە مسلمانان بە خدایان گوناگون معتقدند؛ نە، منظور تفاسیر متعددی است کە مسلمانان از همان خدا و قرآن ارسالی اش دارند و بنابراین از این بابت فرق چنان فاحشی با پلورالیسم خدائی پیش از اسلام ندارند.

وعدەای کە سرانجام تحقق یافت

بە این ترتیب با حضور فردی مانند رئیسی امر انطباق میان تئو (خدا) و دمو (مردم)، حل می شود. زیرا بیسوادی و گوش بە فرمانی او، امر تبعیت مقام رئیس جمهوری از خدا از طریق شورای نگهبان و مقام معظم رهبری را تضمین می کند؛ و همزمان بعنوان فردی کە از طریق جمهور خاصی انتخاب شدەاست، امر اجماع مردمی هم شامل حالش می شود.

بخش: 

ریزش پایە رای سنتی ها، بهترین معیار سنجش

احساس خوب پیروزی کە مردم در هنگام رای دادن و در شکست دادن نامزدهای سنتی در خود می یافتند، بسیار قوی تر و خوشایندتر از احساس پیروزی بعلت عدم شرکت در انتخاباتها است. کمااینکە این عدم شرکت بیشتر از نیمی از جامعە را هم دربر گرفتە باشد. و این عدم احساس خوب از آنجا ناشی می شود کە سنتی ها کماکان از قدرت بسیج گستردە در میان پایە رای خود برخوردارند و سیاست تحریم عملا رە بە جائی نمی برد. یعنی عدم حضور در پای صندوق رای نە تنها منجر بە جذب بخش سنتی جامعە نشدەاست، بلکە از حضور همیشگی آنها در پای صندوق رای هم جلوگیری نکردەاست.

انتصخابات، و نە انتصابات یا انتخابات فرمایشی

در جریان انقلابات مخملی، اصطلاحی ابداع شد تحت عنوان 'اصقلاب' کە محل تلاقی اصلاحات و انقلاب بود، واژەای کە بسیاری آن را متناسب با روند تحولات در کشورهای اروپای شرقی ارزیابی می کردند. آیا نمی توان با بهرەگرفتن از همین منطق، از این بە بعد انتخابات را در جمهوری اسلامی تحت عنوان 'انتصخابات' توصیف کرد؟ کلمەای کە بە خوبی هم معرف جریان نظارت استصوابی است و هم معرف چگونگی روند انتخابات در میان خودیهای اصولگرا.

بخش: 

جلادی کە رئیس جمهور شد

حکومت این دورە، بدون اینکە هزینە دوران جنبش سبز را پرداختە باشد، یک دست تر شد. انتخاب رئیسی، دهن کجی آشکار بە مردم ایران و ضربەای سخت بە وجدان جامعە بشریست. انتخاب رئیسی انتخاب یک جلاد بود. و این در شان مردم ایران نبود.

بخش: 

پارادایم امنیتی

اما شرط نیست کە پارادایم موجود در حاکمیتها بە خود جامعە هم در همان مقیاس تسری پیدا کند. درست است کە امنیت می تواند همیشە دلمشغولی جامعە باشد و در بزنگاەهای خاصی بە خصوصیت اصلی در بطن آن هم تبدیل شود، اما نوع نگاە جامعە نمی تواند همان نوع نگاە حاکمیت بە پارادایم امنیت باشد. بویژە اینکە در کشاکشهای سیاسی، بنیانهای اقتصادی و معیشتی مردم فروبپاشند و تامین زندگی روزمرە بە معضل بزرگی تبدیل شود.

حکومتهای انقلابی با انقلاب سرنگون نمی شوند١

اما این مانع تغییر نخواهد شد. فقط اینکە باید هوشیار بود کە روند مبارزە را سیاە ـ سفید ندید. اینکە چنین بپنداریم حکومتیها همگی آن طرف خط اند و ما این طرف. باید نگاە مجموعەای بە کل تصویر داشت. در این گونە جوامع، خطی وجود ندارد تا بدقت جمعی را این طرف و جمعی را آن طرف فرض کند. در نگاە مجموعەای همە بنوعی در تغییر دخیل اند؛ از جملە بخش مهمی از حاکمان، کە تجربە نشان می دهد مرتب در زیر تیغ سرکوب و فشار قرار دارند. در این نگاە مجموعەای است کە بە امید تغییر از داخل می توان نشست.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرخ نعمت پور