مهرزاد وطن آبادی

ابهام شناسه های تحریف واقعیت، در مقاله آقای بهروز خلیق

سکولاریسم یک تاریخچه دارد و یک برادر معنوی به نام" لائیسیته " که این ها در گذشته معنای مختلفی داشتند و در روندی متحول شده اند، به هر حال هر دو توجه شان به این بوده که بین دستگاه مذهبی و دستگاه حکومت چه نوع رابطه ای میتواند وجود داشته باشد. سکولاریسم بیشتر متوجه این بوده است که به دستگاه مذهبی اجازه دخالت در حکومت را ندهد، در حالی که جمهوری عرفی نظیر لائیسیته اصلا درپی این است، دستگاه مذهبی را کنترل هم بکند. این دو یک تفاوت مختصر ولی فاحش با هم دارند.

احیای برجام با تشدید فشار جهت رویارویی با ایران تناسبی ندارد.

آنچه که میخوانید، ممکن است باعث خوشایند کسانی شود و شاید مسبب ناخوشایندی دگرانی گردد... بهر حال قلم سر آن دارد که یکه تازی و سلطه گری امپریالیسم آمریکا و متحدان و اذنابش در مورد برجام را زیر ذره بین برده، تا خوش باوران به لیبرال دموکراسی بخود آیند.

سقوط کابینه بوریس جانسون، نتیجه ناسازگاری سیاست با اخلاق

منتقدان و رقبای سیاسی نخست وزیر محافظه کار تاکید داشتند که هیچگاه نباید قابلیتهای بوریس جانسون در دوام آوردن زیر فشارها و غافلگیر کردن رقبا را دست کم گرفت. همچنین دولت او را متهم می کردند که " او یک قانون برای خودش دارد، قانونی دیگر برای دیگران" و اینکه او سیاستمداری است که هیچگاه طبق قواعد بازی نکرده است. بعد از افتادن طشت رسوایی، او امیدوار بود این بار هم جان سالم به در ببرد. اما دیگر اقبال یاریش نکرد و اکونومیست نوشت" جانسون در یک قدمی سقوط. عاقبت پیش بینی اکونومیست به تحقق پیوست، امروز تیتر زده بود،. سقوط یک دلقک!" که عاقبت نیز دلقک محافظه کار انگلیسی سقوط کرد، زیرا دومینو سقوط نخست وزیر از استعفای دولتمردان آغاز شد.

تورم و گرانی، معضلی بومی یا مشکلی جهانی

همزمانی این حرکت های خودجوش با حضور پررنگ جوانان و زنان با حرکت های اعتراضی معلمان می تواند این نتیجه را رقم زند که اعتراضات پراکنده و مقطعی به تدریج حالت سازمان یافته و هماهنگ پیدا کرده تا در نهایت به دگرگونی ماندگار موازنه قوا به نفع مردم بیانجامد . اما نباید فراموش کرد که وقوع اعتراضات خودجوش و غیر ساختارمند مردم در چندین شهر ایران و احتمالا شهرهای آتی خاص ایران نبوده و این اعتراضات مطالبه گرانه پیشتر از ایران و در دیگر کشورهای در معرض تورم جهانی به وقوع پیوسته است.

خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

زمان آن فرا رسیده است تا جریان چپ ایران و بالاخص سازمان فداییان خلق ایران( اکثریت)، بار دیگر باید به طور شفاف و مشخص، با تکیه بر آلترناتیو آزادیخواهانه، صلح طلبانه و مترقی سوسیالیستی به صحنه آمده و کارگران و زحمتکشان میهن را دعوت نماید، چنان دعوتی تا نیروهای اردوگاه کار و زحمت یعنی سوسیالیسم، بتوانند قد راست کنند تا در مقابل برآمد های فاشیستی نیو لیبرالهای جهانی و سیاست های نئولیبرالی وطنی، قادر شوند دوباره با شعار زنده باد سوسیالیسم رخ بنماید و در نتیجه مصاف با پروپاگاندای نیو لیبرالها، آلترناتیو سوسیالیستی را به عنوان سمبل رفاه عمومی، تامین اجتماعی، صلح و آزادی معرفی نمایند.

