مهرزاد وطن آبادی

رفع تحقیر از سیمای جریان طبقه متوسط

بخش پایانی: رویکرد اقشار طبقه متوسط و رویای دولت سازی   

واقعیت تاریخ مبارزات انتخاباتی به ویژه بعد از انقلاب 57 نشان داده داده است که طبقه متوسط ایران در کلیت خود نه تنها عامل پیشگیری از نابرابریهاست بلکه نقش آن در تبدیل نقش های اجتماعی از حالت خشونت آمیز به رقابت سیاسی بوده است

جایگاه و نقش زن در جنبش مسلحانه

ما گذشته را فراموش نکرده ونمیکنیم زیرا اعتقاد دارم فراموشتان نمیکنم. درحافظه تاریخ جنبش چپ مانند کوهید. حال که نگاه زاویه دار اما کنکاش واربه گذشته های دور برای انعکاس افتخارات رفقای زن در خانه های تیمی، با هدف فروزش بیشترچراغی فراروی زن رونده راه آینده صورت می گیرد. زنی که امروز مادر، همسر و یا خواهر است. تلخی مبارزه مسلحانه زن چریک به تجربه ای انجامید، برآیند شکست تلخ، تجربه گوارا و دلنشینی شد که از بند آن رستیم تا بار دیگر به خطا نرویم تا زن را آن سان ببینیم که هست.

رفع تحقیر از سیمای پیکر جریان متوسط

گرچه جابجایی طبقات و مدرن سازی ایران با سرعت بوقوع پیوسته و آدمهای از طبقه متوسط با ارزش های مدرن آشنا شده اند، اما همچنان سایه لایه های سنتی حکمفرماست. آیا ترکیبی از ارزشهای سنتی و مدرن پدید خواهد آمد؟ نشانه های آن کجاست؟ اگر ترکیب را پدید نیاورده اند امکان آن چگونه ارزیابی میشود؟ و آخر اینکه آیا اساسا وحدت در جهت ایجاد همسانی میسر میشود.

موضع هیلاری کلینتون براندازانه یا نگهدارانه رژیم ایران

اما چپ های جمهوریخواه رادیکال همسو با سلطنت طلبان نیز باید هشیارتر از آن باشند که در وضعیت همسویی با مشتاقان حمله نظامی، بدست خود باعث حمایت خارجی شوند، که تبعات نخستین آن هر چه پراکنده تر ساختن نیروهای اپوزیسیون مسالمت جو خواهد بود

رفع تحقیر از سیمای پیکر جریان طبقه متوسط

در پایان دهه اول قرن پیش رو گرچه شاهد شکست پارلمانی سوسیال دموکراسی در اسکاندیناوی بویژه سوئد بعد 4 دهه شدیم. اما در آغاز دهه دوم قرن کنونی " جنبش تسخیر وال استریت " در مهد سرمایه داری آمریکا پرچمدارنئولیبرالیسم نوید بخش طلیعه نوینی از تاریخ مبارزات مردم در سراسر جهان گردید

فارغ از خاستگاه نظری، اصولگرایان ایران همان محافظه کارانند (بخش پایانی)

در بخش نخست " محافظه کاری صورت ایدئولوژیک ندارد، مکتب رفتاری است " خواندید که میزان و گستره محافظه کاری در دوران های مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمیشود.*

در بخش دوم " محافظه کاری در ایران مقوله پیچیده و پر معما " آشکار ساختم که محافظه کاری در ایران علیرغم نقش خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از جایگاه اجتماعی چندان ضعیفی برخوردار نبوده اما در شاکله قدرت بویژه در طول حیات جمهوری اسلامی حضور مؤثر داشته و دارد.**

از " بازسازی جنبش جمهوریخواهی" تا " تاسیس سازمان جمهوریخواهان"

شاید شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خطیر وزن کشی گرایش های دو گانه در خدمت دیگر گرایشات غیر برجسته جنبش سبز است، گروهای غیر برجسته ای که بنا براراده موسسین فعلا در حالت ریکاوری قرار داده شده اند تا در فرصت مقتضی با اشاره انگشت آنان به میدان سیاست فرستاده شوند

محافظه کاری در ایران مقوله پیچیده و پر معما ! (بخش دوم)

محافظه کاری در ایران علیرغم نقش خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از جایگاه اجتماعی درخور برخوردار نبوده است. محافظه کاری در ایران به یک فحش سیاسی میماند تا یک شناسنامه سیاسی، بیشتر با انگ و برچسب نظری – سیاسی است که رادیکال ها بر پیشانی منتقدان خود مینشانند.

محافظه کاری صورت ایدوئولوژیک ندارد، مکتب رفتاری است (بخش نخست)

میزان و گستره محافظه کاری در دوران مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمی شود. محافظه کاری در درجه بالا به صورت ثبات گرایی مطلق، دیرینه پرستی و دیرینه محوری نمود پیدا کرده است. اما با وجود چهره های گوناگون، لیکن هیچگاه در قالب ایدئولوژی رخ ننموده است .بنابراین میتوان گفت محافظه کاری، بیشتر نوعی مکتب رفتاری محسوب میگردد.

مصالحه مساعی جناح ها در تحدید گرایش رادیکالیسم درون جناحی

 در برابر تعریف و گشایش زوایای گوناگون نگاه به مصالحه، چرایی این مصالحه و سازش در فرهنگ سیاسی ایران ناپسند و مذموم شمرده میشود. بدنبال یافتن پاسخ خود خواهد بود. پس مصالحه با یکدیگر ساختن مترادف غلبه بر گذشته ها و مناقشات گوناگون است. اما به نظر میرسد واژه سیاسی مزبور نه تنها در فرهنگ سیاسی ایران، بلکه در میان اندیشه ورزان چپ جایگاهی کسب نکرده است

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مهرزاد وطن آبادی