بخش: 

تحریم روسیه و معماری امنیتی نظم جهانی جدید

به گزارش سایت «کاستلوم» که بانک اطلاعات ردیابی تحریم‌های جهانی است، به نقل از « یتر پیاتتسکی »، مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا در دولت باراک اوباما و ترامپ که از جمله بنیانگذاران سایت کاستلوم است، می‌نویسد: «این یک جنگ هسته‌ای مالی و بزرگترین رویداد تحریمی در تاریخ است». او افزود: « روسیه ظرف دو هفته از دایره اقتصاد جهانی خارج و به بزرگترین هدف تحریم‌های جهانی و یک منفور مالی تبدیل شد».

سیاهکل، فریاد عصیانی زمانه بر علیه دیکتاتوری و برای آزادی

واقعیتی را نمی شود منکر شد که سازمان در برهه های تاریخی قبل و بعد انقلاب خود را بازسازی نموده، سازمان در راه آمده از آغاز تاکنون، مداوما به بازسازی و نوسازی اقدام نموده و می نماید و استواری و ماندگاری سازمان گویای آن است که سازمان پس از هر انشعابی باقی مانده است و خواهد ماند.

حزب چپ ناکام عرصه اتحاد چپ و اتحاد اتحادها

«هر بحران، برخی را درهم می شکند و برخی را آبدیده می کند - لنین»

در ضمن حزب چپ باید ثابت کند، چه جایگاهی در مبارزه نفس گیر در حوزه های مختلف جامعه دارد؟ تا مشخص کند، وزن و پتانسیل آن به چنان میزانی است و در این حوزه ها قادر است، قدرت تاثیر گذاری از خود بروز دهد. بر این نظرم، که در حزب چپ هنوز میل خروج از پیله، تقویت نشده تا وزن، اعتبار و هستی سیاسی خود را به ترازو بسپارد و این مظهر کاستی بوده، و در کنار کاستی هایی که در بالا از آن سخن رفت وضعیت ناکارآمدی را ترسیم می کند.

کنگره دوم حزب چپ مسبب مستحکم ترشدن سازمان شد

در واقع بزرگترین تشکل سراسری بوده است، که از دل چریک‌های فدائی خلق در آمد و پس از انقلاب در روند تحولات نظری – سیاسی ضمن رد مبارزه مسلحانه، خط مشی مبارزه مسالمت جویانه را در پیش گرفت، خوشبختانه در پرتو این تحول به وضعیت تشکیلاتی گسترده ای دست یازید که برآورد می‌ شد سازمان، در اوایل دهه شصت دستکم 20 هزار برگه عضویت توزیع کرده است و علیرغم فراز و فرود در روند مبارزه دچار انشعابات متعدد می شود و با قلت نیروی سیاسی محسوسی مواجه می شود، و با وجود قلت نیرو در سال 1364 می تواند نشریه « کار» ارگان سازمان، با تیتراژ 10 تا 20 هزار نسخه‌ را به صورت مخفی در سراسر ایران توزیع کند.

دوعضویتی و تشکل بزرگ چپ راه برون‌رفت از تفرقه

من از عضویت هم‌ زمان در دو تشکل استقبال می کنم، اما برای مرحله گذار یعنی بعد از پشت سرگذاشتن آن مرحله به قله رفیع وحدت برسیم، قله ای که بر فراز آن دیگر گروههای چپ خواستار اتحاد در قالب تشکل بزرگ، هم می آیند تا منافع گروههای اجتماعی مخاطب خود، در مقابله سیاسی مطالبه گرانه با حاکمیت امکان پذیر شود.

دوعضویتی، اسم شب پایانِ تلاشی حزب چپ (فدائیان خلق)

در پایان به حامیان دوعضویتی خاطر نشان می کنم، چون در شکننده گی حزب چپ تردیدی نیست، بعد از آن دیگر نمی توانید از نشان و حمایل یا سازمان از دست داده و منهدم خود جهت مبارزه یاری بگیرید، زیرا از یکطرف با حزب درهم شکسته روبرو شده و از طرف دیگر به دستان شما خواهان دوعضویتی، نام و نشان تشکل تان را از سپهر سیاست حذف کرده اند.

کنگره دوم، گامی بسوی تهیه برنامه و یا نه طرح کلی خواهدبود؟

اگر بزرگان حزب چپ... مایل نیستند تا این بار نیز شکست جنبش دمکراتیک مردم به پای آنها و تئوریِهای گذارشان نوشته شود، بایستی در برنامه خود روش مبارزه (تاکتیک) در رسیدن به آلترناتیودموکراتیک جمهوری اسلامی، دایره اتحاد فراگیر، محدود شود. ضمنا هدایت خیزشهای آینده برعهده احزاب و گروه های تجمیع در اپوزوسیون دموکرات خارج کشور باضافه افراد و شخصیتهای حقیقی در بطن جامعه داخل کشور صورت خواهد گرفت، چنین پیوندی قطعا احتمال خشونت و خونریزی در این خیزشها بسیار کاهش خواهدیافت.

نگاه بهزاد کریمی، درآمدی کهنه بر گفتمانی مضمحل *1

گریز دوم این بار توسط رفیق بهزاد کریمی شد که بدون توجه به تجربه فریدون احمدی، لیکن با احتیاط تر بر طبل اتحاد یا ائتلاف جمهوریخواهان سکولار و دمکرات با رضا پهلوی می کوبید که غیر قابل تصور بود، بەهر ترتیب عنصر شناخته تر شده گرایش چپ، یعنی بهزاد کریمی از فرجام ائتلاف بی حاصل احمدی – آهی درس نمی گیرد و موقعیت ساختار ائتلافی را که به سطح ساختاری موسمی تنزل یافته است را نمی بیند و در صدد تجربه مجدد برمی آید در حالی که می داند تجربه را تجربه کردن خطاست.

تن دادن به سلطه اقتدارگرایان مابەازای سیاست تحریم انتخابات

 کیفرخواست کسانی که در سیاست مشارکت نمی کنند آن است که زیر سلطه آدم های کم‌خرد زندگی کنند. (افلاطون) 

فدائیان باید ترجیح دهند در آتش مبارزه با اقتدارگرای مرتجع بسوزند تا اینکه کبریت بر خرمن هستی جمهوریت بزند که بیشترین انتفاع را عاید اقتدارگرایان می کند. نمی شود خود را درصف مقدم مبارزه با اقتدارگرائی قرار دهی، ولی با اتخاذ سیاستی، هدف آنها را تامین کنی که ناخواسته خوش خدمتی به آنهایی خواهد شد، در حالی که دم از تضعیف و حذف آنها می زنید.

تحریم انتخابات در خدمت استحکام بیشتر نهاد های انتصابی

بنابراین انتخابات سیزدهمین رئیس جمهوری متفاوت از ادوار گذشته شده و دیگر در چارچوب فرمول دو قطبی قابل تعریف نیست، زیرا مانور تبلیغاتی این تعداد بی سابقه نامزد های پوزوسیون به روالی درآمده که از هم اکنون همه در کسوت اپوزیسیون ظاهر شده اند

پنجاه سالگی جنبش فدائیان سنگربان آزادی عدالت اجتماعی و سوسیالیسم

بهرحال ۵۰ سال از عمر جنبش فدائیان گذشت. باوجود اینکه جنبش فدائیان در روند فعالیت خود پوست اندازی کرد، ولی هنوز هم نقد شیوه مبارزه جنبش فدائیان جایگاه ارزشمند خود را حفظ کرده است. در زمینه نقد و ارزیابی تاکتیک و شیوه مبارزه جنبش فدائیان نقطه نظرات بسیارند. برخی می پندارند که سیاهکل و جنبش برآمد آن ناکام ماند

تداوم هویت مستقل سازمان فدائیان خلق – اکثریت - در پنجاه سالگی جنبش فدائیان

سرانجام سازمان با به حرکت درآمدن موج انقلاب در 1356 و آزادی زندانیان سیاسی در 1357، در موقعیت بهتری قرار گرفت و به جذب نیروهای جدید به ویژه در بین جوانان پرداخت و در میان سازمان‌های گوناگون چپ مارکسیستی پس از انقلاب، سازمان به صورت بزرگترین آن‌ها ظاهر شد. اما وقوع انقلاب بهمن 57 تلنگری بود به سازمان تا نفی مبارزه مسلحانه را قطعی و به ضرورت سازماندهی سیاسی - تشکیلاتی برسد. بدین ترتیب توانستیم از یک گروه بسته چریکی به یک سازمان سیاسی سراسری فراروئید که می توانست بر روند اجتماعی – سیاسی جامعه انقلاب کرده، تاثیرگذار باشد تا بدانجا که در سال‌های 1358 و 1359 نیز به عنوان بزرگترین سازمان منتقد حاکمیت برآمد انقلاب بهمن 57 یعنی جمهوری اسلامی محسوب می ‌شد.

جمهوری اسلامی شکست ترامپ و پیروزی جو بایدن

ایران در چنین وضعیت ست که می تواند هم به عنوان قدرت مطرح منطقه و هم در مقام دولت طلبکار در ماجرای برجام، نقشه راه و پیشنهادهایی روی میز مذاکره قرار دهد تا بتواند جامعه جهانی را همسو و توجه نیروهای معتدل را به سوی خود جلب کرده و بدین ترتیب محصول میلیارها دلار هزینه های لابی های ایران ستیز متخاصم را نقش بر آب کند. و در پایان اینکه در عین حال که دل بستن به بایدن مترادف بی هراسی از سیاست های ترامپ نبود ولی در رابطه با بایدن باید خوش خیالی پیشه نکرد و سیاستی معقول اتخاذ کرد تا هم ‌منافع ایران تامین شود و هم بختک تحریم ها از میان برداشته شود و از سوی دیگر سبب خارج شدن غول افراطی گری ترامپیستها از شیشه نشویم.

مصائب تحریم مردم ایران را می آزارد

سازمان به مثابه بخش عمده جریان چپ در حین مبارزه با نئولیبرالیسم به هیچ وجه نباید همدلی خود را با دیگر نیروهای اجتماعی بویژه مردم را از دست دهد. اگر سازمان همچون گذشته برای تامین منافع ملی در کنار مردم دیده شود. بدون تردید وزن و احترام نظیر گذشته را نصیب خود می نماید. به خاطر داشته باشیم که وظیفه سازمان در همراهی با مردم علیرغم مخالفت با حاکمیت مستقر بوده و خواهد بود.

سهل و ممتنع دومینوی انشعاب در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

اصولا آن زمان که سازمان به مثابه جریان سیاسی چپ به نیروی عمده جامعه تبدیل شده بود. برای حضور فعال و موثرتر در عرصه سیاست آن روزگاران، چاره‌‌ای جز حفظ اتحاد برای یکپارچگی و انسجام نداشت. ولی متاسفانه بنا بدلائل تاریخی نظیر جوان بودن و فقدان دانش و تجربه سیاسی قادر نشد موقعیت خود را بعنوان نیروی عمده جامعه حفظ نماید تا اثرگذاری درخور ایجاد کند. اگر سازمان در آن روزهای سرنوشت ساز فاقد نقیصه بود، متوجه می شد سیاست عرصه تضادهاست و سیاستی که صد درصد مثبت و یا صد در صد منفی وجود ندارد. بنابراین با وجود بحران و ناتوانی در برونرفت از آن وضعیتی بوجود می آورند تا سازمان دیگر، آن سازمان بحرانزده قبل نباشد. این بحران، به میزانی که باعث تکه پاره شدن سازمان منسجمی شد، نتوانست منبع و منشاء تغییر و تحول شود و ناتوانی رهبری سازمان برای غلبه بر بحران را نشان ‌داد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مهرزاد وطن آبادی